الهه، صدای تمام آن‌ها که شب نرسیدند

امروز، الهه حسین‌نژاد، صدای خفته‌ هزاران زن و مردی‌ست که شب‌ها با ترس، به خانه بازمی‌گردند.

▫️ داود امامی، روزنامه‌نگار

روزی پادشاهی دزدی را دستگیر کرد و به‌قصد عبرت دیگران، فرمان داد تا او را به‌سختی مجازات کنند. وزیری شفاعت کرد و گفت:
«ای شاهِ عادل، اگر او را ببخشی، شاید توبه کند و صالح شود.»
شاه در پاسخ گفت:
دزد اگر بد کرد، تو نیکی مکن / ور کنی، نیکی نیابی، ای سَمن
هر که دزدی کرد، حد بر وی بزن / تا بترسد دزد دیگر زین سخن

و دستور اجرای حکم را داد. مولانا در پایان این حکایت می‌نویسد:
عدل آن باشد که دزد آشفته گردد / نه خرد و اهل دین، آزرده گردد.

این حکایت نه‌تنها حکمت کهنه روزگار است، بلکه آینه امروز ماست؛ آینه‌ای که وا می‌دارد بپرسیم: در کجای راه، مسیر را گم کردیم که این‌چنین، مجرمان آسوده‌اند و مردم، نگران جان خود؟
الهه حسین‌نژاد دیگر در میان ما نیست. بانوی ۲۴ ساله، کارگری زحمتکش، که در پایان یک روزِ کاری، در دل پایتخت، نه با مرگ طبیعی، بلکه با دشنه جنایت، از پا افتاد. قاتلش، مردی سابقه‌دار بود؛ با انگیزه‌ای که «سرقت» نام گرفت.
در این پرونده، نهادهای انتظامی و قضایی با سرعت و دقت عمل کردند که جای تقدیر دارد. اما آیا سرعت در برخورد، جای خالی پیشگیری را پُر می‌کند؟
این حادثه، نه فقط یک پرونده جنایی، بلکه آینه‌ای‌ست در برابر ما؛ بازتابی از تکرار ناامنی، ضعف نظارت و تساهل با بزه‌کاران.

*آنچه از منظر امنیت اجتماعی نباید فراموش شود:*

🔹 عدالت پیشگیرانه، نه فقط مجازات پس از جنایت:
امنیت اجتماعی زمانی معنا می‌یابد که پیش از وقوع جرم، راه‌های آن بسته شود. جامعه‌ای که در آن مجرمان سابقه‌دار، آزادانه و بی‌محدودیت در رفت‌وآمد باشند، عملاً مردم بی‌پناه خود را به دست خطر می‌سپارد. مجازات عادلانه و بازدارنده، نه فقط یک ابزار قانونی، بلکه ستون آرامش روانی جامعه است.
🔹 چرا برخوردها کمرنگ شده‌اند؟
در سال‌های اخیر، حساسیت برخی دستگاه‌ها در قبال جرائم خشن، به دلایل گوناگون کاهش یافته است؛ گاه به‌دلیل سوءبرداشت از مفاهیم حقوق بشری و گاه به‌واسطه ملاحظات رسانه‌ای. اما مردم خواهان مهربانی با مجرم نیستند؛ بلکه به برخورد قاطع، عادلانه و بازدارنده با کسانی را نیاز دارند که امنیت را از آن‌ها می‌گیرند.
🔹 نظارت هوشمند؛ ابزار دنیای مدرن:
امروز دیگر نمی‌توان امنیت را صرفاً با نیروی انسانی تأمین کرد. بهره‌گیری از فناوری برای رصد خودروهای مشکوک، شناسایی سریع مجرمان سابقه‌دار، گسترش دوربین‌های هوشمند و تحلیل رفتارهای پرخطر، ضرورتی انکارناپذیر است. شهری که ابزار نظارتش فرسوده باشد، ناگزیر بستر وقوع جنایت‌های بعدی خواهد بود.
🔹 امنیت، مسئولیتی همگانی‌ست:
امنیت فقط از لوله سلاح پلیس نمی‌آید. خانواده‌ها، نظام آموزشی، رسانه‌ها، نهادهای فرهنگی و حتی کاربران فضای مجازی، در تربیت شهروندان قانون‌مدار نقش دارند. بی‌تفاوتی به انحراف‌های کوچک، سرانجام ما را به فجایعی چون قتل الهه می‌رساند.
🔹 خلأ قانونی در دفاع از خویش:
یکی دیگر از نقاط ضعف امنیت اجتماعی، نبود حمایت کافی قانونی از قربانیان بالقوه است. در شرایطی که کسی مورد حمله قرار می‌گیرد، اثبات این‌که دفاعش مشروع بوده، در محاکم قضایی کاری دشوار و زمان‌بر است. در نتیجه، بسیاری از شهروندان حتی از دفاع مشروع هم پرهیز می‌کنند. قوانین باید آن‌قدر شفاف، محکم و به‌روز باشد که در برابر تجاوز به جان یا مال، شهروند بداند قانون پشت اوست.

الهه دیگر در میان ما نیست. اما خاطره‌اش نباید خاموش شود. او، نه فقط قربانی یک جنایت، بلکه نماد خلأهایی‌ست که باید پر شوند. زنی که با شرافت زیست و در بی‌پناهی جان داد.
امروز، الهه حسین‌نژاد، صدای خفته‌ هزاران زن و مردی‌ست که شب‌ها با ترس، به خانه بازمی‌گردند.
این صدا باید ما را بیدار کند. فریاد خاموش او، زنگ بیدارباش جامعه ماست.
بیدار شویم، پیش از آن‌که نام دیگری، جای الهه را بگیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *