جشنواره «پیاز و گردو»، فرصتی که به ضدفرهنگ بدل شد

استان پنجم_ در جشنواره «پیاز و گردو»، نه از «آوای مور» نشانی بود، نه از نمادهای آیینی قوم لک. مردمی که باید میزبان غرور فرهنگی خود می‌بودند، با چهره‌ای گرفته و دلی آزرده صحنه را ترک کردند.

▫️ بهرام پاقدم

ما مردم لک، ضرب‌المثلی داریم که می‌گوید: «هر شهری ماس آوا عه طئری» یعنی هر دیار، رسم و فرهنگی دارد و هر فرهنگی حُرمت خود را.
فرهنگ و خرده‌فرهنگ‌های هر منطقه، ریشه‌های هویتی آن سرزمین‌اند؛ بی‌توجهی به آن‌ها، بی‌توجهی به خود مردم است. اگر قرار است در هر شهری برنامه‌ای فرهنگی برگزار شود، شایسته است از اهل فرهنگ همان دیار مشورت گرفته شود؛ کسانی که هم‌دل و هم‌زبان مردم‌اند و می‌دانند چه چیزی برایشان ارزش است و چه چیزی توهین به باور و اصالتشان.
در هرسین، شهرستانی که کتیبه بیستون در دامان آن آرمیده و بزرگ‌ترین سند نوشتاری جهان را در دل خود دارد، انتظار می‌رفت جشنواره‌ای چون «پیاز و گردو» نه‌تنها رنگ و بوی فرهنگ و هویت بومی داشته باشد، بلکه نمادی از درک عمیق از جایگاه این خطه در تاریخ و تمدن ایران باشد. اما آنچه رقم خورد، متأسفانه فاصله‌ای چشمگیر با این انتظار داشت و موجب رنجش و گلایه مردم هرسین و قوم بزرگ لک شد.
در هرسین، هنرمندان، نویسندگان، پژوهشگران و روزنامه‌نگاران فاخر بسیاری داریم که آثار ارزشمندی در حوزهٔ لک‌شناسی، آیین‌ها و موسیقی بومی خلق کرده‌اند. خوانندگان لک زبانِ توانمندی داریم و از سویی «مور سرایانی» داریم که این نغمه‌ی باستانی قوم لک را به گوش ایران و جهان رسانده‌اند. مجریان کاربلدی داریم که تجربهٔ برگزاری جشنواره‌های ملی را در کارنامه دارند. اما تأسف‌بار است که هیچ‌یک از این سرمایه‌های انسانی در جشنواره‌ای که نام هرسین را یدک می‌کشید، دیده نشدند و به‌جایش کسانی میدان‌دار شدند که نه شناختی از فرهنگ منطقه داشتند و نه تعلقی به آن.
این در حالی است که رسالت چنین جشن‌هایی، معرفی آیین‌ها، باورها و موسیقی بومی است؛ عناصری که می‌توانند پایه‌گذار گردشگری فرهنگی و رونق اقتصادی در کنار حفظ میراث معنوی باشند. اما وقتی کار به دست افراد ناآشنا با فرهنگ سپرده می‌شود، نتیجه نه تنها تقویت هویت محلی نیست، بلکه نوعی «ضدفرهنگ» شکل می‌گیرد که دل مردم را می‌آزارد.
فرهنگ لکی بخشی اصیل از فرهنگ ایران است؛ زبانی که برای ثبت آن سال‌ها تلاش شده و آیین‌هایی که در ذات خود، پیام همدلی، صداقت و پاکی دارند.
اما در این جشن، نه از «آوای مور» نشانی بود، نه از نمادهای آیینی قوم لک. مردمی که باید میزبان غرور فرهنگی خود می‌بودند، با چهره‌ای گرفته و دلی آزرده صحنه را ترک کردند.
اگر متولیان فرهنگی از اداره ارشاد گرفته تا میراث فرهنگی، شهرداری و استانداری به‌جای شتاب‌زدگی، به مشورت با اهل فرهنگ و صاحبان اندیشه می‌پرداختند، بی‌تردید چنین خطایی رخ نمی‌داد. فرهنگ را باید به کاردان سپرد، نه به کسانی که حتی نام هرسین را در جغرافیای فرهنگ و تاریخ ایران نمی‌شناسند.
از این‌رو، انتظار مردم هرسین و جامعه فرهنگی لک این است که در آینده، هر رویداد فرهنگی با نگاه کارشناسی، احترام به اصالت و با بهره‌گیری از نیروهای بومی برگزار شود تا چنین فرصت‌هایی، به‌جای ایجاد دلخوری، سبب بالندگی فرهنگ و شکوفایی گردشگری منطقه شوند.

🔸 همراه ما باشید در 👇
پیام‌رسان ایتا:
@ostanepanjom

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *