گفتگو: داود امامی
استان پنجم- در روزگاری که هیاهوی شبکههای اجتماعی، اغلب فرصتی برای تأمل باقی نمیگذارد، برخی چهرهها همچون پلی میان سنت و جهان مدرن عمل میکنند؛ پلهایی که نه تنها روایتگر فرهنگاند، بلکه خود تبدیل به بخشی از حافظه جمعی جامعه میشوند.
🔻دکتر مهوش سلیمانپور از جمله زنان فرهیخته و اثرگذاریست که توانسته است با تلفیق شعر، زبان مادری، آموزش، هنر گفتار و لباس اصیل کُردی، هویتی چندبُعدی و الهامبخش بیافریند. او در سالهای اخیر با فعالیت ادبی، حضور پررنگ در فضای مجازی، اجرای شعر با لباس کُردی و نگاه عمیق به مسائل زنان، جایگاه ویژهای در میان مخاطبان پیدا کرده است.

🔻این روزها که نام او در میان فرهنگیان، شاعران و هنردوستان کرمانشاه بیش از پیش شنیده میشود، تنها یک چهره ادبی یا یک معلم موفق نیست؛ بلکه بانویی است که روایت «زن بودن» را به زبانی روشن، انسانی و دلنشین بازگو میکند. جهانبینی او نه صرفاً شاعرانه، بلکه اجتماعی، هویتی و عمیق است؛ جهانی که در آن زن کُرد نه تنها بار فرهنگ را به دوش میکشد، بلکه آفریننده زیباییها و ایستادگیهاست.
🔻به مناسبت روز زن، فرصتی شد تا در گفتوگویی متفاوت و مفصل با او درباره زندگی شخصی، مسیر شاعری، کتابها، آینده، دغدغههای زنان و هویت کُردی سخن بگوییم؛ گفتوگویی که صمیمیت و ژرفای آن از تجربه زیسته زنی سرچشمه میگیرد که شعر را نه حرفه، که نفس کشیدن میداند.
استان پنجم – شما در کودکی چگونه با «زبان» و «شعر» آشنا شدید؟ آیا از همان سالها جرقهای در ذهنتان زده شد؟
▫️ بله. راستش شعر برای من یک رخداد ناگهانی نبود؛ بیشتر شبیه یک «رشد آرام» بود. در خانهای بزرگ شدم که گفتوگو، قصه، موسیقی محلی و ادبیات همیشه جاری بود. مادرم حکایت میگفت و پدرم ضربالمثلهای کردی را مثل چراغی در دل تاریکیها روشن نگه میداشت. حس میکنم آن سالها، ناخودآگاه، زبان در من شکل میگرفت.
پدرم در اون سال ها شعر می گفت و با موسیقی سنتی هوره الهام بخش خیالم بود و ۱۳ سالگی شروعی بود بر شاعرانه هایم
شاید همان زمان فهمیدم که واژهها برای من فقط ابزار نیستند؛ «خانه»اند و باید در این خانه آرام بگیرد روح نا آرام.

استان پنجم – نقش خانواده در مسیر شاعر شدن شما چه بود؟
▫️ خانواده من همواره مشوق بود. شاید اگر حمایت آنها نبود، هرگز جرأت نمیکردم شعر را جدیتر دنبال کنم. وقتی اولین شعرهایم را نوشتم، مادرم فقط لبخند زد و گفت: «هر کسی صدایی دارد؛ این صدای توست. خاموشش نکن.» این جمله هنوز هم در لحظههای تردید به کمکم میآید.
من شعر را با اشعار فارسی آغاز کردم و اولین شعرهایم را برای موعود تمام خلق ها حضرت مهدی ( عج) سرودم اما مادرم وقتی کنار تنور نان ساجی نان می پخت گفت شیرم را حلالت نمی کنم اگر به زبان کُردی شعر ننویسی مادرم گفت شعر کوردی بگو و اولین شعر کُردی را برای خودش سرودم.
استان پنجم – شما معلم هستید. چگونه میان تدریس و شعر پیوند میزنید؟
▫️ برای من تدریس، امتداد همان رسالت شاعری است. شعر یعنی روشن کردن ذهنها با زیبایی و آگاهی. کلاس درس هم چنین نقشی دارد. سالهاست تلاش کردهام که به دانشآموزان نشان دهم زبان فقط قواعد نیست؛ زبان یک جهان است. هر روز در کلاس، انگیزه تازهای برای نوشتن پیدا میکنم. کودکان و نوجوانان منبع عظیمی از الهاماند فرشته هایی که با زبان مادری بیگانه اند و رسالت من این است که پیوند عمیقی میان خانه و مدرسه و زبان کُردی ایجاد کنم.

استان پنجم – لباس کردی بخش مهمی از هویت شما در اجراهای شعری است. چرا چنین انتخابی داشتهاید؟
▫️ لباس کردی فقط یک پوشش نیست؛ تاریخ و هویت ماست و با این پوشش اصالت خویش را فریاد می زنیم لباس کوردی اوچ زیبایی ست و یک «بیان فرهنگی». وقتی لباس کردی میپوشم، خودم را تنها یک شاعر نمیبینم؛ نماینده بخشی از فرهنگ زنان کُرد می دانم . میخواهم مخاطب بداند که شعر من از یک زمین مشخص میآید؛ زمینی که رنگها، لحنها، شادیها و حتی غمهایش، همه در تار و پود این لباس نشسته است و عظمتی دارد به نام زبان کُردی.
استان پنجم – در شعر شما زن حضوری جدی و عمیق دارد. زن برای شما چه معنایی دارد؟
▫️ زن یعنی «ریشه». زن یعنی آغاز. زن یعنی ستون خاموشی که خانه روی آن میایستد. در فرهنگ کُردی، زنان همیشه نقش سازنده داشتهاند؛ چه در سختترین سالها و چه در روزهای آرامتر. تصورم این است که اگر شعر من توانسته باشد تصویری تازه و واقعگرایانه از زن بسازد، به این دلیل است که زن را نه به عنوان «موضوع»، بلکه به عنوان «حقیقت» دیدهام و زن نماد رویش و زایش است آفریننده ای که عظمت خالق را در خویش دارد.
استان پنجم – وضعیت زنان در جامعه امروز را چگونه میبینید؟
▫️ زنان امروز بیش از هر نسل دیگری آگاهاند، باسوادترند، پرتوانترند و البته زیر فشار بیشتری هم قرار دارند. جامعه هنوز یاد نگرفته که قدرت زن را تهدید نداند. باور دارم که آینده از آنِ زنانی است که میدانند چگونه از داناییشان استفاده کنند؛ آینده از آنِ زنانی است که از ترس، سکوت نمیسازند و من ترجیح می دهم مادری شاد باشم !
مادری که اهدافِ خودش را دارد …
که ورزش می کند، کتاب می خواند، می نویسد اندیشه دارد . با دوستانش به کافه می رود،
آشپزی و موسیقی و شعر را ادغام می کند،
و کودکش را بدون احساسِ مزاحمت، کاملاً رها و عاشقانه دوست دارد …
اسمم را خود خواه بگذارند، اما من ایمان دارم که چنین مادری، “نابغه” پرورش می دهد …
ترجیح می دهم کنارِ فرزندم، خودم هم “زندگی” کنم، تا اینکه یک قربانی باشم …
و با حسرتی عمیق از کارهای ناکرده ام،
جماعتی را از مادر شدن بترسانم …
من دنیای کودکان را خوب می فهمم …
باور کنید یک مادرِ شاد و پویا، آرزوی هر کودکیست …
خطابم به مردان است که لطفاً به حُرمتِ مادر بودن، زن را تهدید ندانید.

استان پنجم – درباره کتابهای شعرتان بگویید. اولین کتاب چه تجربهای بود؟
▫️ نخستین کتابم لحظهای بود که احساس کردم جهان درونم دیگر در چارچوب صفحات دفتر نمیگنجد. انتشار کتاب یعنی پذیرفتن مسئولیت صدای خود. آن کتاب مجموعهای از تجربههای زیسته بود؛ از زن بودن تا کُرد بودن، از عشق تا دغدغههای اجتماعی. وقتی اولین نسخه چاپی را در دستانم گرفتم، انگار بخشی از وجودم رسمیت پیدا کرده بود این من بودم که اندیشه هایم را مدون می کردم تا سر آغاری باشد بر قلمی پویا و در این راه لطف خدای منان چراغ راهم بود.
استان پنجم – آیا در دست انتشار یا نگارش کتاب تازهای هم دارید؟
▫️ بله. اکنون روی مجموعهای کار میکنم که زنها در آن محور اصلیاند. زنانی که شاید هر کدام روایت متفاوتی داشته باشند اما در نهایت سرنوشتهایشان به هم میرسد. این کتاب برای من مهم است چون میخواهم تصویری دقیقتر و واقعیتر از زنان کُرد امروز ارائه دهم؛ زنانی که هم قدرتمندند و هم زخمی، هم امیدوارند و هم محتاج دیده شدن و کتابی دیگر که در سه جلد ژانرهای نوین ادبیات امروز به تصویر می کشد و کتابی متفاوت است که جز منابع در مقطع دکتری خواهد بود.
استان پنجم – آینده ادبی خود را چگونه میبینید؟
▫️ آینده را روشن میبینم. من هنوز در آغاز مسیرم هستم. آرزو دارم روزی شعر کردی را در سطح ملی و حتی بینالمللی بیشتر معرفی کنم. رؤیایم، ترجمه آثارم و اجرای شعر در زبانهای دیگر است. همچنین دوست دارم در زمینه آموزش خلاقیت ادبی برای دختران جوان فعالیت گستردهتری داشته باشم.
استان پنجم – اگر بخواهید یک جمله برای دختران و زنان امروز بگویید، آن جمله چیست؟
▫️ «صدای خود را پیدا کنید و اجازه ندهید کسی آن را کمرنگ کند.» زن وقتی صدایش را باور کند، جهان تغییر میکند و دوست دارم زنان سرزمینم به خود باوری برسند و زنی که اعتماد به نفس درخود تقویت کند به هیچ بادی نمی لرزد و ستون خانه را مستحکم تر می نماید.

🔻 به گزارش پایگاه خبری تحلیلی استان پنجم؛ گفتوگو با دکتر مهوش سلیمانپور تنها یک مصاحبه نبود؛ مواجههای بود با تفکری که زن را ارج مینهد، شعر را رسالت میداند و فرهنگ کُردی را همچون گوهری زنده و پویا روایت میکند.
او از نسلی است که میان سنت و مدرنیته آشتی برقرار کرده و با جسارتی آرام، زن کُرد را در قاب زیبایی و خردمندی قرار میدهد. سلیمانپور نه تنها شاعر است، که معلم، الهامبخش و حامل بخش مهمی از هویت فرهنگی این سرزمین است.
در روز زن، گفتوگو با او یادآور این حقیقت بود که زنان بهویژه زنان اهل فرهنگ، چگونه میتوانند جهان را روشنتر، انسانیتر و معنویتر کنند. این گفتگو ادای احترامیست به تمام زنانی که صدای خود را پیدا کردهاند و به زنانی که هنوز در مسیر جستوجوی آناند.