آنچه که از زندگی آموختم حاصل حرارت و فروغِ محبتِ معلم‌هایم است

در هفته گرامیداشت مقام معلم، همیشه نام معلم در ذهنم تداعی‌گر دو تن از بزرگ‌ترین آموزگاران دوران ابتدایی‌ام است: آقای براتی، معلم کلاس اول و آقای بختور، معلم کلاس پنجم. این دو انسان فرهیخته، برای من فراتر از نقش یک معلم بودند؛ آن‌ها یک الگو و یک همراه و یک چراغ راه بودند.

داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی

در هفته گرامیداشت مقام معلم، همیشه نام معلم در ذهنم تداعی‌گر دو تن از بزرگ‌ترین آموزگاران دوران ابتدایی‌ام است: آقای براتی، معلم کلاس اول و آقای بختور، معلم کلاس پنجم. این دو انسان فرهیخته، برای من فراتر از نقش یک معلم بودند؛ آن‌ها یک الگو و یک همراه و یک چراغ راه بودند.
دوران کودکی‌ام در یک محیط روستایی سپری شد، جایی که نشستن روی نیمکت‌های چوبی، احساس خاصی داشت. تخته سیاه و گچ سفید آن روزها، به مثابه بوم نقاشی‌ای بود که بر روی آن خیال و دانش شکل می‌گرفت. دفترهای ۴۰ برگ، ۱۰۰ برگ، و ۲۰۰ برگ در کوله‌پشتی‌ام قرار داشتند و برگه‌های امتحانی هم به یادآوری سختی‌ها و چالش‌های آن دوران کمک می‌کردند. این تمامی خاطراتی است که هنوز هم با طراوت در ذهنم نقش بسته است.
آقای براتی با نگاه مهربان و دلسوزی‌اش، همیشه کوشید تا ما را به علم و دانش علاقه‌مند کند. او به خوبی می‌دانست که هر کدام از ما چه پتانسیلی داریم و به دنبال شکوفایی آن بود. آقای بختور نیز با روش‌های نوآورانه‌اش، دروس را به ما منتقل می‌کرد و ما را به تفکر و چالش کشاندن ترغیب می‌نمود. خوشحالم که در چنین محیطی پرورش یافتم و اکنون خود را مدیون آن‌ها می‌دانم.
هر بار که به یاد آن روزها می‌افتم، دعا می‌کنم که در راهی که امروز در آن هستم، حس خوبی که معلم‌ها به من دادند، را به دیگران منتقل کنم. این احساس انسانی و عشق به یادگیری، نتیجه زحمات این عزیزان بود. آنچه که از زندگی آموختم حاصل حرارت و فروغ محبت این معلم‌هاست.
بعد از دوران ابتدایی، وارد دوره راهنمایی شدم که دنیایی متفاوت از علم را تجربه کردم. برادرِ مرحومم، سعید، در کنارم بود و تجربیات خود را از کلاس‌های تقویتی کانون فرهنگی پرورش وحدت کوزران به اشتراک می‌گذاشتیم. این روزها، با وجود چالش‌های زندگی داشتم، هنوز هم در یادم باقی مانده است.
بعدها مسیر زندگی‌ام مرا به دبیرستان نمونه دولتی جواد الائمه (ع) در کرمانشاه رساند. اینجا بود که با دبیرانی آشنا شدم که از بهترین‌های استان و کشور بودند و حقیقتاً از خود مایه می‌گذاشتند. تلاش آنان سرآغازی برای دانش بیشتر من شد و من به خوبی حس کردم که علم، سرمایه‌ای گرانبهاست که باید با عشق و تلاش آن را حفظ کرد.
این مسیر آموختن، از دوران کودکستان با مرحوم خانم فوزیه آغاز شد، کسی که به من آب را آموخت و حس زندگی را به من داد. تا دوران دانشگاه که در آنجا هم نان درآوردن عزتمندانه را از اساتیدم یاد گرفتم. همه این تجربیات گوناگون، پایه‌گذار شخصیتم شدند تا امروز با اطمینان و قدرت در زندگی پیش بروم.
در نهایت، باید بگویم که معلم‌ها نه تنها علم و دانش را منتقل می‌کنند، بلکه ویژگی‌های انسانی و اخلاقی را نیز به دانش‌آموزان آموزش می‌دهند. آن‌ها چراغ راهند و فراموش نخواهم کرد که هر جا خدمت کنم، در نیت خود برای این عزیزان دعای خیر می‌کنم. معلم‌ها، با تلاش و فداکاریشان، سرنوشت‌های ما را تغییر دادند و من تمام این خاطرات را گرامی می‌دارم. برای این مهرورزان دلسوز همیشه مدیون و شاکر خواهم بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *