روز ملی کرمانشاه؛ از حافظه تاریخی تا آینده سیاسی یک سرزمین

سال‌هاست که کرمانشاه، بیش از آنکه خود را روایت کند، توسط دیگران روایت شده است؛ گاه با تصویر جنگ، گاه با زلزله، گاه با بیکاری و گاه با محرومیت. هیچ‌یک از این تصاویر دروغ نیستند، اما هیچ‌کدام نیز حقیقت کامل کرمانشاه نیستند. سرزمینی که روایتش به یک یا دو بحران تقلیل یابد، به تدریج در ذهن افکار عمومی نیز با همان بحران‌ها شناخته خواهد شد.

داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی

تقویم‌ها گاه بیش از آنکه روزها را بشمارند، نسبت ما را با جغرافیا تعریف می‌کنند. برخی تاریخ‌ها، صرفاً یادآور یک رخداد نیستند؛ بلکه بهانه‌ای برای بازخوانی نسبت یک سرزمین با تاریخ، قدرت، هویت و آینده‌اند. پنجم مرداد، برای کرمانشاه، از همین جنس است.

سال‌هاست این روز را با عملیات مرصاد و پایان آخرین تهاجم نظامی به خاک ایران به یاد می‌آوریم؛ روایتی درست، اما ناکافی. مسئله آنجاست که حافظه تاریخی، اگر در همان نقطه متوقف بماند، به تدریج به خاطره‌ای آیینی تبدیل می‌شود؛ خاطره‌ای که هر سال تکرار می‌شود، اما کمتر توانایی اثرگذاری بر آینده را دارد.

هیچ سرزمینی تنها با گذشته خود زندگی نمی‌کند؛ همان‌گونه که هیچ جامعه‌ای بدون حافظه تاریخی، آینده‌ای پایدار نخواهد ساخت. هنر سیاست‌گذاری، ایجاد تعادل میان این دو است؛ اینکه گذشته، سرمایه ساختن فردا شود، نه پناهگاهی برای گریز از آن.

کرمانشاه در یکی از حساس‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی ایران قرار گرفته است. این استان، دروازه ارتباط ایران با غرب، حلقه اتصال به بازارهای منطقه، مسیر اصلی بزرگ‌ترین آیین مذهبی جهان تشیع در اربعین و در عین حال، وارث تمدنی است که از بیستون تا طاق‌بستان، روایت ایران را بر سنگ نوشته است. کمتر استانی را می‌توان یافت که چنین تراکمی از مزیت‌های تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و راهبردی را در خود جای داده باشد.

با این همه، پرسش اساسی این است: چرا تصویر ملی کرمانشاه، هنوز با ظرفیت‌های واقعی آن هم‌تراز نیست؟

شاید پاسخ را باید در نوع روایت جست‌وجو کرد. سال‌هاست که کرمانشاه، بیش از آنکه خود را روایت کند، توسط دیگران روایت شده است؛ گاه با تصویر جنگ، گاه با زلزله، گاه با بیکاری و گاه با محرومیت. هیچ‌یک از این تصاویر دروغ نیستند، اما هیچ‌کدام نیز حقیقت کامل کرمانشاه نیستند. سرزمینی که روایتش به یک یا دو بحران تقلیل یابد، به تدریج در ذهن افکار عمومی نیز با همان بحران‌ها شناخته خواهد شد.

از منظر جغرافیای سیاسی، قدرت هر سرزمین فقط در وسعت، جمعیت یا منابع طبیعی آن خلاصه نمی‌شود؛ «روایت» نیز بخشی از قدرت است. امروز شهرها و استان‌های موفق جهان، پیش از آنکه پروژه‌های عمرانی خود را عرضه کنند، روایت خود را ساخته‌اند. آنان فهمیده‌اند که توسعه، پیش از آنکه در بودجه‌ها شکل بگیرد، در ذهن مخاطبان شکل می‌گیرد.

شاید زمان آن رسیده باشد که پنجم مرداد، از یک مناسبت صرفاً یادمانی، به نقطه آغاز «برندسازی سرزمینی» کرمانشاه تبدیل شود. روزی که در آن، دانشگاه از ظرفیت‌های علمی استان سخن بگوید؛ بخش خصوصی از فرصت‌های سرمایه‌گذاری؛ فعالان فرهنگی از تنوع فرهنگی؛ رسانه‌ها از مزیت‌های ژئوپلیتیکی و مدیران، به جای گزارش عملکرد، تصویری روشن از آینده ارائه دهند.

هر مناسبتی که نتواند امید تولید کند، دیر یا زود به تشریفات اداری خلاصه می‌شود. ارزش روز ملی کرمانشاه نیز نه در تعداد پیام‌های تبریک، همایش‌ها یا بنرهای شهری، بلکه در توان آن برای شکل دادن به یک گفت‌وگوی عمومی درباره آینده این استان است.

کرمانشاه، بیش از هر چیز، نیازمند تغییر نگاه است؛ تغییری از «استانی که روزی از مرزهای ایران دفاع کرد» به «استانی که امروز می‌تواند یکی از پیشران‌های توسعه ایران باشد». این دو، در تعارض با یکدیگر نیستند؛ بلکه دومی، امتداد طبیعی اولی است.

شاید بزرگ‌ترین ادای احترام به تاریخ کرمانشاه، آن نباشد که تنها از دیروزش بگوییم؛ بلکه آن باشد که اجازه ندهیم فردایش، کوچک‌تر از گذشته‌اش باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *