داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی گرایش فضای شهری

بعنوان کسی که بالغ بر دو دهه در فضای رسانهای قلم زده و ۱۴ سال از عمر حرفهای خود را در پیچ و خمهای اجرایی شهرداری کرمانشاه از جمله ۶ سال فعالیت در سازمان فرهنگی شهرداری و تجربه همکاری با ۴ مدیریت مختلف گذرانده و ۴ سال را در جایگاه عضویت شورای شهر کوزران سنجابی سپری کردهام، همواره بر این باور بودهام که فرهنگ، مظلومترین و در عین حال کلیدیترین واژه در ادبیات شهری ماست.
تجربه زیسته من در سطوح مختلف اجرایی و نظارتی نشان میدهد که ما نیازمند یک پارادایم جدید در نقش فرهنگی شهرداری هستیم. سالهاست که ذهنیت غالب، سازمان فرهنگی را صرفاً متولیِ برپایی رویدادها و مراسمات تقویمی میبیند. هرچند این اقدامات در جای خود و برای حفظ شعائر، محترم است، اما نباید فراموش کرد که دستگاههای متولی دیگری همچون فرهنگ و ارشاد، تبلیغات اسلامی و هیئتهای مذهبی وجود دارند که رسالت اصلیشان همین حوزههاست. شهرداری در این میان باید نقش تسهیلگر و همافزا را داشته باشد، نه اینکه تمام توان و بودجه خود را که از محل عوارض و بهای خدمات شهروندان تأمین میشود، صرفاً در این مسیر هزینه کند.
اعتقاد حرفهای من این است: سازمان های فرهنگی شهرداری ها، باید تولیدکننده فرهنگِ زیستشهری از طریق سیاستگذاری برای لایههای سختِ شهرداری باشند.
رسالت واقعی این سازمانها، تدوین پیوستهای فرهنگی برای بخشهای عمران، شهرسازی، فضای سبز و خدمات شهری است. فرهنگِ شهر، تنها در فرهنگسراها ساخته نمیشود؛ بلکه در کالبد و فیزیک شهر شکل میگیرد. به این مصادیقِ کلیدی که حاصل سالها مشاهده و تحلیل بنده است دقت کنید:
۱. فرهنگ از مسیرِ انضباط و تکنولوژی: خودم در معابر شهر مشهد، رانندگیِ منظم و حرکت بینخطوط را دیدم که حاصل کنجکاوی ام این شد که این رفتار رانندگی، محصولِ مستقیمِ زیرساخت (نصب دوربینهای هوشمند و خطکشیهای استاندارد) است. وقتی سیستم، منظم باشد، شهروند نیز منظم بودن را به عنوان یک فرهنگ میپذیرد.
۲. آرامش از مسیرِ مهندسی اجتماعی: در همین کرمانشاه، احداث یک زیرگذر در تقاطعی که پیشتر کانون ترافیک و نزاعهای خیابانی بود، نشان داد که یک کار عمرانیِ درست، میتواند خشونت اجتماعی را مهار و فرهنگِ مدارا را جایگزین کند.
۳. تولیدِ احترام در کالبد شهرسازی: اگر ضوابط نقشه جامع، دقیق اجرا شود، اگر عرض کوچهها متناسب با جمعیت تعریف شود و اگر در بحث پارکینگ و جلوگیری از تراکمفروشی در کوچههای بنبست هیچ مماشاتی صورت نگیرد، ما در حالِ تزریقِ فرهنگِ احترام به حقوق همسایه هستیم.
۴. عدالت شهری و احساس تعلق: توزیع عادلانه پارکها و فضاهای سبز در محلات حاشیهای، پیامی فرهنگی به شهروند میدهد: تو برای شهر مهم هستی.
این احساسِ دیده شدن، فرهنگِ نگهداری از اموال عمومی را جایگزینِ وندالیسم و تخریب میکند.
۵. فرهنگِ خدمات و کرامت انسانی: سیستم جمعآوری پسماند یا وضعیت حملونقل عمومی، صرفاً یک کار خدماتی نیست. وقتی اتوبوس و تاکسیِ آبرومند و ایستگاهِ استاندارد در اختیار شهروند باشد، فرهنگِ استفاده از حملونقل عمومی، نهادینه میشود. کثیفی و آشفتگی در سیمای شهری، ناخودآگاه فرهنگِ بیمسئولیتی را ترویج میکند.
۶. هویتبخشی و برندینگ شهری: حمایت از معماری بومی، ساماندهی اصولیِ دستفروشان در بازارهای محلیِ ضابطهمند و آموزشِ تخصصی به رانندگان و بازاریان برای برخورد با گردشگران، قطعات پازلی هستند که شخصیت فرهنگی کرمانشاه را در ذهن مهمانان میسازند.
در واقع، رسالت سازمان فرهنگی شهرداری، مدیریتِ رابطهی انسان و فضا است. رویدادمحوری میتواند بخشی از وظایف روابطعمومی شهرداریها باشند، اما سازمان فرهنگی ها باید معمارِ رفتار شهروندی باشند.
نکته پایانی و حیاتی، امانتداری در هزینهکرد عوارض مردم است. عوارضی که شهروند با مشقت، بابت خدمات شهری پرداخت میکند، امانتی است بعنوان بهای خدمات پرداخته و باید صرفِ ارتقای کیفیت زندگی او شود. سیاستگذاری فرهنگی یعنی ما بدانیم با کدام مداخلهی عمرانی، قرار است کدام گرهِ رفتاری را در شهر باز کنیم. وقت آن است که از پوسته تشریفات خارج شویم. مدیریت شهری باید بپذیرد که فرهنگ، نه یک بخشِ ضمیمه، بلکه روحِ حاکم بر تمامی خدمات است. خروجیِ سازمانهای فرهنگی، باید به اصلاحِ ترافیک، کاهشِ زباله، تکریمِ پیادهرو و ارتقایِ هویتِ بصریِ شهر منجر شود.
داود امامی
خرداد ۱۴۰۳
🔻 لینک گروه «خط مطالبه» در ایتا:
https://eitaa.com/joinchat/731448553C4cb566df78
وبسایت:
کانال ایتا:
https://eitaa.com/ostanepanjom
صفحه روبیکا:
rubika.ir/emamidavood63