▫️داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی
ملت ایران، ملتی نجیب، شریف و تاریخی است؛ ملتی که در بزنگاههای سرنوشتساز، همواره پای کشور و دفاع از وطن ایستاده است. از جنگ هشتساله تا بحرانهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی سالهای اخیر؛ ملتی که «بودن در صحنه» بخشی از هویت جمعیاش شده است.
🔻در قرن معاصر، ایرانیان تجربههای بزرگی را از سر گذراندهاند؛ از عبور از دوران قاجار و ورود به نظم دولت مدرن، تا تحولات دوره پهلوی اول، از کودتای ۲۸ مرداد تا انقلاب سفید، از انقلاب ۵۷ و شکلگیری جمهوری اسلامی تا سالهای فرساینده و پرهزینهی جنگ تحمیلی.
▫️پس از جنگ، کشور وارد مرحلهای شد که عنوانش «بازسازی» بود؛ اما در عمل، همزمان با بازسازی فیزیکی، نوعی فرسایش آرام در سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی شکل گرفت. پدیدهای که در ادبیات جغرافیای سیاسی، از آن به گسست تدریجی میان دولت، جامعه و فرهنگ عمومی یاد میشود.
🔻امروز، اعتراض فقط متوجه دولت و حاکمیت نیست؛ هرچند نقد ناکارآمدیها، فسادها، ضعف مدیریت و فشار اقتصادی، نقدی وارد و قابل دفاع است.
🔹من نیز به این وضعیت اقتصادی معترضم؛ اعتراضی جدی، صریح و ریشهدار.
▫️اما پرسش اساسی اینجاست:
آیا همهی مسئله در «بالا» خلاصه میشود؟ وقتی فرهنگ عمومی تضعیف میشود، وقتی اخلاق اجتماعی به حاشیه میرود، وقتی منفعت فردی جای منافع جمعی را میگیرد، پیامد آن فقط در ساختار دولت باقی نمیماند؛ بلکه در تمام لایههای جامعه بازتولید میشود. از اداره تا بازار، از مدیریت تا اجرا، از انتخابشوندگان در شوراها و مجالس تا رفتارهای روزمرهی شهروندی.
🔻امروز دیگر فقط بحث دولت و مسئولان نیست. مسئله، یک بیماری فراگیر اجتماعی است. از مسئول تا راننده، نانوا، کاسب، کشاورز و دامدار.
اگر مسئولی میدزدد، کشاورزی هم برای سود بیشتر، زمین و محصول را با مواد شیمیایی آلوده میکند و سلامت مردم را به خطر میاندازد. دامداری که برای وزن بیشتر، هر چیزی به خورد دام میدهد. کاسبی که با هر قیمتی میفروشد. رانندهای که سوار نمیکند تا دربستی بگیرد. نانوايی که نان کموزن یا بیکیفیت تحویل میدهد یا آرد مردم را در بازار آزاد میفروشد و بعد، همین ما هستیم که از دل همین جامعه، مدیر میشویم؛ نه برای خدمت، بلکه برای ثروتاندوزی.
🔹بیایید صادق باشیم با خودمان. نقد مسئولان بیکفایت کاملاً بجاست؛ من هم معترضم. اما سؤال اینجاست: چرا خود ما همان مسیری را میرویم که از آن گله داریم؟
🔹جامعهای که کار فرهنگی در آن رها شده، نتیجهاش همین میشود؛ اعتراض بدون اصلاح، نارضایتی بدون خودانتقادی.
🔻البته بیانصافی است اگر بگوییم همه فاسدند؛ هنوز انسانهای شریف، درستکار و مسئولیتپذیر کم نیستند. اما انکار این واقعیت هم دشوار است که برخی رفتارهای نادرست آنقدر گسترده شده که به یک الگوی نگرانکننده اجتماعی بدل شده است. وقتی قانونگریزی عادی میشود، وقتی کمفروشی، گرانفروشی، تقلب و بیتفاوتی توجیه میشود، وقتی هر کس، سهم خود را «حق» میداند، دیگر فساد فقط یک مسئله سیاسی نیست؛ بلکه یک مسئله فرهنگی و فضایی است که کل جامعه را در بر میگیرد.
🔻در جغرافیای سیاسی، توسعه پایدار نه فقط با تصمیمات حاکمیتی، بلکه با رفتار شهروندان در فضاهای روزمره شکل میگیرد. دولتی که از دل جامعه برمیخیزد، ناگزیر بخشی از همان فرهنگ مسلط را بازتاب میدهد. به همین دلیل، اعتراض اگر فقط متوجه «دیگران» باشد، راه به جایی نخواهد برد.
اصلاح، زمانی ماندگار میشود که همزمان دولت، جامعه و فرد هر سه در دایرهی نقد قرار گیرند.
💢من معترضم؛ به وضعیت اقتصادی، به ناکارآمدیها، به بیعدالتیها.
▫️اما صادقانه میگویم:
پیش از آنکه انگشت اتهام را فقط بهسوی حاکمیت بگیریم، باید جرأت کنیم نگاهی هم به خودمان بیندازیم. چرا که بدون اصلاح فرهنگ عمومی، هیچ اصلاح سیاسی، هیچ برنامه اقتصادی و هیچ وعدهای، به سرانجام نخواهد رسید.
🔸 همراه ما باشید در 👇
پیامرسان ایتا:
@ostanepanjom