رسانه‌های رسمی در محاصره بلاگرها؛ زنگ خطر برای اعتماد عمومی

سال ۱۳۷۸ پا به مسیر مقدس خبرنگاری گذاشتم؛ روزی که وارد دفتر روزنامه آوای غرب شدم. دوران اصلاحات بود، جامعه در تب‌و‌تاب آزادی رسانه‌ها و جریان‌های تازه‌ی اندیشه.

▫️ داود امامی، مدیرمسئول پایگاه خبری تحلیلی استان پنجم

روز خبرنگار، فقط یک مناسبت تقویمی نیست؛ روز هویت است، حقیقت است و حُرمت قلم. روزی است که باید ایستاد، نگاهی به گذشته انداخت، آینده را سنجید و امروز را واکاوی کرد.

سال ۱۳۷۸ پا به مسیر مقدس خبرنگاری گذاشتم؛ روزی که وارد دفتر روزنامه آوای غرب شدم. دوران اصلاحات بود، جامعه در تب‌و‌تاب آزادی رسانه‌ها و جریان‌های تازه‌ی اندیشه.

در همان ابتدای فعالیتم، افتخار شاگردی زنده‌یاد استاد مهدی ملکی شجاع را یافتم؛ سردبیری باسواد، شریف و مردمی که با صراحت و سادگی، یک جمله به من گفت و تا امروز چراغ راه من مانده است: «داود جان، همیشه با مردم باش و برای مردم بنویس. اگر با مردم باشی، خدا با توست. حق همان‌جاست که مردم ایستاده‌اند.» این جمله، نه فقط توصیه‌ای حرفه‌ای، که یک مَنِش انسانی و رسانه‌ای بود که در تمام این ۲۶ سال، در ذهن و قلب من ماند. با همین باور، نقد کردم، مطالبه کردم، کنار مردم ماندم و نوشتن را، نه شغل، که مسئولیت دانستم.

پس از «آوای غرب» و تغییر نام آن به «آوای کرمانشاه»، یک سال نیز با دعوت آقای فرهاد بختیاری در هفته‌نامه «نوای وقت» و همکاری با چهره‌هایی برجسته همچون شهسوار بسطامی و علی‌محمد اسلام‌پور قلم زدم. اما یکی از فصل‌های مهم کارنامه رسانه‌ای‌ام، حضور چندین‌ساله در هفته‌نامه غرب بود؛ رسانه‌ای متفاوت و پیگیر با مدیریت حسنعلی مهدوی چشمه‌گچی؛ چهره‌ای سیاسی، اهل قلم، دغدغه‌مند و البته با روحیه ای عشایری و خاص خودش که با وجود مشکلات شدید مالی، هفته‌نامه‌ای منسجم، پرمخاطب و تأثیرگذار را به‌صورت حرفه‌ای اداره می‌کرد و سهم بزرگی در تربیت خبرنگاران امروز کرمانشاه داشت.

از سال ۱۳۸۵، با راه‌اندازی وبلاگ «استان پنجم» وارد فضای رسانه‌ای نوین شدم که بعدها رسانه ام با دریافت مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، به پایگاه خبری تحلیلی «استان پنجم» تبدیل شد که اکنون با افتخار در خدمت مردم و حقیقت هستیم. همچنین در سال ۱۳۹۶ با دریافت مجوز نشریه‌ی کشوری «باور ملی» وارد فاز تازه‌ای شدم و توانستم در کنار انتشار مطالب، نسل تازه‌ای از خبرنگاران جوان و باانگیزه را تربیت و به جامعه معرفی کنم.

از منظر جغرافیای سیاسی، رسانه یک عنصر حیاتی در «توازن قدرت» و «اعتماد اجتماعی» است. خبرنگار فقط ناظر نیست؛ دیده‌بان سرزمین است. رسانه، اگر مستقل و صادق باشد، می‌تواند شکاف میان دولت و ملت را ترمیم کند و اگر فاسد شود یا به حاشیه رانده شود، این شکاف را عمیق‌تر می‌کند. اما امروز رسانه‌های رسمی، در محاصره‌ی بلاگرها و محتواهای سطحی فضای مجازی قرار گرفته‌اند. وقتی بلاگرها با چند ویدئو سرگرم‌کننده و کم‌مایه، جای رسانه‌های زحمت‌کش و تحلیل‌گر را می‌گیرند، این یعنی زنگ خطر برای اعتماد عمومی به صدا درآمده است.

بسیاری نمی‌دانند که: خبرنگاران رسمی، بیمه ندارند. حقوق ثابت ندارند. امنیت شغلی ندارند و در اغلب موارد، حتی تشکر ساده‌ای هم دریافت نمی‌کنند. اما در هر بحران، این خبرنگاران رسمی‌اند که به میدان می‌آیند: از جنگ، کرونا، زلزله و سیل، گرانی، خاموشی و بحران‌های منطقه‌ای گرفته تا پیگیری حقوق مردم، مطالبه از مسئولان و تلاش برای شفافیت. خبرنگاری نان ندارد، اما آبرو دارد و این آبرو را با هیچ چیز عوض نکرده‌ایم.

جا دارد در روز خبرنگار، از همه خبرنگاران کرمانشاهی که با تعهد و بی‌ادعا کار می‌کنند یاد شود؛ آن‌ها که نامشان شاید تیتر نشود، اما وجودشان ستون رسانه است. نام نمی‌برم تا کسی از قلم نیفتد. اما همه می‌دانیم که چه کسانی سال‌هاست در رسانه‌های نوشتاری، تصویری و آنلاین، در خط مقدم شرافت ایستاده‌اند.

و اما چند پیشنهاد خطاب به مدیران محترم فرهنگ و ارشاد برای پاسداشت شایسته خبرنگاران: مراسم روز خبرنگار، باید تجلیل باشد، نه سخنرانی‌های تکراری و شعاری؛ اینکه در تالار انتظار یا حیاط استانداری ۷۰۰ نفر جمع شوند، چند نفر سخن بگویند، چند جوان متنی بخوانند و جلسه بدون خروجی تمام شود، در شأن خبرنگار نیست؛ بهتر است به جای مراسمی نمایشی، به شنیدن تجربه‌ها، تجلیل از فعالان واقعی و ارائه حمایت واقعی فکر کنیم؛ گزارشی از تلاش خبرنگاران در بحران‌ها تهیه شود و نمایش داده شود و به جای تقدیر کلی، نشانه‌گذاری عملکردها و نتایج رسانه‌ها در یک سال اخیر انجام شود.

روز خبرنگار، فقط یک قاب نیست؛ یک مَنِش است. یک مسئولیت است که اگر به آن احترام نگذاریم، رسانه‌ها را خواهیم باخت و با باختن رسانه، اعتماد عمومی را هم از دست می‌دهیم و اعتماد عمومی، بزرگ‌ترین سرمایه‌ی ملی است.

 

🔸همراه ما باشید در👇

 

پیام رسان ایتا :

@ostanepanjom

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *