آتش‌بس یا دام فریب؟

آتش‌بس از سوی امریکا تمدید شد، همچون سایه‌ای سنگین و تلخ بر دل‌های مردم ایران نشسته است. این روزها، واژه‌های زیبا و پرمغزی چون صلح و آرامش به طرز مشکوکی در فضای سیاسی ما معلق شده‌اند؛ گویی که همیشه بهانه‌ای برای فریبکاران و باندهای قدرت ژرف‌اند. در حالی که مردم ایران از جنگ و قهری که سال‌ها بر آنان سایه افکنده، رنج می‌کشند، دشمنی که با خوی تجاوزکارانه‌اش، زندگی را بر ما دشوار کرده، اکنون در پس چهره‌ای موجه به ما می‌گوید که باید آرامش داشته باشیم. اما آیا نمی‌بیند که آتش‌بس به‌ظاهر حسن نیت او، بر روی دل‌های زخم‌خورده ما سنگینی می‌کند و از هر سو تنگنای جنگ و صلح را تحمیل می‌نماید؟

این تمدید آتش‌بس، نشانه‌ای از ترس دشمن از واکنش قاطع ایران است. آن‌ها فهمیده‌اند که دیگر تهدیدهای نظامی و زبانی کارساز نیستند و به امیدی واهی درصدد مذاکره‌اند. به‌جای آنکه با صداقت بخواهند بر سر میز مذاکره حاضر شوند، همچنان به دنبال باج‌خواهی و فریب ملت ایران هستند. به‌راستی، آیا در آینه تاریخ نمی‌بینند که ما برای دندان‌تیز آن‌ها نشده‌ایم؟ آنها که دچار توهم قدرت‌اند، هیچ‌گاه نخواهند فهمید که ملت ایران با تاریخ، فرهنگ و ریشه‌هایی عمیق‌تر از هر جنگی به‌سوی آینده حرکت می‌کند و هیچ‌گونه دسیسه‌ای نمی‌تواند اراده ما را بشکند.
دشمنان ما با رویکردی فریبکارانه در تلاش‌اند تا از روزنه‌های اجتماعی و سیاسی نفوذ کنند و سعی دارند جنگ و ناامنی را به توجیهی برای اقدام‌های غیر انسانی خود تبدیل نمایند. آن‌ها با وعده‌های گوشنواز می‌کوشند عمر آتش‌بس را تمدید کنند و در عین حال، فشارهای اقتصادی و اجتماعی را بر دوش ملت ایران تحمیل نمایند. هنگامی که آتش‌بس به ابزاری برای غافل‌کردن از ناهنجاری‌های داخلی بدل می‌شود، مردم باید با دیدی هوشیار در برابر این دسیسه‌ها ایستادگی کنند.
ما باید به یاد داشته باشیم که تاریخ سرشار از نمونه‌هایی است که ملت‌های بزرگ، تهدیدات و فشارهای طاقت‌فرسا را نقض کرده‌اند و پس از سال‌ها رنج، بر ایستادگی و محبت پیروز شده‌اند. به‌جای اینکه خود را در دام آتش‌بس‌های ظاهری گم کنیم، باید بر یادآوری تاریخ و فرهنگ غنی‌مان تأکید کنیم. ما باید به آینده بیندیشیم و در راه تحقق آرمان‌های‌مان گام برداشته و از ظرفیت‌های داخلی و ملی‌مان بهره‌برداری کنیم.
در این وضعیت دشوار، ما نه‌تنها باید بر وحدت و همبستگی ملی تأکید کنیم، بلکه باید به‌عنوان یک ملت آگاه و هوشمند، تصمیم‌گیری‌های آگاهانه و بر مبنای واقعیت‌های موجود انجام دهیم. آتش‌بس هرچند که به‌ظاهر آرامش به ارمغان می‌آورد، اما در باطن باید به‌عنوان یک زنگ خطر برای هوشیاری و قدرت ملت ایران در برابر دسیسه‌ها و تجاوزها تلقی شود. تداوم این آتش‌بس تنها در صورتی می‌تواند به صلح واقعی منجر شود که به‌عنوان فرصتی برای احقاق حقوق نادیده‌شده‌مان از آن استفاده کنیم، و نه به‌عنوان ابزاری برای فریب و تسلیم شدن.
مرواریدهای طمع‌آلود و فریبکارانه‌ای که افق اقتصادی و اجتماعی ما را زیر این آتش‌بس می‌پوشاند، نشانه‌ای از یک طمع عمیق و ستمگرانه است که به‌دنبال تجزیه و تضعیف ملت ماست. آتش‌بس، که به‌ظاهر نشانه‌ای از تمایل به مذاکره دیده می‌شود، می‌تواند به دام مهلکی برای ما تبدیل شود. سیاستمداران آمریکایی، با پشتوانه‌ی تصوراتی نادرست، گویا همچنان درکی از تاریخ و فرهنگ غنی ما ندارند؛ آنها بارها اندیشیده‌اند که با زور و فریب، می‌توانند روحیه‌ ما را زمین‌گیر کنند؛ غافل از اینکه هویت ما به عمق تاریخ بازمی‌گردد و هیچ جنگی نمی‌تواند آن را از ما بگیرد.
این آتش‌بس به‌نوعی از چهره‌ای موجه برخوردار است، اما واقعیت این است که گویی گام به گام، نیت‌های شوم و فشارهای اقتصادی در پس آن مزه‌مزه می‌شوند. آینده اقتصادی ما تحت تأثیر این آتش‌بس تحت فشار است. وقتی تنگه هرمز که ورودی حیاتی تجارت جهانی ماست، در معرض خطر قرار می‌گیرد، ادامه این وضعیت می‌تواند به کاهش و حتی قطع صادرات نفت و کالاهای کلیدی منجر شود. انتظار می‌رود که سازمان‌های بین‌المللی و قدرت‌های جهانی در این برهه حساس به‌جای فریب و زد و بند، حمایت واقعی از اراده ملت ایران به عمل بیاورند.
ادعای سیاستمداران آمریکایی مبنی بر تمدید آتش‌بس تا زمان دریافت پیشنهادات ایران، به وضوح نشانه‌ای از امیدها و نظام بی‌اعتمادی موجود است. در حقیقت، این آتش‌بس می‌تواند به دام فریب‌کارانه‌ای عمل کند که نه تنها ادامه حیات ما را تهدید می‌کند، بلکه ممکن است ما را به سمت عدم قطعیت و بحران‌های جدید سوق دهد. این مسئله صرفاً یک بازی سیاسی نیست، بلکه زندگی و معیشت مردم به آن گره‌خورده است.
حال، به‌عنوان ملت آگاه و مقاوم، زمان آن رسیده است که ابتکار عمل را در دست بگیریم و با قدرت و شجاعت در برابر هرگونه فریب و فشار بایستیم. زندگی و آینده فرزندان‌مان در این نزدیکی جنگ و صلح گره‌خورده و ما نباید اجازه دهیم که بار دیگر به‌دست این باندهای سیاسی و فریبکار از آن‌چه که هستیم، دور شویم. این سرزمین ماست و ما باید با خرد و اراده ملی خود، برای دست‌یابی به صلحی واقعی و پایدار تلاش کنیم.
ما باید به یکدیگر یادآوری کنیم که هرگاه در تاریخ خود در برابر تجاوزات ایستاده‌ایم، نه تنها هویت خود را محفوظ نگه‌داشته‌ایم، بلکه بر قدرت و استقامت‌مان افزوده‌ایم. در این وضعیت حساس، همبستگی و آگاهی اجتماعی باید به‌عنوان سلاحی قدرتمند علیه طمع‌های استکباری مورد استفاده قرار گیرد. ما باید به گفت‌وگو و تعامل پیشرفته‌تری در داخل کشور بپردازیم و نقاط قوت خود را شناسایی کنیم و از آن‌ها بهره‌برداری نماییم.
در نهایت، صلح حقیقی تنها در سایه‌ی احترام به حقوق ملت‌ها و اراده‌های مستقل به دست می‌آید. ما باید آگاهانه مسیر خود را انتخاب کنیم و از هر تلاش بی‌مورد برای فریب و تحت فشار قرار دادن ملت خود بپرهیزیم. با هم، می‌توانیم به آینده‌ای روشن‌تر دست پیدا کنیم.
محمد حقیقی راد (روزنامه نگار )

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *