تاثیر جنگ کریدورها بر ژئوپلیتیک و راهبردهای منطقه‌ای ایران

محمدمهدی نیازی، فعال رسانه و تحلیلگر مسائل فرهنگی_سیاسی

در هفته‌های اخیر فاز نخست کریدور راه توسعه عراق با تأسیس یک اسکله بزرگ در خط ساحلی بصره آغاز شده است. این کریدور به‌عنوان پلی میان خلیج فارس و اقیانوس هند عمل می‌کند و در واقع به‌نوعی یک مسیر ارتباطی مهم برای عراق به شمار می‌آید که این کشور را به ترکیه و اروپا متصل می‌سازد.

محمدمهدی نیازی، فعال رسانه و تحلیلگر مسائل فرهنگی_سیاسی

در هفته‌های اخیر فاز نخست کریدور راه توسعه عراق با تأسیس یک اسکله بزرگ در خط ساحلی بصره آغاز شده است. این کریدور به‌عنوان پلی میان خلیج فارس و اقیانوس هند عمل می‌کند و در واقع به‌نوعی یک مسیر ارتباطی مهم برای عراق به شمار می‌آید که این کشور را به ترکیه و اروپا متصل می‌سازد. این پروژه با سرمایه‌گذاری و همکاری کشورهای قطر، امارات و ترکیه دنبال می‌شود و به‌دنبال آن است که عراق را در افق جدیدی از شراکت و همکاری با این کشورها قرار دهد. به‌ویژه، این طرح به‌نوعی موجب خواهد شد که عراق از محور مقاومت و نفوذ ایران دور شود و به سمت روابطی خارج از استراتژی ایران حرکت کند.
مسیر راه توسعه عراق به‌عنوان مکملی برای کریدور زنگزور در منطقه قفقاز عمل می‌کند، کریدوری که به‌طور مستقیم تحت تأثیر نقش ترکیه در حال پیشرفت است. کریدور زنگزور، بخشی از مسیر میانی ابریشم چین به شمار می‌رود که از آذربایجان، سیونیک، نخجوان و ترکیه عبور می‌کند و به‌نوعی به تقویت روابط تجاری و اقتصادی میان این کشورها کمک می‌کند.
در این راستا، سه برنامه کلان در خلیج فارس به‌طور همزمان در حال اجراست که به‌طرز بی‌سابقه‌ای عمق استراتژیک تهران در این منطقه را تضعیف خواهد کرد. اولین برنامه، عرب مد نام دارد که شامل همکاری‌های اقتصادی میان اسرائیل، امارات، عربستان و اردن می‌شود و هدف آن تقویت روابط اقتصادی و سیاسی میان این کشورها است. دومین برنامه، راه توسعه عراق است که با مشارکت ترکیه، امارات و قطر شکل گرفته و به‌دنبال انزوای تهران و کاهش نفوذ آن در منطقه است. سومین برنامه، طرح اجماع جهانی درباره ادعای مالکیت امارات متحده عربی بر جزایر ایرانی است که به‌عنوان یک استراتژی سیاسی و امنیتی برای تضعیف هژمونی ایران در حوزه خلیج فارس مطرح می‌شود.
این اجماع‌ها در سه محور قفقاز، خلیج فارس و عراق، تهران را با مجموعه‌ای از اولویت‌ها و چالش‌های تاریخی مواجه کرده است. این چالش‌ها نیازمند اتخاذ تصمیمات بزرگ و استراتژیک از سوی مقامات ایرانی است تا بتوانند به‌طور مؤثری با تغییرات جدید در محیط سیاسی و اقتصادی منطقه‌ای مقابله کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *