جنگ و صلح (یادداشتی به بهانه روزهای پرغبار ایران)

اعتراضات مردمی در ایران را نیز اگر از این زاویه ببینیم، نه صرفاً یک رویداد امنیتی است و نه فقط یک دعوای سیاسی؛ اعتراض، زبانِ درد است. زبانی که وقتی شنیده نشود، بلندتر می‌شود. مردمی که خسته‌اند، غمگین‌اند و نگران آینده فرزندانشان هستند.
▫️غمِ مردم، غمِ میهن است. هیچ کشوری با جامعه‌ای غمگین، قدرتمند نمی‌شود؛ حتی اگر موشک‌هایش بلندتر و شعارهایش تندتر باشد.

▫️ داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی

در دوران راهنمایی بود که در کتابخانه وحدت شهرم، کوزران، برای نخستین‌بار با کتاب «جنگ و صلح» روبه‌رو شدم؛ اثر لئون تولستوی. آن روزها این رمان را با علاقه خواندم.
🔻در نگاه نوجوانانه‌ام، «جنگ و صلح» بیشتر روایت جنگ‌های ناپلئونی و حمله فرانسه به روسیه بود. اما با گذشت زمان و افزایش سن، دریافتم که این اثر، در باطن، رمانی عمیق درباره زندگی، انسان و سرنوشت است؛ چیزی شبیه آینه‌ای بزرگ در برابر تاریخ و روان آدم‌ها.
▫️تولستوی در «جنگ و صلح» نشان می‌دهد که تاریخ، برخلاف آنچه در کتاب‌ها نوشته می‌شود، نه فقط حاصل تصمیم فرماندهان است و نه نتیجه اراده چند سیاستمدار پرصدا؛ تاریخ از دل رنج آدم‌های معمولی بیرون می‌آید. از دل خانه‌هایی که چراغشان کم‌نور شده و دل‌هایی که میان ترس و امید معلق مانده‌اند.
🔹امروز نیز ما در میانه یک «جنگ و صلح» ایستاده‌ایم؛ از یک‌سو، تنش‌های ایران و آمریکا بار دیگر به نقطه‌ای رسیده که واژه «جنگ» از حاشیه خبرها به متن گفت‌وگوهای روزمره مردم آمده است؛ واژه‌ای که برای سیاستمداران شاید ابزار چانه‌زنی باشد، اما برای مردم، یادآور اضطراب، نااطمینانی و آینده‌ای مبهم است و از سوی دیگر، صُلحی که مدام وعده داده می‌شود، هرگز آن صلحی نیست که مردم لمسش کنند؛ صلحی که سفره را بزرگ‌تر کند، امید را بازگرداند و ترس را از زندگی روزمره بگیرد.
🔻تولستوی می‌گفت جنگ‌ها را ناپلئون‌ها شروع نمی‌کنند؛ آن‌ها فقط نامشان روی جلد تاریخ می‌آید. بار اصلی جنگ بر دوش مردمی است که نه در کاخ‌ها تصمیم می‌گیرند و نه در اتاق‌های مذاکره سهمی دارند.
▪️اعتراضات مردمی در ایران را نیز اگر از این زاویه ببینیم، نه صرفاً یک رویداد امنیتی است و نه فقط یک دعوای سیاسی؛ اعتراض، زبانِ درد است. زبانی که وقتی شنیده نشود، بلندتر می‌شود. مردمی که خسته‌اند، غمگین‌اند و نگران آینده فرزندانشان هستند.
▫️غمِ مردم، غمِ میهن است. هیچ کشوری با جامعه‌ای غمگین، قدرتمند نمی‌شود؛ حتی اگر موشک‌هایش بلندتر و شعارهایش تندتر باشد.
🔻در «جنگ و صلح»، تولستوی در نهایت به نتیجه‌ای ساده اما عمیق می‌رسد: زندگی نه با فتح سرزمین‌ها معنا پیدا می‌کند و نه با شکست دادن دشمنان فرضی؛ معنا در آرامش مردم، امنیت روانی، شنیده‌شدن صداها و حفظ کرامت انسان است.
🔹شاید وقت آن رسیده که ما نیز «جنگ و صلح» را نه فقط در سیاست خارجی، بلکه در رابطه حکومت با جامعه تعریف کنیم.
▫️صلح، پیش از آن‌که در مسقط امضا شود، باید در خیابان‌ها، خانه‌ها و دل‌های مردم جاری شود وگرنه تاریخ، مثل همیشه، نام‌ها را عوض می‌کند اما رنج‌ها را تکرار می‌کند.

بامداد ۱۷ بهمن ۱۴۰۴
لحظه‌ای از بی‌خوابی
داود امامی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *