امید امامی
مردمانی دلداده به زندگی، اما سرسخت در برابر تجاوزحملهی گسترده هوایی و موشکی رژیم صهیونیستی به تأسیسات حساس نظامی و هستهای جمهوری اسلامی ایران، که با شهادت جمعی از سرداران و فرماندهان عالیرتبه سپاه پاسداران، دانشمندان هستهای و نیز جانباختن و زخمی شدن تعدادی از شهروندان غیرنظامی همراه شد، حادثهای نبود که با سکوت پاسخ داده شود. این حمله نهتنها نقض صریح حاکمیت ملی ایران بود، بلکه تلاشی مستقیم برای تضعیف بنیانهای دفاعی و علمی کشور. اما پاسخ ایران، نه احساسی، بلکه حسابشده و درخور، موجی از بازتعریف قدرت را در منطقه به جریان انداخت.
پاسخ موشکی و پهپادی دقیق و گستردهی سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی ایران به مراکز فرماندهی و سامانههای نظامی حساس در عمق اراضی اشغالی، نهتنها انتقام خون شهدا بود، بلکه پاسخی به دههها تجاوز، ترور، خرابکاری و جنگ روانی بود. برای نخستین بار پس از سالها، جهان دید که ایران نهتنها توان نظامی دفاعی و تهاجمی در سطح استراتژیک دارد، بلکه در صورت لزوم، میتواند دقیق، سریع و مؤثر ضربه بزند. مراکز سامانههای پدافندی اسرائیل، سایتهای شنود الکترونیکی، آشیانههای پهپادی، و پایگاههای لجستیکی با دقت مورد هدف قرار گرفتند. تحلیلگران غربی در توصیف این حمله، از آن بهعنوان «پایان دوران حاشیهی امن تلآویو» یاد کردند.
در شهر کرمانشاه، یکی از مهمترین نمادهای پایداری ایران در دوران دفاع مقدس، مردم در واکنش به این وقایع، نگاهی خاص و عمیقتر دارند. شهری که خاطرهی آژیر قرمز، پناهگاههای زیرزمینی، موشکباران و اشغال احتمالی را با گوشت و پوست لمس کرده، اکنون با آرامشی ظاهری و باطنی از جنس اطمینان، تحولات را رصد میکند. بسیاری از کرمانشاهیها معتقدند ایران باید پاسخی سخت میداد.
یکی از بازاریان قدیمی در خیابان مدرس میگوید: «زمان جنگ هم همین بود. اول مردم نگران میشدن، اما وقتی میدیدن که بچهها با غیرت ایستادن، دلشون قرص میشد. امروز هم همینه. ارتش و سپاه زدن وسط قلب دشمن. این جوابش بود.»
در میدان غدیر، در دل شهر، جوانی ۲۵ ساله، دانشجوی دانشگاه رازی، در اجتماع عظیم لبیک برای محکومیت جنايات رژیمصهیونیستی و حمایت از نیروهای مسلح شرکت کرده بود و روبهروی تصویری از شهدای ترور ایستاده و با غرور میگوید: «ما هیچوقت جنگ رو انتخاب نکردیم. ما عاشق پیشرفتیم، عاشق صلح. اما اگه صلح یعنی اینکه یکی بیاد بزنه، بکشه، ببره و ما لبخند بزنیم، ما این صلح رو نمیخوایم. صلحی که بوی حقارت بده، صلح نیست، تسلیمه.»
مادران شهدا نیز هنوز با همان صلابت، از ایستادگی سخن میگویند. پیرزنی ، درحالیکه عکس فرزند شهیدش را نشان میدهد، میگوید: «ما از جنگ خستهایم، ولی از ترس خالی نیستیم. اسرائیل باید بدانه که خون هر ایرانی، با میلیونها غیرت جواب داده میشه. ما بچههامانه دادیم برای اینکه دشمن نیاد اینجا جشن بگیره و ما بشیم کلفت در خانه اش.»
در فضای مجازی، کاربران ایرانی با انتشار تصاویر پاسخ موشکی ایران، سخنان فرماندهان نظامی، شعرهای حماسی و تحلیلهای میدانی، به روشنی نشان دادند که جامعه ایرانی همدرد است، همدل است، اما تسلیمپذیر نیست. هزاران کاربر در توییتر فارسی از هشتگهایی همچون #پاسخ_قاطع، #شهید_را_فراموش_نمیکنیم، و #دفاع_مقدس_ادامه_دارد استفاده کردند. فضای رسانهای ایران، سرشار از ترکیبی بود از سوگ، افتخار و هشدار.
تحلیلگران نظامی در رسانههای غربی به قدرت پاسخ ایران اذعان کردند و می گویند حملهی دقیق و هدفمند ایران به مواضع حیاتی اسرائیل، نهتنها جنبهی نمادین نداشت، بلکه پیامی عملی به همهی متحدان اسرائیل در منطقه بود و علاوه بر ان ایران اکنون نهتنها یک قدرت منطقهای است، بلکه بازیگریست که قواعد بازی را تعیین میکند.
در سطح دیپلماسی، درحالیکه برخی کشورها و مجامع بینالمللی با ژستی منفعل، از «خویشتنداری» ایران خواسته بودند، پاسخ وزارت امور خارجه ایران بهروشنی تأکید داشت که دفاع از خود، حق مسلم و قانونی هر ملتی است. آنچه ایران انجام داد، صرفاً پاسخی مشروع به تجاوزی آشکار بود. این موضع با استقبال ملت ایران روبهرو شد و نشان داد دیپلماسی کشور نیز همراستا با خواست عمومی حرکت میکند.
در متن این بحران، حس ملی و روح ایرانی بار دیگر زنده شد. گویی بطن جامعه، پس از سالها تجربهی ترور، تحریم، جنگ نیابتی و تهدیدهای خارجی، به این بلوغ رسیده که امنیت، چیزی نیست که دیگران برایمان به ارمغان آورند؛ باید خود، با دستان خود، آن را ساخت، نگه داشت و پاس داشت. مردم ایران امروز، نه آن مردمی هستند که فقط منتظر دستور باشند. آنها بازیگران اصلی صحنهی پایداری و بازدارندگیاند. از کارگر ساده گرفته تا استاد دانشگاه، از مادر شهید تا نوجوان تازهکار، همه میدانند که عزت، بهایی دارد، و آنان آمادهی پرداخت آناند، اگر دشمن بخواهد آزمون کند.
این روزها، در کوچهپسکوچههای ایران، بهویژه در شهرهایی چون کرمانشاه، امیدی عجیب موج میزند. نه امیدی خام از پیروزی سریع، بلکه امیدی عمیق به اینکه این ملت هنوز ایستاده است؛ با درد، با زخم، اما با عزت. مردم ایران صلح را میخواهند، اما صلحی که عزت در آن زنده باشد، نه صلحی که برای دست ندادن با دشمن، باید خفت کشید.
و این پیامی است که از دل موشکها، از زبان مادران شهید، از سکوت پدران پیر، و از چشمهای جوانانی که آینده را میخواهند، میجوشد: ایران آغازگر جنگ نیست، اما پایاندهندهی تجاوز است.
ایران بیزار از آتش است، اما در برابر آن، خاموش نمینشیند.
و اگر روزی دستی بهسوی این خاک دراز شود، آن دست با دستان همین مردم شکسته خواهد شد.
اینجا ایران است.
اینجا کرمانشاه است.
و این مردم، ستونهای استوار یک تمدناند.