داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی
یادداشت زیبای آقای جمشید عزیزی، بخشدار فرهیخته کوزران سنجابی، در خصوص وجه تسمیه نامگذاری سنجابی را خواندم. این نوشته از آن دست یادداشتهایی است که میتواند باب گفتوگو و تأمل بیشتر درباره ریشههای تاریخی و جغرافیایی نامهای محلی را بگشاید.
من نیز در تأیید و تکمیل نگاه ایشان و با توجه به علاقهای که از دیرباز به بررسی وجه تسمیه نامگذاری مکانهای جغرافیایی داشتهام، نکاتی را در این باره مطرح میکنم.
به باور من، ریشهشناسی هر نام محلی باید بر اساس سه محور اساسی انجام شود: نخست، زبان بومی تولیدکننده نام؛ دوم، جغرافیا و ویژگیهای طبیعی محل و سوم، تاریخ و تحولات قوم یا ایلی که آن نام را با خود حمل کرده است. بدیهی است که بررسی این نامها صرفاً بر پایه شکل فارسیشده واژهها، نمیتواند ما را به نتیجهای دقیق و قابل اتکا برساند.
در همین چارچوب، به نظر میرسد در بررسی نام سنجابی نیز باید از صورت فارسی این واژه فراتر رفت و به صورت اصیل آن در زبان محلی یعنی سِنجاوی توجه کرد؛ صورتی که هنوز در گفتار بسیاری از مردم منطقه شنیده میشود. در بسیاری از موارد، واژههای کُردی در روند فارسینویسی دچار دگرگونی آوایی شدهاند و همین امر، گاه سبب برداشتهای نادرست از ریشه اصلی آنها شده است.
اگر واژه سِنجاوی را در بستر زبان کُردی و گویشهای منطقهای بررسی کنیم، میتوان آن را ترکیبی از دو بخش دانست: ریشهای مرتبط با سنگ یا صخره و جزء دوم که به آب یا مکانهای دارای چشمه و سراب اشاره دارد. چنین ساختاری در نامهای جغرافیایی کُردی چندان دور از ذهن نیست و در نقاط مختلف زاگرس نمونههای مشابهی از آن دیده میشود؛ نامهایی که اغلب پیوندی مستقیم با ویژگیهای طبیعی محیط دارند.
نکته جالب توجه آن است که جغرافیای منطقه سنجابی نیز با چنین برداشتی همخوانی قابل توجهی دارد. وجود سرابها و چشمههای جوشان، از جمله سرابِ مشهور قرهدانه که از دل سنگهای منطقه میجوشد، نشان میدهد که آب و سنگ دو عنصر شاخص در سیمای طبیعی این ناحیه بودهاند. در بسیاری از مناطق کوهستانی زاگرس، نامگذاری مکانها دقیقاً بر اساس همین عناصر طبیعی شکل گرفته است؛ به گونهای که نام محل، در واقع توصیفی از محیط پیرامون آن محسوب میشود و برای نشاندادن نسبت مکانی، آبی، یا جغرافیایی وجود دارد. مثلاً: گوراوی (جای بزرگ/مرتفع)، ئاواوی (جایی دارای آب/سرآب) و قەلاوی (جایی متعلق به قلعه)
از سوی دیگر، باید توجه داشت که در سنتهای نامگذاری ایلی و جغرافیایی در نواحی کردنشین، اغلب ویژگیهای محیطی، محل استقرار یا رخدادهای تاریخی نقش تعیینکننده داشتهاند. به همین دلیل، تحلیلهایی که تنها بر شباهت ظاهری واژهها با برخی واژگان فارسی تکیه میکنند، مانند نسبت دادن نام سنجابی به حیوان سنجاب، چندان استوار به نظر نمیرسند و بیشتر در حد روایتهای عامیانه باقی میمانند. البته باید اذعان کرد که بررسی دقیق ریشه این نام، نیازمند پژوهشهای زبانشناختی و تاریخی گستردهتر و بهرهگیری از منابع مکتوب و روایتهای محلی است. اما آنچه مسلم است، برای فهم درست چنین نامهایی باید به بافت زبانی و جغرافیایی زاگرس توجه کرد و آنها را در همان بستر فرهنگی و تاریخی تحلیل نمود.
در نهایت، یادداشت آقای عزیزی را میتوان گامی ارزشمند در جهت توجه دوباره به هویت تاریخی و جغرافیایی منطقه سنجابی و کوزران دانست. پرداختن به چنین موضوعاتی، علاوه بر روشنتر شدن پیشینه نامها، میتواند به تقویت شناخت ما از میراث فرهنگی و هویتی این سرزمین نیز کمک کند. بیتردید گفتوگو و پژوهش بیشتر درباره ریشه نامها و نشانههای جغرافیایی منطقه، میتواند زوایای تازهای از تاریخ و فرهنگ این دیار را آشکار سازد.
تنها مراجع رسمی انتشار مطالب «استان پنجم»:
وبسایت:
کانال ایتا:
https://eitaa.com/ostanepanjom
صفحه روبیکا:
rubika.ir/emamidavood63