کودکانی که پیش از الفبا، صدای جنگ را یاد گرفتند

استان پنجم- شاید نتوانیم صدای جنگ را متوقف کنیم، اما می‌توانیم اجازه ندهیم این صدا تا عمیق‌ترین لایه‌های روان کودکان ما نفوذ کند.

▫️ داود امامی، روزنامه نگار

صدای جنگ، فقط صدای انفجار نیست؛ صدای شکستن امنیت روانی یک نسل است.
این روزها آسمان، بار دیگر پُر از صدای جنگنده‌ها، موشک‌ها و اخبار نگران‌کننده شده است. جنگ میان ایران، آمریکا و اسرائیل، اگرچه در سطح سیاست و ژئوپلیتیک تحلیل می‌شود، اما پیامدهای عمیق‌تری دارد که کمتر درباره آن سخن گفته می‌شود؛ پیامدهایی که در ذهن و روان کودکان ما در حال شکل‌گیری است.
داود امامی
🔻کودکی که هنوز چهار یا پنج سال بیشتر ندارد، قرار نیست معنای جنگ را بفهمد. قرار نیست صدای بمباران را بشناسد. قرار نیست چهره مضطرب والدین را ببیند و از اخبار تلویزیون یا شبکه‌های اجتماعی مفهوم خطر را دریافت کند. اما واقعیت تلخ این است که بسیاری از کودکان امروز ما، پیش از آنکه حتی مدرسه را آغاز کنند، با تجربه‌ای مواجه شده‌اند که حتی برای بزرگسالان نیز سنگین و فرساینده است.
▫️روان‌شناسان سال‌هاست بر یک نکته تأکید دارد: بخش بزرگی از اختلالات روانی در بزرگسالی، ریشه در تجربه‌های دوران کودکی دارد. مغز کودک در سال‌های اولیه زندگی در حال شکل‌گیری است و هر تجربه شدید هیجانی به‌ویژه ترس‌های ناگهانی و مکرر می‌تواند الگوهای اضطراب را در ذهن او تثبیت کند.
▫️کودکانی که صدای انفجار می‌شنوند، موشک‌ها را در آسمان می‌بینند یا شاهد اضطراب اطرافیان خود هستند، در واقع با نوعی «تهدید مداوم» روبه‌رو می‌شوند. مغز کودک در چنین شرایطی وارد حالت هشدار دائمی می‌شود؛ حالتی که می‌تواند به شکل حملات پانیک، اضطراب‌های شبانه، کابوس، چسبندگی شدید به والدین، یا حتی مشکلات تمرکز و یادگیری در سال‌های بعد بروز پیدا کند.
نگران‌کننده‌تر آن است که بسیاری از این کودکان هنوز در سنینی هستند که حتی توانایی کلامی برای توضیح احساسات خود ندارند. آن‌ها نمی‌توانند بگویند می‌ترسند؛ اما بدن و روانشان این ترس را تجربه می‌کند.
🔻تلخ‌تر اینکه برخی از این کودکان در همین یک سال، برای دومین بار تجربه مشاهده جنگ را پشت سر می‌گذارند. برای یک کودکِ چهار یا پنج ساله، این فاصله زمانی کوتاه نیست؛ بلکه بخش بزرگی از کُل زندگی او را تشکیل می‌دهد. یعنی جنگ برای او نه یک اتفاق دور، بلکه بخشی از واقعیت جهان است.
▫️کودکانِ امروز، بزرگسالانِ فردای جامعه‌اند و زخم‌هایی که امروز در روان آن‌ها شکل می‌گیرد، ممکن است سال‌ها بعد، خود را در قالب اختلالات اضطرابی، افسردگی و مشکلات ارتباطی نشان دهد.
در چنین شرایطی، مسئولیت خانواده‌ها، رسانه‌ها و نهادهای اجتماعی بسیار سنگین است. باید تلاش کنیم تا حد ممکن کودکان را از بمباران اخبار و تصاویر خشن دور نگه داریم، به پرسش‌هایشان با آرامش پاسخ دهیم و مهم‌تر از همه، حسِ امنیت را حتی در دل ناامنی‌های بیرونی برایشان بازسازی کنیم.
🔻شاید نتوانیم صدای جنگ را متوقف کنیم، اما می‌توانیم اجازه ندهیم این صدا تا عمیق‌ترین لایه‌های روان کودکان ما نفوذ کند.
حفظ کودکیِ کودکان، حتی در روزهای جنگ، یک مسئولیت انسانی و اجتماعی است؛ مسئولیتی که اگر امروز جدی گرفته نشود، فردای جامعه بهای سنگینی برای آن خواهد پرداخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *