۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اجتماعی » صفحه یک
  • شناسه : 427
  • 03 ژوئن 2020 - 22:36
  • 169 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : زهرا هروی
  • منبع : استان پنجم
هیچ آیه قرآنی در باب عدم قصاص پدر در قتل فرزندش وجود ندارد
هیچ آیه قرآنی در باب عدم قصاص پدر در قتل فرزندش وجود ندارد
فرزند کشی و بهانه ای به نام ناموس

هیچ آیه قرآنی در باب عدم قصاص پدر در قتل فرزندش وجود ندارد

هیچ آیه قرآنی در باب عدم قصاص پدر، در قتل فرزندش وجود ندارد و حکم صریح قرآن، قصاص قاتل برای حیات بشریت است. تخصیص حکم صریح قرآن با ادله اجماعی و بعضا روایاتی که توسط ادله اجماعی تفسیر مضیق شده اند، خالی از اشکال نیست.

زهرا هروی

عضو هیات علمی گروه حقوق جامعه بین المللی توسعه ارتباطات بین دانشگاهی(ISCDBU)

 

 (و لکم فی القصاص حیاة یا اولی الالباب لعلکم تتقون)؛۱۷۹سوره بقره

قصاص، از ماده «قص» به معنای جستجو و پیگیری از آثار چیزی است و هر امری که پشت سر هم آید، عرب آن را «قصه» می‌گوید و از آنجا که قصاص، قتلی است که پشت سر قتل دیگری قرار می‌گیرد، این واژه در مورد آن به کار رفته است.(مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱، ص۶۰۴.)

قتل نفس اولین جرمی است که از دیدگاه قرآن در زمین واقع شده و از خوی تجاوزگری و خودمحوری انسان حاکی است و این عمل در همان زمان هم جرم و گناه بوده است. (سوره مائده آیات ۲۷ و ۳۲)

 این جرم در همه ادوار تاریخ مورد توجه شدیدترین عکس العمل ها قرار گرفته و قصاص قاتل نه تنها در اسلام مایه حیات بشریت معرفی شده که در الواح دوازده گانه روم ودر مجموعه قوانین حمورابی و در شریعت حضرت موسی و عیسی قصاص وجود داشته و مورد قبول بوده است.

اما قصاص نیز همانند تمام قوانین، اصلی دارد که دارای فروض استثنا نیز می باشد. درخصوص استثناآت اجرای قصاص می توان به ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی اشاره نمود. این ماده بیانگر فروضی است که در آن قاتل باوجود قتل عمد، قصاص نمی شود. یکی ازاین فروض، رابطه ابوت قاتل با مقتول می باشد.

قانون گذار اسلامی بر مبنای روایات معتبر و صحیحه وارده از معصومان(ع) و به پیروی از آرای فقهای شیعه و اغلب فقهای اهل تسنن، در ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی مقرر داشته است: «پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد، قصاص نمی‌شود…». البته این به معنای مصون بودن پدر از تعقیب کیفری نیست. اداره حقوقی قوه قضاییه هم در نظریه شماره ۹۰۷۶ر۷ـ۷ر۱ر۱۳۶۸ آورده است: «اقدامات و الدین به منظور تأدیب یا محافظت اطفال جرم نیست، مشروط بر اینکه در حدود متعارف تأدیب و محافظت باشد و نیز برابر ماده مصرحه قانون‌ حدود و قصاص، پدر یا جد پدری که فرزند خود را بکشد، فقط به پرداخت دیه قتل به ورثه مقتول، محکوم و تعزیر می‌شود. بنابراین به موجب این دو ماده چنانچه پدری فرزند خود را به قتل برساند، قابل تعقیب کیفری است، منتها از مجازات قصاص که مجازات اصلی قتل عمد است، رهایی می یابد.

آنچه مورد توجه است عدم وجود آیه ای در قرآن مبنی بر جواز قتل فرزند توسط پدر است و در این خصوص فقط روایات متعددی از امامان معصوم (ع) به ما رسیده است که پدر به خاطر قتل فرزند قصاص نمی شود.

موافقان با عدم قصاص پدر قاتل در بزه قتل فرزند خود بیان می دارند؛” گرچه علت اصلی این حکم در منابع حدیثی ما بیان نشده است و برای ما روشن نیست، اما می توان گفت برخی از حکمت های عدم قصاص پدری که فرزند خود را به قتل رسانده ا ست” عبارتند از:

۱- مراعات حق پدری و جلو گیری از خسارات بعدی.

۲- با قصاص کردن پدر، این خانواده در غم از دست دادن عزیز دیگری داغدار خواهد شد و مصیبت مضاعفی بر خانواده تحمیل خواهد شد.

۳- کسی که از این جنایت بیشترین آسیب را می بیند در درجه اول خود او و سپس خانواده او است چرا که او ضربه شدید و مهلکی به خود و خانواده خود وارد آوره است و انصاف نیست که به خاطر این عمل در چنین شرایطی قصاص شود.

درخصوص نقد دیدگاه فوق الذکر باید گفت؛ اولا تخصیص پدر در روایات براساس نظریه اجماع فقهای امامیه بوده و لذا بیان کلی والدین در روایات نشانگر اطلاق این لفظ بر جواز قتل فرزند توسط پدر و مادر است و تخصیص پدر بعنوان یک ادله اجماعی، قابل تامل است.

دوما، پدری که سبب قتل فرزند خانواده شده نه تنها ازنظر خانواده خود، بلکه ازطرف جامعه نیز مورد پذیرش قرار نخواهد گرفت و با وجود قتل فرزند، عدم اعتماد و امنیت در خانواده و جامعه به اوج می رسد. لذا بیان اینکه قصاص پدر بزهکار،  سبب برهم ریختن خانواده ای که به موجب اقدام مجرمانه  ی پدر، یکی از اعضای خود را از دست داده اند، به سخره گرفتن اذهان عمومی است.شایسته است، حتی در فرض صحت دیدگاه فوق ، این حق رابرای خانواده مقتول درنظر گرفت که با داشتن حق قصاص،  از حق خود گذشت کرده و شخصا در باب صدمات بیشتر در اثر قصاص پدر، تصمیم بگیرند.

اگر براساس قاعده انصاف (که یکی از ادله توجیهی موافقان مذکور می باشد) به تحلیل مساله بپردازیم،  انصاف، قصاص قاتل براساس آموزه های دینی برای حیات بشریت است. پدر قاتلی که یکی از فرزندان خود را عمدا به قتل رسانیده مورد محبت هیچ از یک افراد خانواده و جامعه نیست که برای تقدم حیات وی برمماتش،  ادله ای دور از منطق بیاوریم. مضاف براینکه اگر این ادله مورد قبول باشد، مادر قاتل درالویت عدم قصاص است. چرا که با قصاص مادر قاتل نیز، خانواده، صدمات جبران ناپذیری متحمل شده و از جهت دیگر مراعات حق پدری در ادله توجیهی عدم قصاص، به طریق اولی باید به مادری که فرزند خود را ماهها آبستن بوده سرایت کند و با ادله توجیهی این افراد باید گفت، اگر پدر قاتل، نباید قصاص شود، مادر نیز به طریق اولی درصورت قتل فرزند خویش، نباید قصاص گردد. درحالیکه این حق فقط برای پدر و بصورت یک جانبه است. بدین معنا که اگر فرزندی پدرش را به قتل برساند، محکوم به قصاص است.

سوماً هیچ آیه قرآنی در باب عدم قصاص پدر، در قتل فرزندش وجود ندارد و حکم صریح قرآن،  قصاص قاتل برای حیات بشریت است. تخصیص حکم صریح قرآن با ادله اجماعی و بعضا روایاتی که توسط ادله اجماعی تفسیر مضیق شده اند، خالی از اشکال نیست.

حتی در صورت رد نظریه ی فوق، که بیان داشتیم ، به احکام ثانویه  در اسلام میتوان مراجعه نمود. طبق این احکام درصورت اضطرار، می توان برای حکم اولیه واقعی، حکم ثانویه ای که مصلحت فرد یا جامعه اسلامی را اقتضا می کند، در نظر گرفت.

با این فرض، حتی اگر حکم اولیه  قصاص پدر قاتل را براساس ادله فوق الذکر نپذیریم، شایسته و واجب است با حکم ثانویه به دلیل اقتضای مصلحت جامعه با قصاص قاتل در جامعه موافقت کنیم. چرا که بر اساس نظریات جرم شناسی، جرم انگاری مجازات باید به گونه ای باشد که تدابیر (حسابگری) مجرم را برای انجام جرم برهم بزند و قابلیت پیشگیرانه قبل از انجام جرم بر قابلیت تنبیهی آن پس از جرم، ارجح است. درحالیکه باوجود مجازات تعزیر و دیه برای پدر قاتل، این مهم حاصل نشده و نمی شود و بابی برای فرزند کشی و بهتر بگوییم دختر کشی به بهانه ناموسی فراهم  آمده است…

همچنان که هر روز شاهد قتل دختران توسط پدران به طرز فجیعی هستیم و از این جهت قاتل هیچ گونه قصاصی پیشرو نداشته و تجری روز افزون مجرمین، در این گونه قتلها را به تماشا می نشینیم.

*کاین سابقه پیشین تا روز پسین باشد.*

به امید وجود جامعه ای با اجرای قوانین ناب قرآنی و حکومت عدل مهدی موعود.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*