داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی
فزونی حضور اتباع افغان در ایران، به خصوص در سالهای اخیر، به مسألهای جدی و چالشبرانگیز برای جغرافیای سیاسی کشور تبدیل شده است. این پدیده، به دلیل بحرانهای اقتصادی و اجتماعی در افغانستان، افزایش یافته و در کنار فرصتها، معضلاتی جدی را نیز بهدنبال داشته است.
خبر اخیر درباره دستگیری باند ۱۳ نفره افغان در زمینه قاچاق اعضای بدن، تنها یک نمونهی تلخ از مشکلاتی است که میتواند در نتیجه عدم نظارت کافی بر این قشر و عدم مدیریت مناسب بر منابع انسانی و اجتماعی، شکل بگیرد.
حضور بینظم و نامتعارف افغانها در ایران، با خود چالشهایی از جمله افزایش جرایم، تنشهای فرهنگی و حل مشکلات اقتصادی را به همراه داشته است. در این راستا، روشهای حکومتداری و حکمرواییهای شهری نیز در معرض چالشهای جدیدی قرار گرفتهاند.
بیکاری و کاهش دستمزدها بهدلیل ورود نیروی کار آنچنانی، یک معضل جدی برای کارگران ایرانی به حساب میآید. احساس نابرابری و فقدان فرصتهای شغلی مناسب، باعث افزایش نارضایتی عمومی و تنشهای اجتماعی شده است. همچنین، با ورود افغانها که اکثراً با هزینههای پایینتری کار میکنند، این سؤال پیش میآید که آیا سیستم اجتماعی همچون نهادهای مدنی و فرهنگی، میتواند بهموقع به این نارضایتیها پاسخ دهد یا خیر.
علاوه بر این، فرهنگهای متنوع و متفاوت افغانها میتواند به تعارضات فرهنگی و ایجاد حس عدم تعلق در برخی از مناطق منجر شود. این تنشها در جوامع شهری، به ویژه در محلههایی که شمار زیادی از افغانها در آنجا ساکن هستند، همکاری و همزیستی را تحت تأثیر قرار میدهد و از این رو، نگاه جدیتری به حکمرواییهای شهری و مدیریت اجتماعی لازم است.
دستگیری این باند و دامن زدن به دیگر جنایات، فضای اجتماعی را تحتالشعاع قرار خواهد داد. نارضایتی و بیاعتمادی به نهادهای دولتی که مسئول تأمین امنیت و رفاه اجتماعی هستند، میتواند به تضعیف حکومتداری مؤثر در شهری که تحت فشار اجتماعی قرار دارد، بینجامد. در این وضعیت، جامعه به دو دسته تقسیم میشود: آنهایی که به شدت نگران امنیت خود هستند و مهاجرانی که به دنبال فرصتهای بهتر زندگیاند.
مدیریت و حکمروایی شهری باید به یکپارچگی و همزیستی فرهنگی اهمیت ویژهای بدهد. با ایجاد سیاستهای مشخص برای تنظیم بازار کار و نظارت بر ورود و خروج افغانها به کشور، میتوان به بهبود وضعیت کارگران ایرانی و کاهش تنشهای اجتماعی کمک کرد. همچنین، لازم است برنامههای آموزشی و فرهنگی برای ترویج همزیستی مسالمتآمیز میان اقوام مختلف برگزار شود تا به تدریج حس تعلق به جامعه افزایش یابد.
جنایت اخیر در زمینه قاچاق اعضای بدن، یادآور ضرورت مدیریت قویتر و هوشمندانهتر در حوزههای اجتماعی و سیاسی است. نبود نظارت کافی بر حضور افغانها و عدم ایجاد سیاستهای کارآمد در حوزه حکمروایی شهری میتواند تبعات عمیقتری به دنبال داشته باشد. برای پیشگیری از تکرار این سناریوهای تلخ، باید در راستای تقویت نهادهای اجتماعی و قانونی وارد عمل شد و با برنامهریزی مناسب، به سمت جامعهای همدل و همزیست حرکت کنیم.