▫️ داود امامی، کارشناس ارشد جغرافیای سیاسی
رویدادهای فرهنگی در ذات خود، ابزار بازتولید هویت محلی و تقویت انسجام اجتماعیاند. بهویژه در شهرهایی چون هرسین که پیشینهای غنی از فرهنگ، زبان، آداب و پیوندهای قومی دارند.
اما هرگاه این رویدادها بدون شناخت از «بافت فضایی و فرهنگی» منطقه و بدون مشارکت واقعی مردم طراحی شوند، از مسیر اصلی خود منحرف شده و به صحنهای از نارضایتی و دلخوری عمومی بدل میشوند.
🔻جشنوارهی «پیاز و گردو» میتوانست فرصتی باشد برای نمایش ظرفیتهای بومی، معرفی محصولات محلی و احیای روح همدلی در میان مردم. با این حال، در عمل به رویدادی تبدیل شد که شکاف میان «سازماندهندگان» و «جامعه محلی» را نمایانتر کرد.
💢از منظر جغرافیای سیاسی، هر آیین یا جشنواره، صرفاً گردهمایی مردم نیست؛ بلکه بیانی فضایی از قدرت و هویت جمعی است. زمانی که زبان، موسیقی، پوشش و نشانههای فرهنگی مردم بومی نادیده گرفته میشود یا در حاشیه قرار میگیرد، بخشی از هویت جمعی از فضا حذف میشود. در چنین شرایطی، فضا دیگر کارکرد وحدتبخش ندارد و به عرصهای از دلخوری اجتماعی تبدیل میشود. درست همانگونه که در هرسین رخ داد.
🔻مشکل اصلی نه در اصل برگزاری جشنواره، بلکه در فقدان طرح جامع فرهنگی و بیتوجهی به تنوع هویتی منطقه است. برنامهریزی فرهنگی بدون مطالعه میدانی، گفتوگو با نخبگان محلی و درک واقعیتهای اجتماعی، نتیجهای جز بیاعتمادی نخواهد داشت.
رویدادی که باید میدان نمایش میراث فرهنگی لکزبانان باشد، به ویترینی بیروح از اجراهای کلیشهای و غیرمرتبط بدل شد؛ مصداقی روشن از آنچه میتوان «گسست میان سیاست فرهنگی و واقعیت مکانی» نامید.
🔻در منطق جغرافیای فرهنگی، هر شهر یا روستا حامل سرمایه نمادین ویژهای است. نادیدهگرفتن این سرمایه، بهمعنای حذف عنصر معنا از فضاست. برای احیای این معنا، متولیان فرهنگی باید پیش از طراحی هر جشنواره، مطالعهای دقیق از هویت فضایی، نمادهای بومی و انتظارات مردمی انجام دهند.
اگر چنین نگاهی در مدیریت فرهنگی نهادینه شود، جشنوارههایی چون «پیاز و گردو» دیگر صرفاً گردهمایی نخواهند بود؛ بلکه به آیینهایی زنده برای بازآفرینی هویت، افزایش مشارکت اجتماعی و ارتقای نشاط شهری تبدیل میشوند.
🔸 همراه ما باشید در 👇
پیامرسان ایتا:
@ostanepanjom