
اگر ذات توسعه و هوشمندسازی شهری اقدام فردی باشد، آنگاه یک شهر فقط می تواند به اندازه شهروندانش باهوش باشد. با وجود افزایش محبوبیت شهر هوشمند، اما آن ها ایده جدیدی نیستند. امروزه پیشرفت در فناوری ها از حسگرها گرفته تا داده های بزرگ، باند پهن. و هوش مصنوعی، هوشمندسازی شهری را به واقعیت تبدیل می کند.
در حال حاضر نمونه های مختلفی از شهرهای هوشمند وجود دارد و تعداد. فزاینده ای از شهرهای ایالات متحده در حال پیشرفت برای توسعه زیرساخت های موجود خود با فناوری های هوشمند هستند.
هوشمندسازی شهری در گرو شهروند هوشمند می باشد
با این وجود، در میان همه شور و اشتیاق شهرهای هوشمند، مهمترین عنصر هر شهر فراموش می شود: خود شهروندان.
فناوری های شهر هوشمند به معنای بهبود زندگی شهروندان است، اما پیشرفت واقعی با بهبود مردم آغاز می شود، نه فقط مکان هایی که در آن زندگی می کنند.
اگر شهروندان شهر هوشمند، خود باهوش نباشد، شهر هوشمند آینده ای که از لحاظ فنی امکان پذیر باشد، امید به رونق پایدار نخواهد داشت. همچنین شهروندان متفکر نیاز دارند تا داده های تولید شده توسط دستگاه های هوشمند را به درستی تفسیر کنند، بدانند چه زمانی بهتر است به سیستم های هوشمند تکیه کرده و مجددا چه زمانی خودشان تصمیم گیرنده باشند.
در واقع، موفقیت شهرهای هوشمند تا حد زیادی به توانایی شهروندانش بستگی دارد.
مطالعات زیادی وجود دارد که نشان می دهد سرمایه گذاری در سرمایه انسانی در شهر های هوشمند نیز به همان اندازه مهم است. مطالعات انجام شده دانشگاه هاروارد، نشان می دهد که آموزش و پرورش پس از مساله آب و هوا، مطمئن ترین محرک رشد شهری است. گلازر در کتاب پرفروش “پیروزی شهر” می نویسد: “بهترین راه برای ایجاد یک شهر هوشمند، ایجاد مدارس است که افراد توانمند را جذب و حفظ می کند.”
مدیران شهری باید برای ایجاد سرمایه گذاری در توسعه راه های هوشمند، راه آهن و تاسیسات با سرمایه گذاری در توسعه شهروندان باهوش تر و خلاق تر تلاش کنند. آن ها باید امیدوار باشند که شهروندان قادر به درک یکدیگر و استفاده از خلاقیت در جهت بهبود جامعه باشند. در واقع سیستم آموزشی، به همان اندازه زیرساخت ها، مهم است.
هوشمندسازی شهری
مدیران شهر همچنین باید بدانند که فناوری نباید فقط برای دستگاه ها، بلکه برای اتصال انسان ها نیز مورد استفاده قرار گیرد. مسوولانی که این تمایزها را فهم می کنند، می توانند درک خود را در مورد هوشمندسازی شهری انجام دهند.
برای مثال، راتی و همكارانش در آزمایشگاه حساس شهر MIT از اصطلاح شهر معقول نسبت به شهر هوشمند حمایت می كنند.
شهرهای حساس دارای محوریت انسانی هستند و کاملاً برنامه ریزی نشده اند و فضای لازم برای انطباق و اکتشاف را در خود جای داده اند. آنها با ادغام سیستم ها و شهروندان، شبکه های دیجیتالی و فیزیکی، نوآوری های زیرساختی و اجتماعی به نیازهای انسان در زمان واقعی پاسخ می دهند.
برای افرادی که مصمم هستند از اصطلاح شهرهای هوشمند استفاده کنند، بوید کوهن از دانشکده تجارت EADA در بارسلونا تعریف جامع تری از شهرهای هوشمند ارائه می دهد. وی در کتاب “ظهور کارآفرین شهری” می نویسد: “جنبش شهرهای هوشمند، در هسته اصلی خود است، در مورد اینکه چگونه شهرها می توانند نوآوری را در هر کاری که انجام می دهند در آغوش بگیرند.”
شهر هوشمند کوهن دقیقاً به اندازه ای که با بکارگیری فناوری های هوشمند به دنبال هوشمندسازی شهری است، به همان اندازه نیزدر حال توسعه افراد و شرکت های هوشمند است. هدف آن فقط اشباع شهرها با سنسور نیست بلکه سرمایه گذاری در سرمایه انسانی جهت ایجاد اطمینان از اینکه همه می توانند در ایجاد آینده شهر خود شرکت کنند.
سرمایه گذاری پایین به پایین دولت ها در فناوری می تواند ارزش فوق العاده ای را ایجاد کند، اما هیچ چیز نمی تواند جایگزین قدرت پایین به بالای شهروندان توانمند برای ایجاد شهری که آنها خانه خود می نامند، باشد.
شکی نیست که فناوری های نوظهور می توانند زندگی ما را کارآمدتر و راحت تر نماید. ICT و IoT (اینترت اشیا) در حال حاضر شهرها را در سرتاسر جهان به شبکه های متصل و همه گیر تبدیل می کنند که قادر خواهند بود همه چیز را از رفت و آمد گرفته تا مصرف انرژی، بهینه نماید.
با این وجود، این فناوری ها به خودی خود نمی توانند شهروندی خلاق، تحصیل کرده، با استعداد، مقاوم و توانمندتر ایجاد کنند. امکانات و تجهیزات هوشمند نمی توانند جایگزین افراد باهوش شوند.
مدیران شهری در صورتی می توانند امیدوار به بازگشت سرمایه گذاری های شهر هوشمند و تحقق وعده های خود باشند. که در پرورش شهروندانی باهوش سرمایه گذاری کنند. زیرساخت های هوشمند می تواند به تسهیل ارزش آفرینی کمک کند، اما مردم هنوز هم شخصیت اصلی این داستان هستند.