نوجوانی؛ عبور از مرز خاموش بحران تا بلوغ روانی

امیررضا کسانی، کارشناس مشاوره و فعال حوزه کودک و نوجوان، در گفت‌وگو با خبرنگار استان پنجم، ریشه اصلی چالش‌های این دوره را «تغییر در ساختار شناختی» می‌داند.

وقتی خانواده و مدرسه، اولین خط دفاع سلامت روان می‌شوند

گزارش: سیده نسرین یادگاری

استان پنجم- بدون تردید، مهم‌ترین دغدغه در زندگی هر والد، فرزندان او هستند؛ فرزندانی که تا دیروز با شیرین‌زبانی و رفتارهای کودکانه، دل خانواده را می‌بردند، اما امروز با عبور از مرز کودکی و ورود به نوجوانی، ناگهان چهره‌ای تازه از خود نشان می‌دهند. دوره‌ای پرالتهاب، ناشناخته و سرشار از تغییر؛ از تحولات جسمی و هورمونی گرفته تا دگرگونی‌های فکری، هیجانی و رفتاری.
🔻نوجوان، در ابتدای این مسیر، با پرسش‌های بی‌پاسخ، ترس از آینده، ابهام هویتی و نگرانی‌های درونی روبه‌رو می‌شود. اطاعت‌پذیری کاهش می‌یابد، نوسانات خلقی شدت می‌گیرد و گاه رفتارهای پرخاشگرانه یا انزواطلبانه بروز می‌کند. اما آنچه در این میان اهمیت دارد، نوع مواجهه والدین و مربیان است؛ نوجوان «بچه بد» یا «ناخلف» نیست، بلکه انسانی در میانه‌ی یک طوفان زیستی و روانی است.
🔹تغییرات هورمونی، فعال شدن هورمون‌های رشد و تحولات عمیق جسم و روان، نوعی آتشفشان درونی ایجاد می‌کند که تحریک‌پذیری و ناپایداری هیجانی را افزایش می‌دهد. در چنین شرایطی، شنیده‌شدن، درک‌شدن و اجازه‌دادن به نوجوان برای بیان احساسات و حتی تجربه‌ی خطا، یک ضرورت تربیتی است، نه ضعف والدگری.

💢نوجوان، امتداد وجود والدین است💢

🔻نوجوان تکه‌ای جدا از خانواده نیست؛ امتداد وجود پدر و مادر است. والدین تنها نقش «چراغ راهنما» ندارند که صرفاً نصیحت کنند، بلکه باید همراه، حامی و پناه امن باشند. گاه در ظاهر، مشکلی دیده نمی‌شود، اما در لایه‌های پنهان ذهن نوجوان، ترس از قضاوت، مقایسه‌شدن، کاهش اعتمادبه‌نفس و ناشناخته‌بودن مسیر آینده، او را به‌شدت فرسوده و منزوی می‌کند.

💢نگاه تخصصی به چالش‌های نوجوانی💢

امیررضا کسانی، کارشناس مشاوره و فعال حوزه کودک و نوجوان، در گفت‌وگو با خبرنگار استان پنجم، ریشه اصلی چالش‌های این دوره را «تغییر در ساختار شناختی» می‌داند و می‌گوید: «در بدو ورود به مرحله عملیات صوری، که در نظریه ژان پیاژه به‌روشنی تشریح شده، نوجوان دچار دگرگونی اساسی در شیوه تفکر می‌شود. به‌دنبال این تغییر شناختی، هیجانات نیز دستخوش تحول می‌شوند. بیشترین تعارض‌ها معمولاً در ابتدای هر مرحله رشدی رخ می‌دهد، زیرا فرد هنوز به پختگی لازم نرسیده است.»
به گفته او، تغییر در الگوهای رفتاری، خودمحوری و نحوه تفکر، به‌ویژه در سنین ۱۱ تا ۱۲ سالگی، امری طبیعی است؛ هرچند برخی نشانه‌ها از اواخر دوره عملیات عینی آغاز می‌شود و به دلیل نامحسوس‌بودن، کمتر مورد توجه والدین قرار می‌گیرد.

💢محیط امن؛ کلید عبور سالم از نوجوان💢

این مشاور کودک و نوجوان، بهترین شیوه تعامل والدین و معلمان را «حفظ تعادل میان استقلال و حمایت» می‌داند و تأکید می‌کند: «کودک و نوجوان به‌طور فعال و با کنجکاوی مسیر رشد را طی می‌کنند. ما نباید آن‌ها را منفعل کنیم. احترام به استقلال، همراه با دور نگه‌داشتن نوجوان از محیط‌های پرتنش، کمک می‌کند این مرحله با سلامت روان طی شود. محیط امن، تضمین‌کننده رشد و پویایی نوجوان است.»

💢بی‌انگیزگی تحصیلی؛ زنگ خطر پنهان💢

کسانی با اشاره به بی‌انگیزگی تحصیلی نوجوانان می‌گوید: بی‌انگیزگی تحصیلی در نوجوانان معمولاً «لجبازی یا تنبلی» نیست، بلکه نشانه‌ی یک نیاز برآورده‌نشده، فشار روانی یا بی‌معنایی درس برای اوست. برخورد مؤثر، ترکیبی از همدلی، ساختاردهی و دادن حس اختیار است. علت‌ها معمولاً یکی از این‌هاست: اضطراب، افسردگی خفیف، فرسودگی تحصیلی و نیز ترس از شکست یا تجربه‌ی شکست‌های مکرر، نداشتن هدف یا بی‌معنا بودن درس‌ها، مقایسه شدن، فشار زیاد خانواده، مشکلات رابطه‌ای با معلم یا همکلاسی‌ها و استفاده‌ی افراطی از موبایل و شبکه‌های اجتماعی.
وی می افزاید: قطع چرخه‌ی فشار و سرزنش، جملاتی مثل: «اگه نخونی آینده‌ات نابوده» یا «ما به خاطر تو…» یا «هم‌سن‌هات خیلی جلوترن» بی‌انگیزگی را تشديد می‌کند.
وی معتقد است، نوجوان وقتی احساس تهدید کند، ناخودآگاه عقب‌نشینی می‌کند.
دکتر کسانی با تاکید بر دادن حس اختیار (نه رهاسازی) خاطرنشان می سازد: نوجوان باید احساس کند کنترل دارد در انتخاب زمان درس خواندن، در انتخاب ترتیب درس‌ها و نیز در تعیین هدف‌های کوتاه‌مدت با خودش مثلاً: «دوست داری روزی ۳۰ دقیقه شروع کنیم یا ۴۵ دقیقه؟» نه اینکه: «باید هر روز ۳ ساعت بخونی.»
وی در ادامه با اشاره به اینکه هدف‌های کوچک و قابل‌دستیابی، بی‌انگیزگی با «موفقیت‌های کوچک» درمان می‌شود؛ از این عبارات می گوید: به‌جای «نمره ۲۰» → «فقط این فصل رو بفهم» و به‌جای «قبولی کنکور» → «این هفته ۵ تست درست» یا پیشرفت کوچک = بازگشت انگیزه.
وی با بررسی این مبحث که توجه به حال روانی، نه فقط درس را مد نظر داشته باشیم افزود: اگر این نشانه‌ها وجود دارد، اول روان مهم‌تر از درس است: بی‌حوصلگی طولانی، پرخاشگری یا انزوا، افت شدید اعتمادبه‌نفس، بی‌خوابی یا خواب زیاد؛ در این موارد، مشاوره‌ی روان‌شناسی کمک‌کننده و نه نشانه‌ی ضعف است.
دکتر کسانی معتقد است: نوجوان‌ها بیشتر از حرف، رفتار را می‌بینند: آیا خودتان استرس را درست مدیریت می‌کنید؟ آیا فقط نتیجه مهم است یا تلاش هم دیده می‌شود؟ تحسین درست: «از اینکه نشستی شروع کردی خوشحال شدم» نه فقط: «نمره‌ات خوب شد»
وی در ادامه به جمع‌بندی کوتاه پرداخت: گوش دادن قبل از نصیحت، کاهش فشار، افزایش اختیار، هدف‌های کوچک، توجه به روان نوجوان و رابطه‌ی امن، نه رابطه‌ی کنترلی از اهم نکاتی که باید دقت کنیم.

🔻نوجوانان خود را عزیز بداریم؛ با احترام صدایشان کنیم و حتی در زمان خطا، شأن آن‌ها را حفظ کنیم. مقایسه، آتشی است که اعتمادبه‌نفس را خاکستر می‌کند. هیچ موفقیتی تصادفی نیست و پشت هر پیشرفتی، صبر، حمایت و والدگری آگاهانه نهفته است. برنامه‌ریزی منطقی، همراهی صبورانه و مسئولیت‌پذیری والدین، مسیر عبور سالم نوجوان از این دوره حساس را هموار می‌کند. اگر او از این گذرگاه به‌سلامت عبور کند، بی‌تردید برندگان اصلی، خانواده خواهند بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *