در گوشهای از بازار، مردی میانسال مشغول مرتب کردن قفسههای مغازهاش است. صدای دور بمبارانها به گفتگوی ما میافزاید. او با نگرانی به قیمتهای اجناس مینگرد و میگوید: “زندگی ازمان بریده.نمی دانم از بمب و موشک بترسم یا از نداری و کرایه مغازه و خانه . ما مجبوریم هر روز برای زنده ماندن مان بجنگیم.” خستگی و اضطراب در چهره او نمایان است و گویی بار سنگین جنگ بر دوش اوست.
زنی میانسال در کنار مغازهاش نشسته و به بچههایش که در مغازه بازی میکنند، چشم دوخته است. زمانی که از او درباره وضعیتش میپرسم، اشک در چشمانش گرد میآید. او با صدایی پر از درد میگوید: “این روزها، زندگی عادیام را فراموش کردهایم. فقط به اجارهخانه فکر میکنم و صدای بمباران همواره نگران بازارم که ایا بازار هست یا نه و من زن تنها با وضعیت پول و بازار که برای خودش هر سازی میزنه با دو سر عائله چه کنم. احساس میکنم هیچچیز نمیتواند ما را از این وضعیت نجات دهد.” این کلمات به وضوح نشاندهنده غم و ناامیدی بسیاری از ساکنان این شهر است.
زوج جوانی که در حال خرید مایحتاج روزانهشان هستند، به ما نزدیک میشوند. مرد با صدایی خسته میگوید: “با وجود این تهدیدات، باید ادامه دهیم. اما با چه کیفیتی؟ وقتی بمباران میشیم، نمیدانم فردا صبح توانایی خرید یک نان را دارم یا نه.” همسرش نیز به او ملحق میشود: “بسیاری از همسایههایمان توان پرداخت اجاره خانه را ندارند . اما ما میخواهیم بایستیم و مقاومت کنیم. اینجا خانه ماست.”
کودکان نیز از این جنگ و ناامنی بیتأثیر نیستند. یکی از پدران در کنار بچههایش نشسته و وقتی درباره آینده آنها میپرسم، با حسرت پاسخ میدهد: “باید به بچههایم امید بدهم، اما چشور میتونم آنها را از واقعیتها دور نگه دارم؟ هر جایی صدای انفجار و موشک وجود دارد و این اوضاع به آنها آسیب میزند.” او بر این باور است که جامعه باید برای آیندهای بهتر تلاش کند.
در کافهای کوچک اجاره ای ، جوانی با سازش در حال نواختن موسیقی است. صدای او مانند پرچمی بر افراشته در برابر شرایط سخت و بحرانها به گوش میرسد. وقتی از او میپرسم که چگونه با این وضعیت سخت مستاجری و در آمد پایین کنار میآید، میگوید: “موسیقی تنها راهی است که میتوانم از آن برای فرار از تلخیها استفاده کنم. اینجا زندگی به شدت تحت فشار است، اما صدای سازم میتواند نوری در تاریکی باشد.” امید در صدای او مشهود است و او به وضوح نشان میدهد که هنر میتواند در بدترین زمانها، روحیه انسان را تقویت کند.
مستأجران کرمانشاهی در شرایطی دشوار، در چنگال جنگ و بحران اقتصادی قرار دارند. داستانهای آنها نمایانگر زندگیهایی است که همچنان به دنبال فرصتهایی برای زنده ماندن و امید به فردا هستند. این نبرد برای بقا نه تنها بر دوش آنها سنگینی میکند، بلکه نشاندهنده روح قوی انسانی است که در برابر سختیها، همچنان ایستادگی میکند و به دنبال زندگی بهتر است اما وضعیت مستأجران مغازه و خانهها در ایران به ویژه در کلانشهری همچون کرمانشاه تحت تأثیر چندین عامل مهم قرار دارد. جنگ اقتصادی و تحریمهای بینالمللی، به ویژه از سوی کشورهای آمریکایی و صهیونی، فشارهای شدیدی به اقتصاد این کشور وارد کرده است. این تحریمها منجر به کاهش منابع درآمدی خانوادهها، افزایش بیکاری و بالا رفتن قیمتها شدهاند و به تبع آن، ناتوانی بسیاری از مستأجران در پرداخت اجاره بها را رقم زدهاند.
مستأجران در این شرایط با چالشهای معیشتی فراوانی مواجه هستند. افزایش هزینههای روزمره و قیمت کالاها به شدت بر قدرت خرید آنها تاثیر گذاشته و تواناییشان را برای تأمین اجاره بها تحت تأثیر قرار داده است. بسیاری از خانوادهها مجبور به گرفتن وام یا استقراض از دیگران برای پوشش هزینههای اجاره هستند. این وضعیت میتواند فشار روانی و اجتماعی زیادی را بر مستأجران وارد کند.
در این شرایط، نیاز به همدلی و درک بیشتر از سوی مالکان احساس میشود. مالکان نیز خود تحت فشار اقتصادی قرار دارند، اما اگر کمی انعطافپذیری نشان دهند و شرایط مستأجران را درک کنند، میتوانند به کاهش تنشها و بحرانهای اجتماعی کمک کنند. ایجاد فضایی حمایتگرانه میتواند به حفظ روابط اجتماعی سالم بین مالکان و مستأجران منجر شود.