▫️داود امامی، روزنامه نگار
آقای قاسمی استاد عزیزم، من همیشه یادداشتها و متنهای شما را میخوانم زیرا اولاً بیهدف نمینویسید و وقت من و خوانندگان را بابت خواندن، تلف نمیکنید. دوم اینکه نوشتن شما زیباست و جذاب، که برمیگردد به حرفه اصلی شما که نمایشنامهنویس خوبی هستید و همچنین اینکه شما یک رسانه ای آگاه هستید که در هر شرایطی مطالبهگری میکنید.
🔻داستان طنز شما درباره مجتمع یازده مغازهای در شو آباد، واقعاً هوشمندانه و بامزه است. وقتی متن شما را خواندم، هم لبخند زدم و هم حس کردم چقدر دقیق، وضعیت واقعی را به تصویر کشیدهاید.
🔻حقیقت این است که وقتی شما از یازده کرکره صحبت میکنید، دقیقاً وضعیت فعلی شهر کرمانشاه را نشان میدهید که همیشه جلسهها به راحتی از رسمیت میافتند. همانطور که گفتید، وقتی چهار نفر حاضر نباشند، جلسه عملاً بینتیجه میشود و تصمیمی گرفته نمیشود. طنز شما این وضعیت را با تصویر یک مجتمع کوچک و کرکرههایی که هر روز باز و بسته میشوند، بسیار ساده و قابل فهم منتقل کرده است.
🔻نکته جالب و بسیار واقعی داستان شما، واکنش مردم و دیگران است؛ همانطور که مردم، بیشتر تماشاچی دعوا هستند تا مشتری، واقعیت هم این است که شهروندان ما گاهی شاهد اختلافها و بنبستهای داخلی میشوند و فقط میتوانند نظارهگر باشند. طنز شما این پیام را با شیرینی و زبانی صمیمی منتقل میکند.
🔻کنایههای شما به دخالت بزرگان یا رسانهها نیز بسیار بامزه و دقیق است. این که حتی یک بلاگر از بیرون نصیحت میکند که «همه با هم باز کنید ببینیم چی میشود»، به شکل طنزآمیز، همان حس واقعی انتظار مردم از اعضای شورا برای هماهنگی و همکاری را نشان میدهد.
🔻در کل، داستان شما هم خندهآور است و هم هوشمندانه وضعیت واقعی را نقد میکند. من کاملاً با این طنز و نگاه دقیق شما موافقم و فکر میکنم چنین روایتهایی هم سرگرمکنندهاند و هم باعث میشوند مخاطب درباره رفتار جمعی و همکاری بیشتر فکر کند.
🔸همراه ما باشید در👇
پیام رسان ایتا :
@ostanepanjom