صداوسیما؛ از رسانه ملی تا موتور بی‌اعتمادی عمومی

در منطق ارتباطات سیاسی، مرگ و رنج انسانی، پیش از آن‌که موضوعی سیاسی باشد، مسئله‌ای اخلاقی و اجتماعی است. بی‌اعتنایی به حرمت جان‌باختگان، در واقع بی‌اعتنایی به خانواده‌های داغدار و احساسات میلیون‌ها شهروندی است که رسانه را هنوز «ملی» می‌دانند و از آن انتظار حداقل همدلی دارند.

▫️داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی

انتشار و پخش فیلمی از یکی از برنامه‌های شبکه افق صداوسیما که در آن با موضوع جان‌باختگان وقایع اخیر، برخوردی سبک‌سرانه و موهن صورت گرفته، موجی از جریحه‌دار شدن افکار عمومی را به دنبال داشته است.
🔻این اتفاق، صرفاً یک «حاشیه رسانه‌ای» نیست؛ بلکه نشانه‌ای هشداردهنده از عُمق شکاف میان رسانه رسمی و احساسات جمعی جامعه است.
🔹بحران اعتماد در ایران، محصول یک روز و یک برنامه تلویزیونی نیست؛ برآیند سال‌ها واگرایی میان روایت رسمی و زیست واقعی مردم است. در این میان، صداوسیما نه‌تنها در نقش ترمیم‌کننده سرمایه اجتماعی ظاهر نشده، بلکه در بزنگاه‌های حساس، خود به یکی از عوامل تشدید بی‌اعتمادی عمومی بدل شده است.
🔻وقتی رسانه‌ای که باید مرجع روایت، تفسیر و آرام‌سازی افکار عمومی باشد، در دام تقلیل رنج انسانی و شوخی با سوگ جمعی می‌افتد، طبیعی است که مخاطب به رسانه‌های دیگر پناه ببرد. این پناه بردن نه از سر هیجان یا شیفتگی به رسانه‌های رقیب، بلکه حاصل بی‌اعتمادی مزمنی است که در طول زمان انباشته شده است.
▫️در منطق ارتباطات سیاسی، مرگ و رنج انسانی، پیش از آن‌که موضوعی سیاسی باشد، مسئله‌ای اخلاقی و اجتماعی است. بی‌اعتنایی به حرمت جان‌باختگان، در واقع بی‌اعتنایی به خانواده‌های داغدار و احساسات میلیون‌ها شهروندی است که رسانه را هنوز «ملی» می‌دانند و از آن انتظار حداقل همدلی دارند.
💢مسئله امروز، خطای یک مجری یا لغزش یک برنامه نیست. این رخداد، نشانه یک اختلال ساختاری در سیاست‌گذاری رسانه‌ای، نظام نظارت محتوایی و فهم مخاطب است. رسانه‌ای که در لحظات بحرانی، زبان همدلی را از دست بدهد، عملاً از جایگاه رسانه ملی به تریبونی محدود و بی‌اثر تنزل می‌یابد.
🔹اگر قرار است اقدامی قاطع در برابر وقایع اخیر صورت گیرد، نخستین گام، پوست‌اندازی واقعی صداوسیماست؛ نه در سطح شعار و جابه‌جایی‌های ظاهری، بلکه در بازتعریف مأموریت، اصلاح نگاه به جامعه و بازسازی رابطه رسانه با مردم.
🔻انکار بحران اعتماد، خود بخشی از بحران است. تا زمانی که صداوسیما نپذیرد سهمی جدی در شکل‌گیری این بی‌اعتمادی دارد، هرگونه اصلاح، سطحی و ناکارآمد خواهد بود. بازگشت به مرجعیت رسانه‌ای، تنها از مسیر احترام به شعور مخاطب، فهم رنج اجتماعی و تغییر واقعی در آنتن ممکن است.
در غیر این صورت، رسانه رسمی به پخش روایت‌هایی ادامه خواهد داد که نه اقناع می‌کنند و نه اثر می‌گذارند و جامعه نیز، همچنان مسیر خود را جدا از تلویزیون رسمی خواهد رفت.

داود امامی
۱۲ بهمن ۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *