داود امامی، روزنامهنگار

سالهاست موضوعی ذهن مرا درگیر کرده است؛ موضوعی که بارها در محافل گفتهام، اما کمتر دربارهاش نوشتهام. امروز احساس میکنم زمان آن رسیده است که این دغدغه را بر صفحه کاغذ بیاورم.
پیش از هر چیز بگویم این نوشته را کسی مینویسد که سالها در عرصههای اجتماعی، سیاسی و رسانهای فعالیت کرده و در دورهای نیز افتخار نمایندگی مردم شریف کوزران سنجابی در شورای شهر را داشته است. از دل جامعه عشایری برخاستهام و از کودکی آموختهام که اخلاق، حُرمت انسان و صداقت در رفتار اجتماعی، سرمایههایی هستند که باید در عمل پاس داشته شوند؛ نه در شعار.
میخواهم درباره رفتاری بنویسم که هرگز نتوانستهام با آن کنار بیایم؛ اینکه برخی کاندیداهای انتخابات، در مجالسی حاضر میشوند که نه متوفی را میشناسند و نه صاحب عزا را، اما در صف نخست مینشینند و فاتحه میخوانند. به باور من، این رفتار کوچکترین نسبتی با همدردی ندارد. تسلیت باید از دل برخیزد، نه از محاسبههای انتخاباتی.
من از جامعهای آمدهام که سوگ در آن احترام دارد. در مناطق عشایری، مجلس عزا از سر نمایش نیست؛ از سر پیوندهای عمیق انسانی است. شاهد این معنا، تشییعهای باشکوهی است که برای عزیزان از دسترفتهام، از جمله مرحومان برادرم، مادربزرگم و عموی عزیزم برگزار شد. مردم نه برای دیده شدن، بلکه برای همراهی و همدلی آمده بودند. در فرهنگ ما، سوگ حُرمت دارد و تسلیت، زبان همراهی با دل داغدار است. اما گاهی در شهر کرمانشاه میبینیم برخی تنها منتظر چنین موقعیتهایی هستند تا حضور خود را به نمایش بگذارند؛ گویی مرگ دیگران فرصتی برای دیده شدن شده است. دردناکتر آنکه در تصاویر منتشرشده از این مجالس در فضای مجازی به همت همکاران رسانه ای ام، به جای اندوه و احترام، لبخندها، شوخی ها، خوش و بِش ها و روبوسیهای کاندیداها و همراهنشان دیده میشود؛ صحنههایی که بیش از تسلیت، یادآور یک شوی تبلیغاتیاند. سعدی چه نیک میگوید: بنیآدم اعضای یک پیکرند/ که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار/ دگر عضوها را نماند قرار
اگر این معنا را دریابیم، خواهیم فهمید که مجلس عزا، میدان رقابت نیست؛ جای همدردی است.
در دهه نود، سالهایی که در کنار جناب آقای عبدالرضا مصری، نماینده مردم شریف کرمانشاه بودم، بارها از ایشان شنیدم که میگفتند: «من اهل رفتن به مجالس فاتحه برای دیده شدن و جمع کردن رأی نیستم و این رویه را نادرست میدانم.» این جمله برای من درس بزرگی بود؛ چرا که در فضایی که بسیاری چنین مجالسی را فرصت میدانند، این نگاه نوعی پایبندی اخلاقی است.
از سوی دیگر، بارها از جناب آقای حسنعلی مهدوی چشمهگچی، روزنامهنگار استخوانخُردکرده کرمانشاه که شش سال افتخار همکاری در مجموعه هفتهنامه غرب در کنارشان را داشتم، شنیدم که مجلس عزا، جای تبلیغات انتخاباتی نیست. ایشان نیز همواره منتقد حضورهای نمایشی کاندیداها بود و هست و باور داشت که حرمت سوگ باید حفظ شود و الان نیز می بینم که به نقد این امر می پردازد.
البته این رفتار کاندیداها تنها یک مسئله فردی نیست؛ بخشی از آن به ضعف ساختار انتخاباتی بازمیگردد. جایی که احزاب واقعی و پاسخگو شکل نگرفتهاند و هر فردی میتواند کاندید شود و میدان رقابت از برنامهمحوری فاصله میگیرد و به دیده شدن محدود میشود. معیارهای تأیید صلاحیت نیز برای جامعه همیشه روشن و منطقی نیست. از سوی دیگر، زمان رسمی تبلیغات نیز تنها یک هفته است و با این اوصاف، طبیعی است که برخی برای جبران این محدودیتها به هر مجالی متوسل میشوند، حتی مجالس عزا.
اما با همه اینها، باور من همان است که سالها گفتهام و به آن عمل کردهام: فاتحه رفتن، حُرمت دارد. اگر کسی متوفی را میشناسد یا با صاحب عزا آشنایی دارد، حضورش میتواند تسکینی برای دل داغداران باشد. اما اگر این حضور، تنها برای نمایش و دیدن مردم و ثبت عکس و انتشار در فضای مجازی باشد، بهتر است همانجا که هست فاتحهای بخواند و حُرمت مجلس را نگاه دارد.
مولانا میفرماید: این جهان کوه است و فعل ما ندا/ سوی ما آید نداها را صدا
در پایان مجدد تاکید می کنم: رفتارهای ما بازمیگردند؛ در جامعه، در حافظه مردم و در وجدان خودمان. حُرمت سوگ و همدردی، سرمایه فرهنگی ماست؛ سرمایهای که نباید قربانی نمایشهای زودگذر شود.
🔻لینک گروه «خط مطالبه»:
https://eitaa.com/joinchat/731448553C4cb566df78
💢تنها مراجع رسمی انتشار مطالب «استان پنجم»:
وبسایت:
کانال ایتا:
https://eitaa.com/ostanepanjom
صفحه روبیکا:
rubika.ir/emamidavood63