داود امامی، روزنامه نگار
چند وقتی بود که خبری از خیلیها نبود. نه بیانیهای، نه مطالبهای، نه حضوری، نه حتی یک دغدغه جدی برای کرمانشاه. انگار با تعویق انتخابات، پرونده شهر هم بسته شده بود. سکوتی عجیب؛ سکوتی که بیشتر از هر حرفی، معنا داشت.اما حالا خبر رسیده که انتخابات شوراهای شهر و روستا قرار است در پاییز برگزار شود. از همین حالا میشود حدس زد که بهزودی دوباره بعضی چهرهها از راه میرسند؛ عکسهای یادگاری با مردم، حضورهای مکرر در مراسمات و مساجد، دلسوزیهای ناگهانی، وعدههای بزرگ و جملههایی که هر چهار سال یکبار از کشوی میز بیرون میآیند.

فقط قبل از شروع این نمایش، اجازه بدهید یک سؤال بپرسم…
این چند وقت، کجا بودید؟ اگر دغدغهتان خدمت به مردم است، این خدمت چرا فقط با اعلام زمان انتخابات آغاز میشود؟ مگر عشق به شهر، تاریخ انقضا دارد؟ مگر مسئولیت اجتماعی فقط در فصل ثبتنام و تبلیغات معنا پیدا میکند؟
حقیقت این است که کرمانشاه بیش از کاندیدا، به کنشگر شهری نیاز دارد؛ آدمهایی که حتی اگر هیچ انتخاباتی هم در پیش نباشد، کنار مردم بایستند، نقد کنند، مطالبه کنند، راهحل ارائه دهند و برای شهر هزینه بدهند.
راستش را بخواهید، نگرانی من چیز دیگری است…
میترسم بعضیها همانطور که با اعلام تعویق انتخابات، ناپدید شدند، بعد از اعلام نتایج هم دوباره ناپدید شوند؛ رأی بگیرند، صندلی بگیرند و بعد، مردم بمانند و وعدههایی که هرگز به مقصد نرسید.
اما این بار، مردم باید یک تفاوت مهم را رقم بزنند. به جای آنکه اسیر شعارهای انتخاباتی شوند، کارنامه روزهای بیانتخابات را ورق بزنند. ببینند چه کسی در روزهای سکوت، کنار شهر ایستاد؛ چه کسی مطالبه کرد؛ چه کسی راهکار داد و چه کسی فقط منتظر شنیده شدن سوت آغاز رقابتها ماند.
انتخابات، آزمون مردم است؛ اما پیش از آن، آزمون کاندیداست و آزمون واقعی، نه از روز ثبتنام شروع میشود، نه با اولین بنر تبلیغاتی.
آزمون واقعی از همان روزی آغاز میشود که هیچ انتخاباتی در کار نیست، اما هنوز برای شَهرت، دغدغه داری.
حالا که پاییز، فصل انتخابات شده است، یک ضربالمثل قدیمی را هم به خاطر داشته باشیم: جوجهها را آخر پاییز میشمارند… نه اول فصل تبلیغات.