▫️داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی
۲۵ خردادماه، در اوج تنشهای ناشی از جنگ دوازدهروزه میان ایران و رژیم صهیونیستی، در یادداشتی با عنوان «تنگه هرمز، مرز صبر ژئوپلیتیکی ایران» نوشتم که سخن گفتن از بستن این گذرگاه حیاتی، بیش از آنکه یک تهدید نظامی باشد، پیامی ژئوپلیتیکی و بازدارنده به جهان است؛ پیامی که بر قدرت موقعیت ایران در جغرافیای انرژی جهان استوار است.
🔻آن روز تأکید شد که تنگه هرمز صرفاً یک آبراه نیست؛ بلکه گلوگاه حیاتی اقتصاد جهانی است و هرگونه نادیده گرفتن امنیت ایران میتواند امنیت انرژی جهان را نیز با چالش مواجه کند. امروز، در میانه تحولات تازه منطقه و تنشهایی که ابعاد آن به تقابل گستردهتر میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی کشیده شده است، همان واقعیت ژئوپلیتیکی بار دیگر خود را نشان داده است.
▫️تحولات اخیر در پیرامون تنگه هرمز نشان داد که این گذرگاه، همچنان یکی از مهمترین اهرمهای راهبردی در معادلات قدرت جهانی است. ایران توانسته با اتکا به موقعیت ژئوپلیتیکی خود، توجه قدرتهای جهانی را به پیامدهای هرگونه بیثباتی در این منطقه جلب کند.
💢واقعیت این است که تنگه هرمز صرفاً یک مسیر عبور نفت نیست؛ بلکه نقطه تلاقی امنیت انرژی، تجارت جهانی و موازنه قدرت در خلیج فارس است. هرگونه اختلال در این گذرگاه میتواند زنجیرهای از پیامدهای اقتصادی و سیاسی در سطح جهانی ایجاد کند؛ از افزایش قیمت انرژی گرفته تا فشار بر اقتصادهای بزرگ و وابسته به واردات نفت.
🔹دستاورد مهم تحولات اخیر را میتوان در برجسته شدن همین واقعیت دانست: ایران کشوری نیست که صرفاً مصرفکننده نظم امنیتی منطقه باشد، بلکه یکی از شکلدهندگان اصلی آن است. هنگامی که امنیت ایران هدف قرار گیرد، طبیعی است که معادلات امنیتی پیرامون یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان نیز دستخوش تغییر شود.
🔻از این پس، به نظر میرسد تنگه هرمز بیش از گذشته در مرکز توجه محاسبات راهبردی قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای قرار خواهد گرفت. تنگه هرمز، در نهایت، نه صرفاً یک آبراه بلکه نماد «ژئوپلیتیکِ انتخاب» ایران است؛ جایی که جغرافیا به سیاست تبدیل میشود و موقعیت، به قدرت.
🔸 همراه ما باشید در 👇
پیامرسان ایتا:
@ostanepanjom