▫️ داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی
امروز در کنار مسجد جامع کرمانشاه، فضای شهر، سنگینتر از همیشه بود. مردمی از هر سن و قشر، گرد آمده بودند تا پیکر مطهر یکی از فرزندان بیادعای وطن را بدرقه کنند؛ شهید نیما ایزدیآرا، جوانی از تبار غیرت، که در جریان درگیری ۱۲ روزه اخیر با رژیم صهیونیستی، در ستاد انتظامی تهران به شهادت رسید.
مراسمی با شکوه، اما مملو از اندوه که در میان همه آن جمعیت، جملهای از مداح، قلبم را لرزاند: «این شهید نه پدری دارد و نه برادری…»
همین یک جمله، کافی بود تا بغض در گلوی بسیاری از حاضران گره بخورد. اما حقیقت این است که نیما تنها نبود. مردمی که امروز آمدند، نه برای یک مراسم رسمی، که برای وداع با عزیزی آمده بودند که هر یک، خود را پدر یا برادر او میدانستند.
نیما ایزدیآرا، فرزند یک ملت بود.
او یکی از شهدایی است که در راه دفاع از وطن، استقلال و عزت ایران جان خود را فدا کرد. شهیدانی که در اوج مظلومیت رفتند، اما در حافظه تاریخی این سرزمین جاودانه شدند. مظلومیت شهید، تنها در لحظه رفتن نیست؛ در سکوتهایی است که پس از آن میآید، در رنج مادران، در اشک همسران و در آینده بیپدر فرزندانشان.
و این مظلومیت، وقتی به خون آغشته و با جنایتهای مکرر رژیم صهیونیستی گره میخورد، مسئولیتی مضاعف بر دوش همه ما میگذارد.
شهید نیما ایزدیآرا، نه نخستین بود و نه آخرین؛ اما او، نماد نسلی است که ایستاد، جنگید و مظلومانه رفت تا ما بمانیم و اگر امروز در امنیت زندگی میکنیم، مدیون فداکاری همانهایی هستیم که نامشان در قاب عکسها جا مانده، اما راهشان زنده است.
اکنون بیش از همیشه باید بدانیم: پاسداری از خون شهدا، صرفاً یک احساس یا شعار نیست؛ وظیفهای تاریخی است. وظیفهای برای آگاهیبخشی، دفاع از حقیقت، مقابله با تحریف و ایستادگی در برابر دشمنان قسمخورده این ملت.
بیاییم نگذاریم شهیدانمان را زمانه تنها بگذارد. نیما، پدرش را پیشتر از دست داده بود و برادری نیز نداشت. اما امروز، یک ملت پدر و برادرش شدند.
باشد که یادش در جان نسلها زنده بماند و راهش، چراغ مسیر عزت، استقلال و سربلندی ایران باشد.
🔸همراه ما باشید در👇
پیام رسان ایتا :
@ostanepanjom