نقدی به روند انتخاب رؤسای دانشکده‌ها در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه

انتخاب رؤسای دانشکده‌ها یکی از مهم‌ترین تصمیماتی است که تأثیر مستقیم بر کیفیت علمی، پژوهشی و مدیریتی دانشگاه خواهد داشت. ازاین‌رو، شفافیت، عدالت و رعایت اصول شایسته‌سالاری در این فرآیند، ضروری است. رویکردی که هم اکنون در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه با آن مواجه هستیم، علاوه بر ایجاد بی‌اعتمادی در میان اعضای هیئت علمی، دانشجویان و کارکنان، موجب تضعیف جایگاه دانشگاه در سطح ملی خواهد شد.

داود امامی، مدیر مسئول پایگاه خبری استان پنجم

جناب آقای دکتر سروش، سرپرست محترم دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه
سلام علیکم؛
انتخاب رؤسای دانشکده‌ها یکی از مهم‌ترین تصمیماتی است که تأثیر مستقیم بر کیفیت علمی، پژوهشی و مدیریتی دانشگاه خواهد داشت. ازاین‌رو، شفافیت، عدالت و رعایت اصول شایسته‌سالاری در این فرآیند، ضروری است. رویکردی که هم اکنون در دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه با آن مواجه هستیم، علاوه بر ایجاد بی‌اعتمادی در میان اعضای هیئت علمی، دانشجویان و کارکنان، موجب تضعیف جایگاه دانشگاه در سطح ملی خواهد شد.

نکته قابل تأمل این است که دانشگاه، بدون اعلام معیارهای دقیق و برنامه‌های مشخص، صرفاً با ارسال یک نامه، زمان برگزاری انتخابات را اعلام کرده است. عدم شفافیت در این زمینه، نگرانی‌های بسیاری را به وجود آورده. از سوی دیگر، انتخاب رؤسای دانشکده‌ها بدون اخذ استعلامات قانونی، بررسی دقیق سوابق علمی و مدیریتی، و بدون دریافت برنامه مشخص از کاندیداها، به معنای بی‌اعتنایی به نخبگان و متخصصان بومی استان کرمانشاه است. درحالی‌که این استان از اساتید و پژوهشگران برجسته‌ای برخوردار است، واگذاری مدیریت دانشکده‌ها به افراد غیربومی که در انتخابات رأی آورده اند و نه سابقه علمی و اجرایی برجسته‌ای دارند و نه تعلقی به این منطقه احساس می‌کنند، نتیجه‌ای جز تضعیف جایگاه علمی دانشگاه و افزایش نارضایتی نخبگان نخواهد داشت. تجربه نشان داده افرادی که با حمایت گروه­های خاص به ریاست دانشکده‌ها می‌رسند، نه‌تنها استقلال مدیریتی ندارند، بلکه به‌عنوان ابزار گروه‌های خاص عمل می‌کنند. چنین افرادی قادر نخواهند بود تصمیمات مؤثری برای ارتقای سطح علمی دانشگاه اتخاذ کنند، زیرا مجبورند در چارچوب منافع گروه‌های حامی خود حرکت کنند. این مسئله نه‌تنها موجب تضعیف مدیریت علمی دانشگاه می‌شود، بلکه فضای علمی و پژوهشی را نیز دچار رکود خواهد کرد. در بسیاری از دانشگاه‌های معتبر، علاوه بر رأی‌گیری، عواملی چون سوابق علمی، اجرایی و میزان تعهد افراد به دانشگاه نیز در نظر گرفته می‌شود، اما در این انتخابات، این معیارها مشخص نبوده و فرآیند بررسی صلاحیت‌ها مبهم است. تصمیم‌گیری در مورد مدیریت دانشگاه باید بر اساس شفافیت، تخصص و معیارهای روشن صورت گیرد تا از شکل‌گیری فضایی غیررقابتی و غیرعلمی جلوگیری شود.
جناب آقای دکتر سروش، دانشگاه از سه رکن اساسی هیئت علمی، کارکنان و دانشجویان تشکیل شده است، اما در این انتخابات، کارمندان و دانشجویان از مشارکت در فرآیند رأی‌گیری محروم شده‌اند. این در حالی است که کارکنان نقش کلیدی در مدیریت اجرایی دانشگاه ایفا می‌کنند و دانشجویان نیز به‌عنوان ذی‌نفعان اصلی، مستقیماً تحت تأثیر سیاست‌های مدیریتی دانشکده‌ها قرار دارند. یکی از مهم‌ترین ایرادات این فرآیند، کنار گذاشتن کارکنان و دانشجویان از حق رأی است. این دو گروه، بخش جدایی‌ناپذیر از بدنه علمی و اجرایی دانشگاه هستند، اما در این انتخابات هیچ نقشی برای آن‌ها در نظر گرفته نشده است. در حالی که می‌توانست حداقل یک نماینده از کارکنان و نماینده دانشجویان (به عنوان مثال، دبیر شورای صنفی دانشجویان که خود از طریق رأی‌گیری انتخاب شده است)، در این فرآیند مشارکت داشته باشد. این عدم مشارکت، دموکراسی درون‌سازمانی را خدشه‌دار کرده و باعث ایجاد احساس بی‌عدالتی و بی‌اعتمادی در میان اعضای دانشگاه شده است. حذف کارکنان و دانشجویان از رأی‌گیری، نشانه‌ای از یک تصمیم‌گیری غیرشفاف است که مشروعیت انتخابات را زیر سؤال می‌برد. در بسیاری از دانشگاه‌های معتبر، نظام‌های انتخاباتی به نحوی طراحی شده‌اند که همه گروه‌های دانشگاهی، متناسب با نقش و جایگاه خود، در فرآیند تصمیم‌گیری‌های مدیریتی مشارکت داشته باشند. در مقابل، این رویه نادرست در انتخابات حاضر، باعث شده است که تصمیم‌گیری درباره مدیریت دانشکده‌ها تنها در اختیار بخشی از بدنه دانشگاه باشد، در حالی که تأثیر این تصمیمات بر همه ارکان دانشگاه، به‌ویژه دانشجویان و کارکنان، غیرقابل انکار است. نادیده گرفتن حق رأی این دو گروه، نه‌تنها از مشارکت مؤثر آن‌ها در تعیین مدیران دانشکده‌ها جلوگیری می‌کند، بلکه به شکل‌گیری ساختاری بسته و غیرپاسخگو در مدیریت دانشگاه دامن می‌زند. این شرایط نیازمند بازنگری جدی در فرآیندهای انتخاباتی دانشگاه است تا با افزایش شفافیت و مشارکت واقعی، تصمیم‌گیری‌ها به شکلی عادلانه‌تر و دموکراتیک‌تر انجام شود.
در انتخابات اخیر، در نظر گرفتن حق رأی برای اعضای هیئت علمی تعهدات جای سوال دارد زیرا بسیاری از این افراد هنوز عضو رسمی دانشگاه نیستند و ممکن است پس از اتمام دوره تعهدات، جذب دانشگاه نشوند در این صورت، افرادی که آینده شغلی در دانشگاه ندارند، بر فرآیند انتخاب مدیران تأثیر می‌گذارند، در حالی که اعضای رسمی که به‌طور دائمی در دانشگاه حضور خواهند داشت، ممکن است نقش کمتری در این فرآیند داشته باشند. رأی این گروه، برخلاف اعضای رسمی، ممکن است مبتنی بر مصلحت شخصی باشد، نه منافع بلندمدت دانشگاه. این موضوع موجب نگرانی‌هایی شده است که رأی این افراد که آینده شغلی مشخصی در دانشگاه ندارند، ممکن است بر فرآیند انتخاب رؤسای دانشکده‌ها تأثیر بگذارد. رأی‌دهی اعضای هیئت علمی تعهدات (ضریب “کا”) به دلایل متعدد، یک چالش جدی برای سلامت انتخابات و استقلال مدیریت دانشگاه به شمار می‌آید. اعضای هیئت علمی تعهدات، برخلاف اعضای رسمی، وضعیت شغلی تثبیت‌شده‌ای ندارند و آینده حرفه‌ای آن‌ها به تصمیمات مدیریتی دانشگاه وابسته است. این وابستگی ممکن است باعث شود که این افراد ناچار شوند مطابق با خواست مدیریت فعلی رأی بدهند تا امنیت شغلی خود را حفظ کنند یا نتوانند آزادانه از کاندیدای اصلح حمایت کنند، چرا که ممکن است با مشکلاتی چون عدم تمدید قرارداد، تغییر شرایط کاری یا حتی اخراج روبه‌رو شوند. علاوه بر این، اعضای هیئت علمی تعهدات، به دلیل عدم تثبیت شغلی، مستعد تأثیرپذیری از وعده‌های مدیریتی هستند که ممکن است موضوعاتی همچون تبدیل وضعیت استخدامی را شامل شود. این وابستگی می‌تواند شفافیت انتخابات را به خطر بیندازد، چرا که برخی کاندیداها ممکن است با استفاده از نفوذ خود رأی این افراد را جهت‌دهی کنند.
در پایان، از جنابعالی به‌عنوان فردی علمی که تحصیلات خود را در خارج از کشور گذرانده‌اید و بی‌تردید با الگوهای مدیریتی دانشگاه کارولینسکا در سوئد آشنا هستید، انتظار می‌رود این روند غیرشفاف و ناعادلانه را اصلاح نمایید. شما که اکنون سکان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه را در دست دارید، می‌توانید با تدوین سازوکارهای دقیق و عادلانه، فرآیند انتخاب رؤسای دانشکده‌ها را بر اساس معیارهای شایسته‌سالاری، سوابق علمی و مدیریتی، و برنامه‌های اجرایی سامان‌دهی کنید. بی‌توجهی به این مسئله، نه‌تنها آسیب‌های جبران‌ناپذیری به دانشگاه وارد خواهد کرد، بلکه موجب نارضایتی گسترده در میان اساتید، دانشجویان و جامعه علمی خواهد شد. تصمیم‌گیری بر اساس شفافیت و عدالت، علاوه بر ارتقای جایگاه علمی دانشگاه، اعتماد و انگیزه اعضای آن را نیز تقویت کرده و مسیر پیشرفت را برای نسل‌های آینده هموار خواهد ساخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *