دیوار را به‌جای اینستاگرام فیلتر می‌کردید

گوبلز، وزیر تبلیغات رژیم نازی، جمله‌ای دارد که هنوز لرزه بر اندیشه می‌اندازد: «دروغ را آن‌قدر تکرار کن تا خودت هم آن را باور کنی.» او فهمیده بود که ذهن جمعی، نه با حقیقت، بلکه با تکرار شکل می‌گیرد.

▫️ داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی

گوبلز، وزیر تبلیغات رژیم نازی، جمله‌ای دارد که هنوز لرزه بر اندیشه می‌اندازد: «دروغ را آن‌قدر تکرار کن تا خودت هم آن را باور کنی.» او فهمیده بود که ذهن جمعی، نه با حقیقت، بلکه با تکرار شکل می‌گیرد. حالا این جمله را بگذارید کنار آگهی‌های هرروزه سایت دیوار؛ آگهی‌هایی که هر روز و هر ساعت، قیمت‌هایی غیرواقعی و حباب‌زده را بی‌هیچ نظارت و چارچوبی منتشر می‌کنند، تا جایی که خود فروشنده و خریدار هم باور می‌کنند این قیمت‌ها واقعی‌اند. اینجاست که دروغ اقتصادی، رنگ واقعیت به خود می‌گیرد.
با آغاز فصل جابه‌جایی مستأجران و تشدید فشار معیشتی بر خانوارهای ایرانی، یک سؤال جدی باید در سطح سیاست‌گذاری مطرح شود: چرا اینستاگرام به بهانه‌های فرهنگی و اقتصادی فیلتر شد، اما پلتفرمی مانند دیوار که نقشی مستقیم در شکل‌گیری توهم قیمتی، گرانی روانی، سوداگری مجازی و نابسامانی بازار دارد، همچنان بدون کوچک‌ترین نظارت و پاسخ‌گویی فعال است؟
پلتفرم دیوار اکنون به مرجع قیمتی بسیاری از بازارها تبدیل شده؛ از مسکن و اجاره گرفته تا خودرو و لوازم خانگی. اما هیچ ضمانتی برای صحت قیمت‌ها، وجود مالکیت، یا حتی واقعیت داشتن کالاها وجود ندارد. هر فرد می‌تواند بدون سند، کارشناسی یا تأیید رسمی، ملکی یا خودرویی را با قیمتی کاملاً خیالی آگهی کند و در نبود نهادهای تنظیم‌گر، همین عدد خیالی به‌مرور «عرف بازار» می‌شود.
این اتفاق بیش از هر جای دیگر، در بازار اجاره مسکن نمود دارد. بنابر گزارش‌های رسمی، در سال ۱۴۰۴ شاخص کرایه مسکن اجاری در کشور بیش از ۵۰ درصد رشد داشته و در برخی شهرها، مستأجران با رشد بالای ۷۰ درصد روبه‌رو شده‌اند. بخش بزرگی از این رشد، نه از واقعیت اقتصادی، بلکه از انتظارات تورمی ناشی از آگهی‌های پرتعداد و بی‌پایه در پلتفرم‌هایی مانند دیوار نشأت گرفته است.
در بازار خودرو نیز، آشفتگی به اوج رسیده است. تنها چند آگهی با قیمت بالاتر منتشر می شود و موجی از انتظار افزایشی در بازار ایجاد می کند. همین چرخه معیوب به‌سرعت به واقعیت تبدیل می‌شود؛ بدون آن‌که معامله‌ای واقعی در میان باشد.
با وجود این واقعیت‌ها، هیچ نهاد ناظر یا قانون‌گذار جدی برای سامان‌دهی این فضا وجود ندارد. پلتفرمی مانند دیوار، برخلاف ظاهر ساده‌اش، نقشی ساختاری در برهم زدن نظم بازار ایفا می‌کند. این نقش، هم در مسکن، هم در اجاره و هم در خودرو، قابل اثبات است. پس چرا در برابر این پلتفرم، همان حساسیتی که درباره اینستاگرام اعمال شد، مشاهده نمی‌شود؟
همه می‌دانند که تورم در ایران دلایل ساختاری دارد: از رشد نقدینگی و تحریم گرفته تا ناکارآمدی‌های مدیریتی. اما دیوار و پلتفرم‌های مشابه، مانند بادبزن‌هایی هستند که آتش این تورم را شعله‌ورتر می‌کنند؛ آن‌هم بدون آنکه پاسخ‌گو باشند. وقتی فروشنده‌ای خانه‌اش را به قیمت واقعی عرضه نمی‌کند، چون در دیوار قیمت دو برابر دیده؛ وقتی موجر، اجاره را صرفاً با استناد به آگهی‌های ساختگی بالا می‌برد؛ و وقتی مردم، حتی توان مقایسه‌ی منطقی قیمت را هم ندارند، دیگر چه نیازی به دشمن بیرونی برای تخریب بازار داریم؟
اگر واقعاً دغدغه تنظیم بازار و عدالت اقتصادی دارید، به‌جای فیلتر کردن اینستاگرام، دیوار را فیلتر یا لااقل قانون‌مند می‌کردید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *