کاظمیان از نهایی شدن تأمین زمین برای ۱۵۰ خبرنگار جامانده خبر داده، اما این وعده در برابر تأخیرهای چندینماهه پروژه اصلی، چیزی جز طنز تلخ نیست. کلنگزنی پروژه مسکن ملی خبرنگاران مدتهاست که انجام شده، اما پیشرفت آن بهقدری ناچیز است که انگار طرحی وجود ندارد. معاون وزیر مدعی است که سیاست جدید وزارتخانه، جلوگیری از ثبتنام بدون پشتوانه زمین است. پرسش اینجاست: اگر این سیاست منطقی است، چرا از ابتدا اجرا نشد؟ چراکسانی که با هزار امید آورده اولیه خود را واریز کردهاند، حالا باید در بلاتکلیفی مالی و روانی گرفتار شوند؟ این ناکارآمدی، چیزی جز بیاحترامی به قشر کمدرآمد رسانهای نیست.
تأمین زمین، یکی از بهانههای همیشگی تأخیر در پروژههای نهضت ملی مسکن، از جمله طرح خبرنگاران، بوده است. کاظمیان این مشکل را تأیید کرده، اما توضیح نداده که چرا پروژههایی که زمین آنها تأمین شده، همچنان درجا میزنند. این بیبرنامگی، اعتماد متقاضیان را بهشدت مخدوش کرده است.
در بخش تأمین مالی، وضعیت حتی اسفبارتر است. کاظمیان از بانک پارسیان بهعنوان بانک عامل نام برده و ادعا کرده که تفاهمات انجام شده است. اما تجربه پروژههای مشابه نشان میدهد که بانکها در ارائه تسهیلات بهموقع، کارنامهای فاجعهبار دارند. تسهیلات ۶۵۰ میلیون تومانی فعلی، با هزینههای سرسامآور ساخت (حدود ۱۰.۵ تا ۱۲ میلیون تومان به ازای هر مترمربع)، عملاً شوخی تلخی است. بدتر اینکه، کاظمیان بر لزوم آورده متناسب متقاضیان تأکید کرده، در حالی که بسیاری از خبرنگاران، با درآمدهای ناچیز و بیثبات، توان پرداخت چنین مبالغی را ندارند. این رویکرد، نشاندهنده بیتوجهی کامل به واقعیتهای اقتصادی قشر رسانهای است.
مهمترین پرسش، سرنوشت آوردههای اولیهای است که خبرنگاران ماهها پیش واریز کردهاند، اما پروژه هیچ پیشرفتی نداشته است. آیا وزارت راه و شهرسازی قصد دارد خسارت مالی این تأخیرها، از جمله سود بانکی، را جبران کند؟ سکوت مسئولان در این زمینه، توهینی آشکار به متقاضیان است. بدتر اینکه، هیچ نشانهای از برنامهای برای حمایت از کسانی که در این تأخیرها متضرر شدهاند، دیده نمیشود. کاظمیان از «حفظ پایداری مالکیت» سخن گفته، اما بدون ارائه راهکار عملی، این ادعاها چیزی جز شعارهای پوچ نیستند.
ادعای حمایت از خبرنگاران بهعنوان قشری «تأثیرگذار» نیز در عمل به سخره گرفته شده است. اگر وزارتخانه واقعاً به نقش رسانهها اهمیت میداد، این پروژه به چنین وضعیت فلاکتبار نمیرسید. تأخیرهای مداوم، نبود شفافیت و بیتوجهی به فشارهای مالی بر متقاضیان، نشاندهنده بیمسئولیتی محض است.
کاظمیان از «اقدامات نوآورانه» کرمانشاه در کاهش زمان ساخت و هزینهها سخن گفته و حتی پیشنهاد کارگاههای آموزشی داده است. این ادعاها، در حالی که پروژه اصلی در حد صفر باقی مانده، چیزی جز تلاش برای انحراف افکار عمومی نیست. اگر کرمانشاه واقعاً تجربه موفقی دارد، چرا این تجربه در خود استان به کار گرفته نشده تا متقاضیان از این بلاتکلیفی نجات یابند؟
پروژه مسکن ملی خبرنگاران در کرمانشاه، نمونهای بارز از سوءمدیریت، وعدههای بیپشتوانه و بیاعتنایی به حقوق قشر کمدرآمد رسانهای است. وزارت راه و شهرسازی، با وجود شعارهای پرزرقوبرق، نهتنها نتوانسته گامی مؤثر در این پروژه بردارد، بلکه با تأخیرهای مداوم و نبود شفافیت، اعتماد متقاضیان را نابود کرده است. این پروژه، که قرار بود امیدی برای خانهدار شدن خبرنگاران باشد، به کابوسی از بلاتکلیفی و ضرر مالی تبدیل شده است. ادامه این روند، نهتنها بیعدالتی در حق خبرنگاران، بلکه لکه ننگی بر کارنامه نهضت ملی مسکن خواهد بود.
محمد حقیقی راد