۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » استان کرمانشاه » استانی » صفحه یک
  • شناسه : 446
  • 04 ژوئن 2020 - 16:04
  • 52 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : کوثر مهدی آبادی
  • منبع : استان پنجم
. لباس محلی، ضمن زیبایی، حجاب و پوشش کامل را دارد
. لباس محلی، ضمن زیبایی، حجاب و پوشش کامل را دارد
گفتگوی اختصاصی پایگاه خبری تحلیلی استان پنجم با یک بانوی موفق؛

. لباس محلی، ضمن زیبایی، حجاب و پوشش کامل را دارد

بانوان استان کرمانشاه همواره بعنوان قشری تاثیرگذار در توسعه منطقه توانسته اند رد پایی از خود نشان دهند و در این بین کم نیستند بانوانی که با پاس داشت هویت خود بر پوشش سنتی خود تاکید می کنند و در دنیای پر زرق و برق امروز، زیبایی اصلی را در هویت خود می بینند.

گفتگو: کوثرمهدی آبادی

استان پنجم- کرمانشاه بعنوان دیار آب و سنگ و رنگ و دنگ جلوه ای از زیبایی خلقت خداست که با حضور مردمانی از جنس تلاش توانسته در پهنه ی تاریخ هویتی به اصالت کرد بودن معرفی نماید. بانوان استان کرمانشاه همواره بعنوان قشری تاثیرگذار در توسعه منطقه توانسته اند رد پایی از خود نشان دهند و در این بین کم نیستند بانوانی که با پاس داشت هویت خود بر پوشش سنتی خود تاکید می کنند و در دنیای پر زرق و برق امروز، زیبایی اصلی را در هویت خود می بینند.

با خبر شدیم که بانویی از جنس زنان غیور لک در شهرستان هرسین با عزمی جدی کمر همت به معرفی روستای خود و ایجاد یک اقامتگاه بوم گردی نموده است . وجه تمایزی که خانم سمیه باقری دارد بیشتر به اهمیت دادن ایشان به حفظ پوشش محلی و نیز ایجاد محیطی واقعا بومی برای گردشگران است.

در این راستا گفتگویی را با ایشات ترتیب داده ایم که در ادامه می آید:

استان پنجم –  به شما بیشتر می خورد که دهه شصتی باشید. لطفا در همین ابتدا مختصر، خودتان را معرفی بفرمایید.

سمیه باقری متولد ۱۳۶۱ یک دختر کرد تیرماهی هستم و  در حال حاضر ساکن استان کرمانشاه و مدیر اقامتگاه بوم گردی سرماج  می باشم.

استان پنجم – پس برای همین است که شما را دختر سرماج نامیده اند؟

بله، سرماج، روستایی تاریخی است که متاسفانه کم لطفی متولیان امر باعث شده توجه شایانی به این منطقه نشود. دکتر استاد پروفسور گلزاری که تابستان سال گذشته به استان کرمانشاه آمده بودند در برنامه افتتاحیه فرهنگسرای دکتر کزازی، اعلام کردند کرمانشاهیان، شما سرماج را دارید، شاید اسمش را هیچ کدام از شما نشنیده باشید و این موضوع خیلی ناراحت کننده هست.

من آنجا دستم را بلند کردم و گفتم من دختر سرماج ام.

استان پنجم – از روستای سرماج برایمان بگویید.

سرماج در زمان ساسانیان پایه گذاری و قلعه ای در آنجا ساخته شد که در کتب تاریخی به نقل از شاهان ساسانی هم آمده: «من قلعه سرماج را بر فراز کوهی در نزدیکی بیستون بنا کردم.»

قلعه سرماج ابعادی به طول ۴۰۰‌ در ۴۰۰ دارد و شکل یک مربع هست که متاسفانه الان بافت قدیمی روستا روی این قلعه بنا شده و فقط یک قسمت از آنجا را می توانید در حدود ۳۷ متر از دیوارهای بجا مانده را ملاحظه بفرمایید. البته در زمان حسنویه، حسین کُرد برزکانی، سلسله ی حسنویه و تنها حکومت کُرد در کل دنیا را به پایتختی سرماج در قرن چهارم تاسیس کرد که مقر حکومت آن ها سرماج بوده و قلمروی شان تا جنوب ایران و بخشی از خوزستان فعلی و شمال غربی ایران بخشی از ارومیه در بر گرفته است. همچنین در دوره ساسانی، در مکانی که امروز به دکان سرماج معروف است، جلسات بزرگ خسرو پرویز برای کشورهایی که به آنجا می‌آمدند برگزار می شد.

استان پنجم – و چطور شد که در چنین روستایی به فکر ایجاد اقامتگاه بوم گردی افتادید؟

در مورد اقامتگاه باید خدمتتان عرض کنم این واقعا یک اتفاق بود. من تصمیمم برای آمدن به سرماج این نبود، یعنی اصلا قرار نبود که من سرماج بیایم. من مدیریت شرکتی را در تهران داشتم. یک شرکت بِرَند بود. حالا اسمش را لازم نیست اینجا خدمتتون عرض کنم. درآمد ماهیانه خوبی داشتم. وجه اجتماعی بالایی داشتم. طی سفرهایی که با خانواده ام که اصالتا از همین روستا هستند آمدم، پدرم خانه پدری اش را برای تفریح از ورثه خریداری کرد. پدرم جهت انجام کارهای قانونی به میراث فرهنگی رفتند. کارشناسان میراث فرهنگی بازدیدی از آنجا کردند و پیشنهاد اقامتگاه را از طرف خود میراث به پدر من دادند. پدر بنده یک نظامی بازنشسته هستند. ایشان گفتند که«من آنجا را برای تفریح خودم در آخر هفته ها در نظر دارم و دغدغه ی این را ندارم که اینجا را مثلا بخواهم برای مسائل اقتصادی برنامه ریزی کنم».

بعد از اینکه من آمدم و تصمیم گرفتم که خانه ای را برای سکونت و استراحتم در روستا داشته باشم. وقتی که برای کسب مجوز به میراث فرهنگی مراجعه کردم و متوجه شدند که من دختر ایشان هستم. ازمن خواستند موضوع اقامتگاه بوم گردی را پیگیری کنم. وقتی که وارد شدم دیدم که متاسفانه منطقه ما اصلا اقامتگاه ندارد. بیستون که میراث جهانی محسوب میشود و سرماج هم جزو بخش بیستون هست. تصمیم گرفتم که آنجا را خودم اداره کنم  و کار و زندگی را در تهران تعطیل کردم و به سرماج آمدم و شروع کردم و با دست و پنجه نرم کردن با مشکلاتی که داشت و به حمد خدا توانستم موفق بشوم.

استان پنجم – اشاره ای به مشکلات داشتید. برای یک بانو این مشکلات چقدر می تواند سخت تر جلوه کند؟

قطعا مشکلات خیلی زیادی در این مسیر بخصوص برای یک بانو وجود داشت. شما ببینید در ایران، ما خانم ها همیشه کار برایمان مشکل تر از آقایان هست. حالا وارد کار میشوی متوجه میشوی که قضیه کوچیک هست، محیط روستایی هست. قطعا مقاومت هایی احساس میشود. حالا مثلا اینجا قرار است چی بشه! قرار خارجی بیاد، مگه میشه؟ مگه امکان داره؟ و جالب اینجاست که کمک نمیکنند، تضعیف روحیه هم می‌کنند و سنگ اندازی های زیادی هم به سمتت میشود. شاید بخاطر اینکه یک بانو هستی، میخواهند بگویند موفق نشد، نتوانست، خیلی سخت بود، خیلی مشکل بود ولی من به همه ثابت کردم که ما خانم ها اگر بخواهیم کاری رو انجام بدهیم، تصمیم میگیریم و با اقتدار وارد میشویم. و به حمد خدا الان خیلی از دوستان در داخل روستا، خیلی از هم ولایتی های عزیز من و خیلی از دوستان من در استان کرمانشاه و خیلی از مسولین همکاری کردند، کمک کردند و توانستم یک کاری را انجام بدم که حداقل اینکه وظیفه خودم را به عنوان یک شخص از یک استان، در روستایی کوچک در حق کشورم ادا کنم.

استان پنجم – تا جایی که اطلاع داریم شما در اقامتگاه خود با لباس محلی به استقبال مسافرین می روید. هدفتان از این امر چیست؟

ما انسان ها طالب زیبایی هستیم. مسلما همه ما دوست داریم لباس زیبا بپوشیم. وقتی وارد کرمانشاه شدم و وارد منطقه شدم، متوجه قدیمی ها با لباس های سنتی شدم و خیلی لذت بردم، به آنها نگاه می کردم و می گفتم چرا من مثل مادرانم نباشم؟ مثل گذشتگان نباشم؟ چرا من باید هویتم را از دست بدهم؟ منطقه کرمانشاه، رشته کوه زاگرس، طبیعت بی نظیر و چشمه سارهای فراوان باعث شده که ما روحیه خیلی خوب و شادی داشته باشیم. لباس های ما هم طبعا باید همانطور شاد باشد. من خیلی این پوشش را دوست دارم و سعی کرده ام که آن را به همه نشان بدهم. مثلا خدمتتان عرض کنم در پیج اینستاگرام بنده، من با یک سربند و یک لباس محلی خود را معرفی کرده ام. دیگر کسی از من سئوال نمی کند خانم شما اهل کجایید؟ کافی است عکس بنده را ببیند و خودش میفهمد که من یک دختر از تبار لک هستم. پس هویت من کامل نشان و فریاد زده می شود.

استان پنجم- از خاطرات مسافرین خارجی به سرماج بگویید:

یکسری عکاس خارجی از ۶ نقطه دنیا به سرماج آمده بودند. ما یک صبحانه ی کاملا ارگانیک را در حیاط اقامتگاه و روی یک قالیچه پهن کردیم و برای آنها تدارک دیدیم. آنها برای اولین بار، حلیم خوردند. عسل از داخل کندو اقامتگاه بصورت کاملا ارگانیک بود و تمام وسایلی که سر سفره بود، اغذیه ای که سر سفره بود کاملا ارگانیک بود. این ها با انگشت یعنی کاسه را لیس می‌زدند، حلیم را می‌خوردند دو بار تا سه مرتبه صبحانه خوردند آنقدری که دست رو دلشون میگزاشتند و می گفتند خوشمزه ترین صبحانه ای بود که در طول عمرمان خوردیم. و اینکه گروه اول که ۲۵ نفر بودند از توریست های پرتغالی، مکزیکی، اسپانیایی و ایتالیایی که پیش تر۱۷ استان رفته بودند، وقتی آمدند گفتند که در سرماج لذیذترین غذا را که خوردند و زیباترین پوششی را که دیده بودند لباسی بود که بر تن من بود. لباس کاملا سنتی بود. و یک نکته دیگر هم خدمتتان عرض کنم که پروفسورهایی که از ایتالیا آمده بودند برای شناساندن ایران و جاده ی ساسانی و تحقیقات آنها بین ایران و ایتالیا، گفتند که خیلی برای ما جالب است، یکی از زیباترین استان های ایران، کرمانشاه است. بخاطر اینکه تمام آنچه را که باید ببینی از نظر تاریخی و باستانی، از نظر طبیعت خاص و زیبا، از نظر فرهنگی و از نظر مردم خونگرم و مهربان و خوش چهره در کرمانشاه وجود دارد.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*