▫️ داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی
آنچه این روزها در ایران شاهد آن هستیم، پیش از هر چیز، اعتراض مردم به گرانی و شکاف عمیق میان دخل و خرج است؛ شکافی که زندگی روزمره بخش بزرگی از جامعه را به مرز فرسایش رسانده و صدای نارضایتی را از کف بازار تا خانههای معمولی بالا آورده است.
🔻اعتراض، یک رفتار ناگهانی یا هیجانی نیست؛ محصول انباشت فشارهای اقتصادی، کاهش قدرت خرید، ناامنی معیشتی و احساس نادیدهگرفتهشدن است. وقتی درآمد ثابت میماند اما قیمتها بیوقفه بالا میرود، وقتی سفرهها کوچکتر میشود و آینده مبهمتر، اعتراض نه انتخاب، بلکه واکنش طبیعی جامعه است.
🔹در این میان، تفکیک «اعتراض» از «اغتشاش» ضرورتی انکارناپذیر است. اعتراض، بیان مطالبه است؛ مطالبهای که ریشه در واقعیتهای اقتصادی دارد و هدفش اصلاح مسیرها و سیاستهاست. اما اغتشاش، برهمزدن نظم عمومی با خشونت و تخریب است؛ رفتاری که نهتنها مسئلهای را حل نمیکند، بلکه خود به مسئلهای تازه بدل میشود و امنیت روانی و اجتماعی مردم را نشانه میگیرد.
▫️نادیدهگرفتن این مرزبندی، خطای تحلیلی بزرگی است. برخورد یکسان با معترضِ نگرانِ معیشت و فردی که به تخریب و ناامنی روی میآورد، نه عادلانه است و نه کارآمد.
🔻تجربههای اجتماعی نشان میدهد امنیت پایدار از دل شنیدن اعتراضها میگذرد، نه انکار آنها.
▫️از منظر جغرافیای سیاسی، نارضایتیهای اقتصادی اگر پاسخ روشن و بهموقع نگیرند، میتوانند به بحرانهای گستردهتر اجتماعی تبدیل شوند. مدیریت هوشمندانه این وضعیت، در گرو پذیرش واقعیتهای اقتصادی، گفتوگو با جامعه و اصلاح سیاستهایی است که فاصله دخل و خرج را هر روز عمیقتر کردهاند.
💢اعتراض مردم، پیام روشنی دارد: زندگی سخت شده است.
شنیدن این پیام، نه تهدید، بلکه فرصت اصلاح است؛ فرصتی که اگر از دست برود، هزینههای آن برای همه سنگینتر خواهد بود.
🔸 همراه ما باشید در 👇
پیامرسان ایتا:
@ostanepanjom