▫️داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی
در شرایطی که کشور با جنگ ترکیبی و فشارهای منطقهای و جهانی روبهروست، پایداری اجتماعی و آرامش روانی مردم مهمترین مؤلفه اقتدار ملی محسوب میشود. با این حال، آنچه این روزها در سطح جامعه تجربه میشود، نشاندهنده نوعی اختلال هدفمند در سازوکارهای حیاتی زندگی روزمره است؛ وضعیتی که نمیتوان آن را صرفاً حاصل ناکارآمدی دانست، بلکه بهنظر میرسد پای یک «طراحی پنهان» در میان باشد.
قطع برق مکرر، افت فشار آب، تورم لجامگسیخته، گران شدن نان و افزایش بیرویه قیمتها در حالی رخ میدهد که هیچ حادثه فوقالعاده یا تحریم جدیدی در هفتههای اخیر رخ نداده است. افزایش فشار روانی ناشی از تعطیلات پیدرپی به دلیل گرمای شدید نیز مزید بر علت شده است. این پرسش جدی در ذهن افکار عمومی شکل گرفته است: چرا همزمان با شکست پروژههای رسانهای دشمنان بیرونی، ما در جبهه داخلی چنین فشار بیسابقهای را تحمل میکنیم؟
در جنگ ۱۲ روزه اخیر که رژیم صهیونیستی تلاش بیوقفهای برای برهم زدن انسجام ملی ایران داشت، موفقیتی به دست نیاورد. اما گویا امروز، آنچه در قالب بحران خدمات عمومی و معیشتی به مردم تحمیل میشود، از سوی عواملی طراحی شده که نه در آنسوی مرز، بلکه در دل ساختارهای ناکارآمد یا نفوذزده داخلی جای گرفتهاند.
سؤال اساسی این است: چرا نظام مدیریتی کشور در مواجهه با بدیهیترین مطالبات مردم، یعنی آب، برق، نان و قیمتهای بازار، ناتوان ظاهر شده است؟ آیا این ناتوانی، تنها ناشی از ضعف ساختاری است یا نتیجه نفوذ و برنامهریزی پنهانی برای القای یأس، فرسایش روانی و دلسردی عمومی؟
تجربه تاریخی نشان داده که مردم ایران در برابر تهدید خارجی، یکپارچه میایستند؛ اما فشارهای مستمر معیشتی و روانی از درون، توان ایستادگی را فرسوده میکند. ایجاد بیثباتی در زندگی روزمره، سادهترین و در عین حال خطرناکترین راه برای ضربهزدن به سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی است.
اکنون، بیش از هر زمان دیگر، شفافسازی، پاسخگویی، مدیریت عادلانه منابع و هوشیاری نسبت به عوامل نفوذی در بدنه تصمیمگیری، از واجبترین اقدامات حاکمیت است. مردم ایران سزاوار کرامتاند؛ نه بیبرقی، بیآبی و بیاعتمادی.
🔸همراه ما باشید در👇
پیام رسان ایتا :
@ostanepanjom