صبا صادقپور
کرمانشاه شهری است با تاریخی عمیق، هویتی ریشهدار و مردمی که قرنها در پیوند با کوه، آب، بازار و محله زندگی شهری خود را ساختهاند. با این حال، آنچه امروز در سیمای شهر دیده میشود، بیش از آنکه بازتاب این هویت باشد، حاصل سالها تصمیمگیریهای مقطعی، توسعههای شتابزده و غفلت از اصول بنیادین شهرسازی است.
شهر، صرفاً مجموعهای از خیابانها، ساختمانها و پروژههای عمرانی نیست. شهر یک موجود زنده اجتماعی است؛ جایی که کیفیت فضاهای عمومی، پیادهراهها، میدانها و محلهها، مستقیماً بر کیفیت زندگی شهروندان اثر میگذارد. در کرمانشاه اما طی دهههای اخیر، نگاه پروژهمحور و کوتاهمدت در بسیاری از موارد جای نگاه راهبردی و انسانمحور را گرفته است.
بخشهایی از شهر با گسترش بیبرنامه، تراکمهای نامتوازن و کمبود زیرساختهای شهری مواجهاند. در برخی مناطق، فضاهای عمومی کافی برای تعامل اجتماعی وجود ندارد و در برخی دیگر، هویت تاریخی محلات در میان ساختوسازهای ناهماهنگ کمرنگ شده است. این در حالی است که شهری با پیشینه فرهنگی کرمانشاه میتواند الگویی از توسعه شهری متوازن و هویتمحور باشد.
شهرسازی امروز در جهان بر سه اصل مهم تأکید دارد: انسانمحوری، پایداری و هویت شهری. این یعنی خیابانها باید برای عابران پیاده امن و قابل استفاده باشند، فضاهای سبز باید به شکل عادلانه در سطح شهر توزیع شوند و بافتهای تاریخی نه تنها حفظ، بلکه به بخشی زنده از زندگی شهری تبدیل شوند.
کرمانشاه ظرفیتهای کمنظیری برای تحقق چنین الگویی دارد؛ از بافت تاریخی بازار و میدانهای قدیمی گرفته تا موقعیت جغرافیایی خاص در دامنه زاگرس. اما بهرهگیری از این ظرفیتها نیازمند برنامهریزی بلندمدت، مشارکت شهروندان و تصمیمگیریهای مبتنی بر دانش شهرسازی است.
امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است که در مدیریت شهری کرمانشاه یک تغییر رویکرد شکل بگیرد؛ تغییری از «ساختن پروژه» به «ساختن شهر». پروژهها میآیند و میروند، اما شهری که برای انسان طراحی شده باشد، میتواند برای نسلها باقی بماند.
کرمانشاه اگر قرار است آیندهای بهتر داشته باشد، باید دوباره از نو و اینبار با نگاه به انسان، هویت و پایداری، خود را بسازد.
صبا صادقپور