▫️ داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی (گرایش فضای شهری)
روزی که نام دکتر مسعود پزشکیان برای انتخابات ریاست جمهوری در فهرست تأیید صلاحیتها قرار گرفت، درنگ نکردم. همان روز در فضای مجازی کانالی با نام «طبیب وطن» راهاندازی کردم و بیهیچ چشمداشتی برای معرفی و حمایت از ایشان قلم زدم. باورم این بود، پزشکی که سالها در اتاق عمل، مرگ و زندگی انسانها را مدیریت کرده، امروز نیز میتواند در قامت رئیسجمهور، مرهمی بر زخمهای عمیق ایران باشد.
اما امروز، کشور ما در گرداب مشکلاتی گرفتار است که نفس مردم را بریده است: گرانی و تورم، سفرهها را کوچک کرده و امید را میبلعد. ناترازی انرژی و خاموشیهای مکرر برق، هم کسبوکارها را فلج کرده و هم زندگی روزمره مردم را مختل ساخته است. بحران آب، امنیت زیستی و کشاورزی را تهدید میکند و در کنار همه اینها، فشارهای خارجی و سایه جنگ هر روز سنگینتر میشود.
جناب آقای دکتر پزشکیان! مردم به شما نه فقط به چشم یک سیاستمدار، که بهعنوان طبیبِ وطن نگریستند. همان عنوانی که من از روز نخست با ایمان و باور قلبی بر زبان آوردم. اما اکنون گلایه من و بسیاری از مردم این است که چرا همچنان درمانهای موقت و مُسکنهای کوتاهمدت بر دردهای مزمن ایران تجویز میشود؟
کشور ما سالهاست از بیماریهای مزمن اقتصادی، مدیریتی و ساختاری رنج میبرد. این دردها دیگر با مُسکن آرام نمیشوند؛ نیازمند جراحی عمیقاند. شما بهتر از هر کس میدانید که در اتاق عمل، تردید و تعلل یعنی مرگ بیمار. امروز نیز هر روز تأخیر، جان و امید این ملت را نشانه میرود.
من همچنان امیدوارم، اما این امید با انتظار گره خورده است: انتظار تصمیمهای بزرگ، شجاعانه و برخاسته از جسارت یک جراح. انتظار ایستادگی در برابر فساد و باندهای منفعتطلب. انتظار آنکه صدای واقعی مردم شنیده شود، نه صدای حلقههای قدرت.
آقای دکتر مسعود پزشکیان؛ ایران بیمار است و شما آقای رئیسجمهور، باید طبیبِ وطن باشید؛ طبیبی که نه فقط به مداوا، بلکه به درمان ریشهای بیندیشد.
🔸همراه ما باشید در👇
پیام رسان ایتا :
@ostanepanjom