▫️ داود امامی، روزنامهنگار
سالهاست بخش بزرگی از بار آموزش عالی کشور، بر دوش مدرسان و اساتید حقالتدریس است. انسانهایی که با مدارک کارشناسیارشد و دکتری، با عشق به علم و جوانان، در کلاسهایی میایستند که اغلب بدون قرارداد رسمی، بدون بیمه، بدون حقوق ماهانه و حتی بدون جایگاهی در شأن علم اداره میشوند.
🔻در ظاهر، دانشگاهها پر از تریبون علماند. اما در پشت همین تریبونها، فرهیختگانی حضور دارند که هیچ نامی از آنها در فهرست رسمی دانشگاهها نیست. کسانی که نه از بیمهای برخوردارند، نه از حق سنوات، نه از حق پژوهش و نه از اطمینان فردا. هرچند شاگردانشان امروز مدیر، پزشک، مهندس و پژوهشگرند، اما خودشان هنوز میان آسمان علم و زمین بیمهری معلق ماندهاند.
دردناکتر آنکه بسیاری از این اساتید، سالهاست در دانشگاههای معتبر کشور تدریس میکنند و به دلیل محدودیت جذب هیئتعلمی، عملاً از هر مسیر رشد اداری یا علمی محروم ماندهاند. در حالی که سایر گروههای آموزشی از نیروهای نهضت سوادآموزی تا معلمان حقالتدریس آموزشوپرورش به تدریج در طرحهای ساماندهی و تبدیل وضعیت قرار گرفتهاند، دانشگاهها هنوز برای این قشر فهیم و صبور، هیچ چارچوب قانونی و حمایتی مشخصی تعریف نکردهاند.
🔻بیتردید، نادیدهگرفتن این نیروهای توانمند، خسارتی مستقیم به بدنه آموزش عالی و آینده علمی کشور وارد میکند. دانشگاه تنها با ساختمان و بودجه اداره نمیشود. روح آن در کلاسها و در صدای استادانی است که بدون پشتوانه، چراغ علم را روشن نگه داشتهاند.
🔹اکنون وقت آن رسیده است که مجلس شورای اسلامی و کمیسیون آموزش و تحقیقات با نگاهی عادلانه و آیندهنگر، طرحی جامع برای ساماندهی وضعیت شغلی و معیشتی اساتید و مدرسان حقالتدریس تصویب کنند. در این مسیر، اقداماتی همچون برقراری بیمه کامل و احتساب سنوات، پرداخت منظم و متناسب با تورم، امکان تبدیل وضعیت پس از سابقه تدریس مستمر و ایجاد صندوق حمایت از مدرسان دانشگاهی، میتواند نخستین گام در بازگرداندن عزت و امنیت شغلی به این جامعه علمی باشد.
شایسته است صدای این قشر فرهیخته، نه بهعنوان مطالبهای صنفی، بلکه بهعنوان درخواستی ملی برای حفظ شأن علم و عدالت آموزشی شنیده شود.
🔸 همراه ما باشید در 👇
پیامرسان ایتا:
@ostanepanjom