بررسی ماده۵۱منشور ملل متحد و حقانیت اقدامات تلافیجویانه ایران باید به عنوان نشانهای از اراده و قاطعیت ملت ما دیده شود.
افول اقتدار حقوق بینالملل و ناتوانی شورای امنیت از مسائلی هستند که نیازمند تحلیل دقیق هستند.شورای امنیت، که پس از جنگ جهانی دوم برای پیشگیری از درگیریها و ایجاد صلح تأسیس شد، اکنون دچار بحرانی گردیده که در آن نه تنها متجاوزان را محکوم نمیکند، بلکه خود به تداوم جنگ و تنش دامن میزند. ایران به قطعنامه ۳۳۱۴ مجمع عمومی سازمان ملل(۱۹۷۴)استناد میکند که تجاوز را به گونهای تعریف میکند که بر اساس آن،یک دولت اجازه میدهد قلمرو آن توسط دولت دیگری برای حملات علیه کشور سوم استفاده شود.
ماده ۳ این قطعنامه،فراهم کردن فضای هوایی،پایگاهها و سکوهای لجستیکی برای اقدام نظامی را مصداق تجاوز میداند. دولتهایی که چنین عملیاتی را تسهیل میکنند،در خطر از دست دادن بیطرفی قرار میگیرند و ممکن است هدف اقدامات تدافعی متناسب قرار بگیرند که هدف آن متوقف ساختن حملات جاری است.
ایران به عنوان کشوری که تحت حملات بیرحمانهای قرار دارد،ادعا میکند هیچ پایه حقوقی مستحکمی برای توجیه عملیات نظامی مشترک ایالات متحده و رژیم اسرائیل وجود ندارد. ادعاهای مربوط به «محافظت از ایرانیان»و«دفاع پیشدستانه»نمیتواند به عنوان مبنایی برای استفاده از زور در چهارچوب منشور ملل متحد یا حقوق عرفی بینالملل تلقی شود.ت
ایران تأکید دارد که در چارچوب حقوق بینالملل عمل کرده و حملاتش به تأسیسات نظامی و زیرساختهای دشمن متمرکز است که بهطور مستقیم در تلاشهای جنگی نقش دارند. مقامات جمهوری اسلامی این کمپین را نه به عنوان اعمال تنبیه، بلکه تلاش برای بقای خود توصیف میکنند. در این راستا، نقضهای اولیه را باید به عهده متجاوزانی دانست که جنگ را علیه ایران آغاز نمودهاند.
ایران همچنین سعی در کاهش تلفات غیرنظامی دارد و تمرکز بر اهداف مرتبط با جنگ را اصلی مهم میداند. به همین دلیل، اگر حقوق بینالملل بهطور گزینشی اعمال شود و متجاوزان از عواقب اعمال خود در امان باشند، آنگاه افرادی که از خود دفاع میکنند، به طور ناعادلانه محکوم خواهند شد و اقتدار حقوق بینالملل به شدت زیر سوال خواهد رفت.
قطعنامه ۲۸۱۷ مجمع عمومی به صراحت بر تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشورهایی همچون بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان. سعودی، امارات و اردن تأکید میکند و حق دفاع شخصی این کشورها را شناخته و حتی اگر آنها در میزبانی پایگاههای نظامی خارجی که به عملیات علیه ایران اختصاص یافتهاند، نقشی ایفا کنند. این وضعیت نشاندهنده افول بنیادهای حقوق بینالملل و ضرورت حمایت از حقوق بشر و حقیقت بینالمللی است.
بنابراین، باید بر حقانیت و مشروعیت اقدامات تلافیجویانه ایران تأکید کنیم.در دنیایی که همچنان شاهد تجاوزات نظامی و نقض حقوق بشر است، حق هر ملتی بر دفاع از خود و سرزمینش روشن است. ایران با شجاعت و قاطعیت به دفاع از خود پرداخته و در برابر ظلم و تعدی ایستاده است. این ایستادگی نه تنها نشانهای از اراده ملت ماست، بلکه تأکیدی بر ارزشهای انسانی و الهی است که هر فرد باید به آن پایبند باشد.
تاریخ در حال ثبت است و نسلهای آینده باید قادر باشند حقیقت را بشنوند و از آن عبرت بگیرند.در این مسیر، ضروری است که روایتهای مختلف را بشنویم و همواره به جستجوی حقیقت ادامه دهیم. هر ملتی حق دارد صدای خود را به گوش جهانیان برساند و در برابر ظلمهای واردشده از خود دفاع کند. ایران، با تاریخ غنی و فرهنگ عظیم، همواره به حفظ هویتش افتخار کرده و در مسیر ایستادگی گام برداشته است.
ما باید همیشه به یاد داشته باشیم که انسانیت و کرامت انسانی باید در برابر قساوتها و تجاوزات حفظ و حراست شود. این بدان معناست که به اصول بنیادی حقوق بشر پایبند باشیم و از حقوق خود و دیگران دفاع کنیم. دفاع از حقوق انسانی نه تنها یک تکلیف اخلاقی است بلکه باید به عنوان یک اصل اساسی در روابط بینالملل مطرح شود.
دولتها باید در برابر اقداماتی که بر حقوق بشر تأثیر میگذارد، پاسخگو باشند و از حمایت قدرتهای بزرگ در نقض حقوق ملتها جلوگیری کنند. آگاهی بخشی درباره حقوق بشر و اهمیت دفاع از آن، به ویژه برای نسلهای آینده، بسیار حائز اهمیت است. ایستادگی در برابر ظلم و قساوت، نه تنها حق بلکه وظیفهای است که همه ما در برابر یکدیگر داریم