تأثیرات روانی جنگ
خانم دکتر حدیث موسی زاده مقدم در گفتوگو با ما، ابتدا به تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم جنگ بر کودکان اشاره میکند. او معتقد است که کودکان، به دلیل ناتوانی در بیان احساسات و درک کامل رویدادهای اطراف، بیشتر در معرض آسیبهای روانی قرار دارند. «کودکان چون نمیتوانند احساسات خود را به زبان بیاورند، این ترومای روانی را به شکل علائم رفتاری و فیزیولوژیکی نشان میدهند. مثلا، ممکن است کودکانی که قبلاً خواب راحتی داشتند، دچار کابوسهای مکرر و شباداری شوند. یا ممکن است پرخاشگری، بیقراری، انزوای اجتماعی و حتی لکنت زبان در آنها دیده شود.» او ادامه میدهد: «یکی دیگر از نشانههای استرس در کودکان، چسبندگی بیش از حد به والدین است. این نشان میدهد که کودک احساس ناامنی میکند و نیاز دارد که در کنار والدینش احساس امنیت کند. همچنین، برخی کودکان ناخنجویدن، اختلالات تغذیه، و حتی سکوت ناگهانی را نشان میدهند. اینها همگی نشانگر ترومای روانی است که در اثر رویدادهای جنگ در آنها شکل گرفته است.»
خانم دکتر موسی زاده مقدم در ادامه، به تفاوتهای رفتاری و روانی کودکان در مواجهه با جنگ اشاره میکند و میگوید: «کودکان، به دلیل ناتوانی در بیان احساسات و درک کامل رویدادهای اطراف، بیشتر در معرض آسیبهای روانی قرار دارند. این آسیبها ممکن است در قالب کابوسهای شبانه، اضطراب، پرخاشگری، انزوای اجتماعی، و اختلالات تغذیه ظاهر شوند. همچنین، برخی کودکان ناخنجویدن، لکنت زبان، سکوت ناگهانی و اختلالات رفتاری دیگر را نشان میدهند. این نشانهها، نشانگر ترومای روانی است که در اثر رویدادهای جنگ در آنها شکل میگیرد.»
در مقابل، بزرگسالان نیز با علائم خاص خود روبهرو هستند. خانم دکتر موسی زاده مقدم میگوید: «بزرگسالان ممکن است اضطراب، حملات پانیک، بیخوابی، کابوسهای مکرر، و افکار مزاحم و فلشبکهای مکرر به خاطرات جنگ را تجربه کنند. احساس گناه، ناامیدی، خشم و بیحوصلهگی، از دیگر پیامدهای روانی این رویداد است. این احساسات، نه تنها بر روحیه فرد تاثیر میگذارد، بلکه عملکرد شغلی و خانوادگی او را نیز مختل میکند.» او تاکید میکند که کاهش عملکرد در حوزههای مختلف زندگی، نشانگر شدت تاثیرات روانی است که جنگ بر افراد گذاشته است. «این پیامدها، نیازمند مداخلات روانشناختی و حمایتی است تا بتوانند فرد را به حالت عادی برگردانند.»
راهکارهای مقابله و بهبود وضعیت روانی پس از جنگ
خانم دکتر موسی زاده مقدم در ادامه، به راهکارهای عملی و مؤثر برای کاهش استرس و ترومای روانی پس از پایان جنگ اشاره میکند. او معتقد است که «مداخلات روانشناختی، نقش حیاتی در فرآیند بهبود دارند. یکی از مهمترین این مداخلات، کمکهای اولیه روانشناختی است که شامل گوش دادن بدون قضاوت، تخلیه هیجانی و شناسایی افراد نیازمند به درمانهای تخصصی است.» او توضیح میدهد: «برگزاری جلسات مشاوره گروهی، بسیار موثر است. در این جلسات، خانوادهها و افراد میتوانند تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و احساسات منفی خود را تخلیه کنند. همچنین، بازگرداندن روال عادی زندگی، مانند فعالیتهای روزمره، کار، تحصیل و تفریحات، نقش مهمی در کاهش استرس دارد.» خانم دکتر تاکید میکند که رسانهها نیز باید در این مسیر نقش مثبت ایفا کنند. «پخش برنامههایی با محوریت امید، همبستگی و صلح، و پرهیز از نمایش صحنههای خشن و تصاویر ترسناک، میتواند تاثیر مثبتی بر روان جامعه داشته باشد.»
نقش خانواده و جامعه در فرآیند ترمیم روانی
در بخش دیگری از گفتوگو، خانم دکتر موسی زاده مقدم بر اهمیت نقش خانواده و جامعه در فرآیند بهبود روانی تاکید میکند. او میگوید: «خانواده، نخستین لایه حمایت روانی است. باید فضایی امن و همدلانه فراهم شود که افراد بتوانند احساسات خود را بیان کنند. گوش دادن فعال، بدون قضاوت و انکار احساسات، کلید ترمیم اعتماد عاطفی است.» او ادامه میدهد: «در خانواده، مادر و پدر باید پیام امنیت و حمایت را به فرزندان منتقل کنند. مثلا، وقتی کودک ترسیده است، باید احساسات او را تایید و در کنار او باشند. در جامعه، باید فضاهای تعامل اجتماعی سالم و فعالیتهای جمعی فراهم شود و نهادهای محلی و گروههای همیار خانواده، نقش حمایتی خود را ایفا کنند.»
تأثیر اعلام آتشبس بر روحیه و سلامت روان
خانم دکتر موسی زاده مقدم به تاثیر اعلام آتشبس بر روحیه و سلامت روان افراد اشاره میکند. او معتقد است: «اعلام آتشبس، کاهش اضطراب عمومی و افزایش امید به زندگی را در پی دارد. اما باید این تاثیرات تثبیت شوند. برنامهریزی برای فعالیتهای فرهنگی، هنری و تفریحی، و حمایتهای روانشناختی، از جمله اقداماتی است که میتواند به تثبیت این وضعیت کمک کند.» او همچنین بر اهمیت مراقبتهای روانشناختی پس از آتشبس تاکید میکند و میگوید: «در این مرحله، نیاز است که جامعه و نهادهای حمایتی، برنامههای منسجم و هدفمندی را برای کمک به افراد آسیبدیده اجرا کنند تا اثرات مثبت این رویداد تثبیت و ادامه یابد.»
کلام آخر…
در پایان این گفتوگو، خانم دکتر حدیث موسی زاده مقدم با نگاهی عمیق و انسانی، بر اهمیت توجه به سلامت روان جامعه پس از هر بحران تاکید میکند. او میگوید: «جنگ، نه تنها ویرانیهای فیزیکی، بلکه زخمهای عمیقی بر روان افراد باقی میگذارد. اما با حمایتهای مناسب، آموزشهای روانشناختی و ایجاد فضای امن و همدلانه، میتوان این زخمها را التیام بخشید و جامعهای مقاومتر ساخت.» او در پایان، پیام امیدبخشی دارد: «وقتی ما امروز برای سلامت روانمان سرمایهگذاری میکنیم، در واقع آیندهای بهتر و مقاومتر برای نسلهای آینده میسازیم. باید بدانیم که هر زخم روانی، قابل درمان است و هر بحران، فرصتی است برای بازسازی و رشد.» این گزارش، تنها نگاهی کوتاه به عمق تاثیرات روانی جنگ و راهکارهای مقابله با آن بود. اما در نهایت، باید یاد بگیریم که هر زخم روانی، فرصتی است برای یادگیری، رشد و همبستگی بیشتر. وقتی ما امروز برای سلامت روانمان سرمایهگذاری میکنیم، در واقع آیندهای بهتر، مقاومتر و پرامیدتر برای نسلهای آینده میسازیم. پس بیایید با هم، دست در دست هم، جامعهای بسازیم که نه تنها در برابر بحرانها مقاوم باشد، بلکه در مسیر رشد و تعالی، همواره پیشتاز باشد. این مسیر، نیازمند همت، آگاهی و عشق است. و مطمئناً، با همت و همدلی، میتوانیم زخمهای عمیق را التیام بخشیم و آیندهای روشنتر و انسانیتر رقم بزنیم و باید تأکید کنیم که جنگ، هرچقدر کوتاه و محدود باشد، اثرات عمیق و ماندگاری بر روان انسانها باقی میگذارد. این اثرات، نه تنها در ظاهر و رفتار فرد، بلکه در لایههای عمیقتر روح و روان او نقش میبندند و نیازمند توجه و مراقبت ویژه هستند. همانطور که خانم دکتر موسی زاده مقدم اشاره میکند، ترمیم زخمهای روانی نیازمند همت جمعی، آموزشهای صحیح و حمایتهای مداوم است. ما باید بدانیم که هر فرد، هر خانواده و هر جامعه، در مسیر بهبود و بازسازی پس از بحران، نقش کلیدی دارند. خانوادهها با ایجاد فضای امن و همدلانه، جامعه با تقویت فضاهای تعامل و نهادهای حمایتی، و رسانهها با ترویج پیامهای امید و همبستگی، میتوانند نقش مؤثری در این فرآیند ایفا کنند. در نهایت، این بحرانها، فرصتهایی هستند برای بازسازی و رشد، اگر با دیدی انسانی و همراه با برنامهریزیهای منسجم، به آنها نگاه کنیم تا آیندهای مقاومتر و سالمتر، تنها در سایه همبستگی، آموزش و حمایت مستمر قابل تحقق است. پس بیایید با هم، برای ساختن جامعهای قویتر و روانی سالمتر، قدم برداریم و هر زخم روانی را به فرصت برای رشد و تعالی تبدیل کنیم.
گفتگو: حمید امامی