داود امامی، روزنامهنگار
امروز غروب شنبه ۲۷ اردیبهشت ماه رفتم نانوایی بربری روبروی خونهمون نون بخرم. در حالی که تا پنجشنبه هر قرص نان بربری کنجدی ۱۰ هزار تومان بود، به ناگاه شد ۱۸ هزار تومان. این تغییر ناگهانی در قیمت نان، تنها یک لحظه از بحران اقتصادی است که در طول سالها بر زندگی مردم سایه افکنده است.
افزایش قیمت نان واژهای ساده برای توصیف یک فاجعه بزرگتر است. مردم ایران، اکنون با چالشهای اساسی در تأمین نیازهای اولیه زندگی خود مواجه هستند. قیمتها به طور سرسامآوری افزایش یافته و بسیاری از کالای ضروری از دسترس خانوارها خارج شده است. سفرههای خانوارها از گوشت و مرغ خالی شده و تأمین حتی نان برای برخی از آنها به یک معضل جدی تبدیل شده است. آیا واقعاً باید سفرهها را از نان هم خالی کنیم؟
زندگی روزمره اکثریت قریب به اتفاق مردم به شدت تحت تأثیر قرار گرفته و احساس بیثباتی در اقتصاد، چهرهای غمانگیز از آینده برای آنان ترسیم کرده است. زمانی که یک خانوار نمیتواند یک وعده غذایی متشکل از گوشت و پروتئین را تهیه کند، چگونه میتواند با افزایش قیمت نان کنار بیاید؟ این موضوع نهتنها سلامت جسمی و روحی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه بر روی روابط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز اثرگذار است.
رسیدن به حداقلهای زندگی برای بسیاری از افراد، مخصوصاً اقشار آسیبپذیر، به یک آرزو تبدیل شده است. با افزایش هزینههای زندگی، بیکاری و رکود اقتصادی، خانوادهها ناچارند از بسیاری از نیازها و آرزوهای خود صرفنظر کنند. در یک جامعهای که فشار اقتصادی بر دوش مردم سنگینی میکند، هر روز صبح که افراد از خواب برمیخیزند، باید با وحشتی جدید از افزایش قیمتها مواجه شوند.
بخشی از این فشار را میتوان به نبود برنامهریزی مناسب اقتصادی و عدم نظارت بر بازار نسبت داد. در حالی که مردم در تلاش برای تأمین نیازهای اولیه خود هستند، دولتها و نهادهای مربوطه باید پاسخگوی این وضعیت باشند. آیا بیتفاوتی نسبت به معیشت مردم میتواند توجیهی برای این بحران باشد؟ متأسفانه، وقتی مسئولین خود را از درد و رنج مردم دور میکنند، امید برای بهبود شرایط به ناامیدی تبدیل میشود.
سفرههای مردم به تدریج از محتویات پرنشاط خود خالی میشود و اینجاست که سؤال اساسی مطرح میشود: چه کسی پاسخگوی این نقصها خواهد بود؟ ما تا زمانی که نان و غذا بر سر سفرهمان داریم، میتوانیم اندکی از دشواریها را تحمل کنیم، اما آیا باید نان را هم از ما بگیرند؟
واقعیت این است که ما نیاز به اقداماتی فوری داریم. فراموش نکنیم که نان تنها یک خوراک نیست؛ آن نماد ثبات، امنیت و امید برای زندگی بهتر است. اگر نان را از ما بگیرند، چه چیزی برای زنده ماندن خواهیم داشت؟ امید و آیندهای که به آن چشم دوختهایم، حتماً باید باور داشته باشیم که با همبستگی و توجه به نیازهای واقعی مردم، میتوانیم نجات یابیم. در این زمان، که گوشت و مرغ از سفرههای ما رفته، مسئولان باید بفهمند که سفرههای ما باید همچنان پر از نان بمانند.