توسعه کرمانشاه باید یک توسعه رنگین‌کمانی باشد

«توسعه کرمانشاه باید یک توسعه رنگین‌کمانی باشد». یعنی، ما با رنگین‌کمان اقوام، فرهنگ‌ها، اقلیم، منابع زیرزمینی روبه‌رو هستیم. این‌ها همه ظرفیت‌هایی است که در کشور ما کمتر استانی واجد آن است.

کرمانشاه در مقیاس ایرانی و باتوجه‌به نزدیکی‌اش به مرکز، داشتن موقعیت مرزی و ارتباط با خارج از کشور باید امروز یک استان توسعه‌یافته می‌بود. از ظرفیت‌های عظیم این استان می‌توان به مواردی مانند داشتن ظرفیت انسانی، تنوع اقلیم، تنوع فرهنگ، تنوع و غنای منابع طبیعی، بالاترین بارش بعد از استان‌های شمالی در کشور و سابقه مرکزیت سیاسی از زمان ساسانیان تا امروز اشاره کرد. درواقع، استان کرمانشاه با دارا‌بودن این سابقه مرکزی سیاسی، یک سرمایه تاریخی و فرهنگی را برای خودش خلق کرده‌است. ازآنجاکه این استان بخشی از راه ابریشم بوده‌است، باید سرمایه‌های تاریخی در آن انباشت می‌شده که البته شده است. علاوه‌براین، کرمانشاه تنها شهر و استانی بوده‌است که تمام تجار و ثروتمندان کشور برای رفتن به سفر عتبات از آن عبور کرده و بسیاری از آن‌ها در آنجا ماندگار می‌شدند و با بزرگان، تجار، کارآفرینان و ثروتمندان کرمانشاه ارتباط برقرار می‌کردند. بنابراین، از این منظر استان کرمانشاه برای ارتباط با همه بخش‌های کشور به‌نوعی مرکزیت داشته‌است. درکل، وقتی با مقیاس ایرانی کرمانشاه را درنظر می‌گیریم، می‌بینیم که این استان برای توسعه‌یافتن کمبودی نداشته‌است. اما، امروز می‌بینیم که شاخص‌های توسعه این استان، در ردیف شاخص‌های استان سیستان‌وبلوچستان و در بعضی از موارد حتّی بدتر از آن است. این در حالی است که باید بگویم استان سیستان‌وبلوچستان تعداد اندکی از فرصت‌های کرمانشاه را داشته یا شاید در یکسری از موارد هیچ‌یک از آن‌ها را نداشته و فاقد برخی از ظرفیت‌های طبیعی بوده‌است. اکنون، بحث‌مان را با این سؤال شروع می‌کنیم که چرا استان کرمانشاه با این همه ظرفیت، در رده‌بندی‌های توسعه کشور امروز باید در بین چند استان آخر قرار داشته‌باشد؟

کرمانشاه گرفتار تعلیق توسعه است، یعنی گرچه برنامه‌های توسعه استان نوشته شده و بودجه‌های توسعه‌ای به آن تخصیص داده شده‌است، می‌توانم به ضرس‌قاطع بگویم که در ۴۰ سال گذشته توسعه کرمانشاه معلق بوده‌است. به‌بیان‌دیگر، این استان پروژه جذب کرده، در آن کارخانه سیمان، نیروگاه و پتروشیمی آمده است، اما توسعه نیامده است. حتّی آن پروژه‌ها هم نتوانسته‌اند آثار توسعه‌ای با خودشان بیاورند، بنابراین، این تعلیق توسعه کرمانشاه به امتناع سرمایه‌گذاری منجر شده‌است یا حتّی می‌توانیم بگوییم که این‌ها مکمل هم‌ هستند، یعنی شما با یک سرمایه‌گذاری مستمر پویای درون‌زا و برون‌زا در داخل استان و بیرون از آن روبه‌رو نیستند.

در داخل استان قدرتی برای تحرک‌بخشی و بیرون‌‌رفت استان از دام عقب‌ماندگی وجود ندارد و در مرکز نیز انگیزه، دغدغه و اندیشه‌ای برای برون‌شد استان از دام توسعه‌نیافتگی وجود ندارد. درواقع، اینجاست که ما برای خروج از این وضعیت به یک ابزار تحلیلی و نوعی توافق بین‌الاذهانی بین نخبگان نیازمندیم. البته، الان که نگاه می‌کنیم، نخبگان استان نسبت به وضعیت موجود احساس خستگی و درماندگی می‌کنند، اما من این‌طور نگاه نمی‌کنم و معتقدم آینده کشور و آینده استان سرشار از نقاط عطف و بزنگاه‌هایی است که این فرصت را ایجاد می‌کند. درواقع، هر استانی که نخبگان آن دارای نوعی توافق بین‌الاذهانی باشند، می‌تواند با گشودن پنجره‌ای شرایط حاکم بر این ساختار ضدتوسعه را متحول کنند.

«توسعه کرمانشاه باید یک توسعه رنگین‌کمانی باشد». یعنی، ما با رنگین‌کمان اقوام، فرهنگ‌ها، اقلیم، منابع زیرزمینی روبه‌رو هستیم. این‌ها همه ظرفیت‌هایی است که در کشور ما کمتر استانی واجد آن است. این شرایط آماده است تا ما نگاه را از سمت توسعه خطی و یکنواخت به استان، به سمت توسعه غیرخطی، نمایی، متنوع و رنگین‌کمانی ببریم. اگر در اندیشه نخبگان استان این تغییر نگاه رخ بدهد، در عالَم واقع نیز رخ می‌دهد. امروزه همه می‌گویند: فکرها را عوض کنید، واقعیت عوض می‌شود، اگر بخواهید، می‌شود، اما من می‌گویم: اگر نخبگان استان به این نقطه توسعه رنگین‌کمانی برسند، این کار شدنی است.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *