نمره مردودی صداوسیما در آزمون مردم‌بودن

این تشکیلات عظیم، با سرمایه مردم اداره می‌شود، اما مردمی نیست. مردم نه در خبرها دیده می‌شوند، نه در روایت‌ها شنیده می‌شوند و نه در قاب تلویزیون بازنمایی واقعی دارند.

▫️داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی

امروز در جریان پخش زنده یکی از جلسات رسمی دولت، دکتر مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور کشور، انتقاداتی صریح نسبت به عملکرد صداوسیما مطرح کرد؛ انتقاداتی که هنوز چند دقیقه از بیان آن نگذشته بود که پخش زنده جلسه از سوی شبکه خبر قطع شد. همین اتفاق به‌ظاهر ساده، بار دیگر یکی از عمیق‌ترین زخم‌های سیاست‌گذاری رسانه‌ای در ایران را به‌نمایش گذاشت.
🔻این عادت ناپسند صداوسیما که حتی در برابر رئیس‌جمهور نیز تاب شنیدن نقد ندارد و به‌راحتی دست به قطع تصویر می‌زند، دیگر قابل توجیه نیست. مسئله فقط بی‌احترامی به یک مقام رسمی نیست؛ این رفتار در ذهن افکار عمومی به‌درستی به‌عنوان دهن‌کجی به شعور مردم تعبیر می‌شود. وقتی صدای رئیس‌جمهور سانسور می‌شود، مردم با خود می‌گویند: صدای ما که جای خود دارد.
▫️اما بحران صداوسیما فراتر از «خبر» است. این سازمان، سال‌هاست در تولید محتوا نیز دچار فقر مزمن شده است؛ نه فیلم و سریال ماندگار، نه برنامه گفت‌وگومحور جدی، نه طنز فاخر و نه روایت صادق از زندگی امروز مردم. شبکه‌ها تکرار یکدیگرند، مجری‌ها اغلب ضعیف و بی‌اثر، و برنامه‌ها آبکی و خالی از جذابیت و فهم مخاطب‌اند. رسانه‌ای که نتواند سرگرم کند، آگاه کند و اعتماد بسازد، ناخواسته مردم را از خود می‌راند.
🔹اینکه امروز بخش قابل توجهی از جامعه به تماشای شبکه‌هایی چون جم‌تی‌وی یا سریال‌های چندصد قسمتی بیگانه با فرهنگ ایرانی روی آورده‌اند، نتیجه «تهاجم فرهنگی» نیست؛ بلکه محصول سیاست‌های غلط رسانه به اصطلاح ملی است. وقتی مخاطب در رسانه داخلی، چیزی برای دیدن و شنیدن پیدا نمی‌کند، طبیعی است که به هر محتوایی، حتی نامأنوس با فرهنگ خود، پناه ببرد.
🔻در حوزه خبر، وضعیت نگران‌کننده‌تر است. امروز برای بسیاری از مردم، بی‌بی‌سی فارسی و ایران اینترنشنال به مرجع خبر تبدیل شده‌اند؛ نه از سر علاقه، بلکه از سر بی‌اعتمادی به روایت رسمی.
صداوسیما سال‌هاست روایت اول نیست؛ یا دیر می‌گوید، یا ناقص، یا سانسور شده یا با زاویه‌ای که جامعه آن را باور نمی‌کند.
در دنیای رسانه، هرکس روایت اول را از دست بدهد، میدان را واگذار کرده است و وقتی مردم برای «دانستن» به رسانه‌های بیرونی رجوع می‌کنند، همانجا تحلیل و جهت‌دهی را هم دریافت می‌کنند.
▪️تلخ‌تر آن‌که این تشکیلات عظیم، با سرمایه مردم اداره می‌شود، اما مردمی نیست. مردم نه در خبرها دیده می‌شوند، نه در روایت‌ها شنیده می‌شوند و نه در قاب تلویزیون بازنمایی واقعی دارند. رسانه‌ای که باید پل ارتباطی میان حاکمیت و جامعه باشد، عملاً به یکی از عوامل اصلی فاصله میان این دو تبدیل شده است.
🔻تضعیف نظام حکمرانی همیشه با شعار و خیابان رخ نمی‌دهد؛ گاهی با برنامه‌های ضعیف، روایت‌های غیرواقعی، تحقیر شعور مخاطب و واگذاری مرجعیت رسانه‌ای اتفاق می‌افتد. صداوسیما اگر خود را اصلاح نکند، ناخواسته به یکی از عوامل فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف اعتماد عمومی تبدیل می‌شود؛ سرمایه‌ای که بازسازی آن به‌مراتب دشوارتر از حفظ آن است.
قطع پخش زنده سخنان رئیس‌جمهور فقط یک خطای لحظه‌ای نبود؛ نماد یک بحران عمیق است؛ بحرانی که اگر جدی گرفته نشود، هزینه‌اش را نه یک سازمان، بلکه کل سرمایه اجتماعی کشور خواهد پرداخت.

داود امامی
روزنامه‌نگار کرمانشاهی
غروب ۲۰ بهمن ۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *