بچههای کرمانشاه از روزهای سختی که دارند و درباره احساسی که دارند میگویند. زینب، دختر هشت ساله، خودش را جلو میآورد و با صدای نرم و کودکانه میگوید: «من فقط میخوام یک روز بیاد که دیگه هیچ صدای بمب نشنوم. دلم میخواد برم پارک و با دوستانم تاب بازی کنم. چرا جنگ همیشه تو خوابهام هست؟»
محمد، پسر دوازده سالهای، هم شانههایش را بالا میاندازد و میگوید: «من هر شب میترسم.من از بازی کالاف هممیترسم. دلم میخواد وقتی میخوابم، خواب یه دنیای خوب و شاد ببینم، نه اینکه از خواب بپرم و بترسم. دعوای بزرگترها باهم چه فایدهای داره؟ فقط دلم میخواد فوتبال بازی کنم و بخندم!»
مینا، که موهای بافتهای دارد و یک عروسک نقلی در دستانش است، با شوق میگوید: «من خواب دیدم همهامون توی یه باغ بزرگ هستیم. دور و برمون پر از گلهای رنگی بود و فقط میخندیدیم و بازی میکردیم! هیچ صدای بدی نبود، فقط خوشی بود!»
امیر که یک بچه فوتبالیست است و در دستش توپ دارد، میگوید: «من میخواهم روزی بیاد که بشه توی زمین فوتبال با همه بچهها بازی کنم. فقط باید بچهها خوشحال باشند و بجای ترس، فقط بخندند! جنگ دیگه کافیاست!»
حال براساس گفته های کودکان و نوجوانان کرمانشاهی که از ترس ها و آرزوهایشان گفتند، باید گفت که طبق گزارش اخیر یونیسف، در پی تشدید درگیریهای نظامی، بیش از ۱۹۰ کودک در نقاط مختلف منطقه جان خود را از دست دادهاند، عددی هولناک که زنگ خطر را به صدا درآورده است.
براساس آمار منتشر شده، از مجموع ۱۹۰ کودک کشته شده، ۱۸۱ کودک در ایران، هفت کودک در لبنان، سه کودک در اسرائیل و یک کودک در کویت جان خود را از دست دادهاند. این آمار تنها یک آمار است؛ آمار زندگیهای از دست رفته، آرزوهای بر باد رفته و خندههایی که به ناگهان خاموش شد. یونیسف نیز به این موضوع اشاره کرده و بر لزوم محافظت از کودکان در مناطق درگیری تأکید کرده است. این نهاد بینالمللی با اعلام این که وضعیت را از نزدیک دنبال میکند، از همه طرفها خواسته است تا به تعهدات خود بر اساس حقوق بینالملل بشردوستانه پایبند باشند و بر ضرورت حفاظت از غیرنظامیان، به ویژه کودکان، تأکید کرده است.
یکی از جنایات هولناک اخیر، حمله هوایی ارتش آمریکا به مدرسه ابتدایی دخترانه شجره طیبه در میناب در جنوب ایران است. در این حمله، ۱۶۸ دانشآموز دختر، که در سنین ۷ تا ۱۲ سال بودند، به طرز وحشتناکی جان خود را از دست دادند. این جنایت نه تنها حق تحصیل و زندگی این کودکان را نقض کرده بلکه یادآوری میکند که قوانین بینالمللی مانند کنوانسیون حقوق کودک و معاهدات بینالمللی در زمینه حقوق بشر در برابر واقعیتهای تلخ جنگ و خشونت چه قدر ناتواناند.
براساس کنوانسیون حقوق کودک، دولتها موظفاند به بهترین شکل ممکن از کودکان در برابر هرگونه آسیب، خطر و خشونت محافظت کنند. این کنوانسیون بر ضرورت احترام به حقوق کودکان و جلوگیری از به خطر افتادن جان آنها در زمان جنگ تأکید دارد. حقوق کودک به عنوان یک اصل بنیادین در تمام معاهدات و کنوانسیونهای بینالمللی به رسمیت شناخته شده است. اما با کمال تأسف، به نظر میرسد که در شرایط بحران، این حقوق به راحتی نادیده گرفته میشوند.
در سالهای اخیر، آمار نشان میدهد که حدود ۳۰ درصد شهدای جنگها را کودکان تشکیل میدهند. این رقم نشاندهنده عمق فاجعه و آثار اجتماعی و روانی ناشی از خشونت بر روی نسلهای آینده است. کودکانی که باید در محیطهای امن و آرام رشد کنند، اکنون به عنوان اهداف حملات نظامی و بازیچههای سیاسی مورد استفاده قرار میگیرند.
در برابر این کشتارها، جامعه بینالمللی باید به اقدامی قاطع دست بزند. تنها ارائه آمار و بیانیههای نگرانکننده کافی نیست. باید به صورت عملی در جهت حفاظت از کودکان و کمک به والدین آسیبدیده اقدام کرد. یونیسف تاکید کرده است که آماده است تا حمایتهای بشردوستانه خود را به قربانیان این خشونتها ارائه دهد. این اقدام باید با همکاری تمامی نهادهای بینالمللی و دولتها همراه باشد، زیرا تنها از طریق همکاری و همیاری جهانی میتوان به حفظ حقوق این نسل آسیبپذیر دست یافت.